در
بازدید : 184019      تاریخ درج : 1389/7/21
Skip Navigation Links.
 

اشاره

شهید آیة الله دكتر مفتح در زمره عالمانى است كه عمر شریف خویش را در راه احیاى معارف اسلامى و نشر فرهنگ اهل بیت به كار گرفته و در سنگرهاى گوناگون به ستیز با جهل و تباهى و ستم پرداخته اند. آن اسوه فضیلت براى آنكه دانشگاه را از تهاجم فرهنگى استعمار و علفهاى هرز طاغوتى نجات دهد چشمه هایى از ارزشهاى والاى دینى را در این كانون اندیشه ، جارى ساخت و در عصرى كه نغمه جدایى دین از دانش ‍ سازگردیده بود و شب پرستان كوردل با تبلیغات نفاق افكنانه خویش بذر تنافر و ضدیت بین حوزه و دانشگاه مى پاشیدند نامبرده این دو كانون را به هم پیوند داد و فرهنگ حاكم بر دانشگاه را كه ارمغان غرب بود متحول ساخت و باورهاى دینى را بر فضاى آن حاكم نمود و به مصداق ((زكاة العلم نشره )) جرعه هایى از اندیشه هایى را كه در حوزه آموخته بود به كام دانشجویان شیفته فضیلت سرازیر نمود. این نوشتار گذرى دارد بر زندگى و آثار آن شهید دانشمند.

از ولادت تا تحصیل

روحانى فرزانه و عالم متعهد مرحوم حاج شیخ محمود مفتح از واعظان مشهور همدان بود كه در نهایت اخلاص و صداقت روزگار مى گذراند و چون وى در ادبیات عرب و فارسى تبحر داشت اشعار زیادى در مدح و منقبت و رثاى اهل بیت سروده كه ضمن زیبایى هاى لفظى از مضامین عالى و تاریخ صحیح ائمه و احادیث معتبر سرچشمه گرفته بود. وى علاوه بر سخنورى و وعظ در حوزه علمیه همدان به تدریس مشغول بود. در سال 1307 ش . در خانه چنین ادیب فاضل و وارسته فرزندى دیده به جهان گشود كه او را محمد نامیدند. دانش طلبى در سایه معنویت و تربیت و در پرتو فضیلت از همان دوران صباوت ، حلاوت جان این كودك گردید.

او روى آوردن به علم و آراسته گردیدن به صفاتى پسندیده را از پدرى عالم و مادرى نیكوسرشت در كلاس باصفاى خانواده آموخت ، از هفت سالگى پایش به مدرسه گشوده شد و در زمینه ادبیات از پدر ادیب و شاعر خویش ‍ بهره مند گردید شهید مفتح پس از فراگیرى مقدمات علوم عربى ، فقه و بخشى از منطق نزد پدر و اساتید وقت حوزه همدان به سال 1322 ش . به آشیانه اهل بیت - قم مقدس - مهاجرت نمود و در مدرسه دارالشفاء و در حجره اى محقر و نمناك اقامت گزید و همچون دیگر جویندگان معارف دینى با جدیت و اهتمامى درخور اهمیت به كسب علوم و مكارم پرداخت .

ذوق سرشار و استعداد عالى به همراه كوشش پرجوش و وجود اساتید برجسته سبب آن گردید تا مفتح به صورت شگفت انگیز و شایان توجهى دروس حوزه از جمله رسائل ، مكاسب و كفایه را طى سالهاى 1324 - 1322 ش . فراگیرد و خود در زمره اساتید حوزه علمیه قم قلمداد گردد.

ایشان عرفان و دروس خارج فقه و اصول را در عالى ترین سطح نزد، رهبر كبیر انقلاب حضرت امام خمینى (ره ) فراگرفت . مرحوم مفتح علاوه بر روابط شاگردى و استادى ، با امام پیوندى صمیمانه داشت و آن روح قدسى به ایشان علاقه و عنایت داشتند و در مدتى كه امام امت در نجف به سر مى بردند وى به طریقى با رهبرى و اسوه خویش ارتباط بر قرار كرد. پیامى كه حضرت امام به مناسبت شهادت این دانشور ارزشمند صادر نمودند. مبین این رابطه است .(810)

دكتر مفتح در آن اختناق خطرناك رژیم ستم شاهى چه در برنامه هاى علمى و پژوهشى و چه جلسات سخنرانى و تلاشهاى تبلیغى اصرار و ابرام داشت كه نام امام خمینى (قدس سره ) مطرح شود و در مسجد قباى تهران صریحا و بدون هیچگونه واهمه اى در سالهاى قبل از انقلاب نام آن بزرگوار را بر زبان جارى مى ساخت . مرحوم مصطفى زمانى نوشته است كه نه تنها مفتح خود چنین روش را بكار مى بست بلكه در انجمن اسلام شناسى اعضاء را تقویت مى كرد تا به كمال شهامت نه تنها مقاصد او را تقویت كنند. بلكه نامش را هم در كتابها بیاورند.(811)

دكتر مفتح بخشى از كتاب رسائل شیخ انصارى را نزد آیة الله مجاهد تبریزى و دروس خارج خصوصا بخشى از اصول را در محضر آیة الله العظمى بروجردى (ره ) فراگرفت . همچنین در فلسفه و حكمت نزد فیلسوف جلیل القدر امام مجهول القدر علامه طباطبائى تلمذ نمود مدتى از محضر فقیه اهل بیت علیه السلام آیة الله العظمى سید محمد رضا گلپایگانى (ره ) و آیة الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) استفاده كرد. بخشى از دروس فلسفه و عرفان را نزد آیة الله حاج میرزا ابوالحسن رفیعى اصفهانى آموخت آیة الله سید محمد جحت پرتوى از اندیشه هاى فقهى خود را به این شاگرد وارسته انتقال داد. دكتر مفتح به موازات علوم حوزوى تحصیلات دانشگاهى را پى گرفت و به دریافت مدرك دكترا در رشته الهیات و معارف اسلامى نائل آمد. در فقه نیز آنچنان تبحرى بدست آورد كه عنوان با صلابت اجتهاد را برازنده خویش ساخت . پایان نامه تحصیلى وى رد مقطع دكترا با عنوان حكمت الهى در نهج البلاغه بدلیل ژرفایى مطالب و عمق مفاهیم با درجه بسیار خوب مورد قبول دانشگاه واقع شد.(812)

پرتو اندیشه

دكتر مفتح پس از درك محضر اساتید وقت حوزه و كسب معارف اسلامى در سطوح عالى بعد از اندك مدتى خود به تدریس كتاب منظومه حاج ملاهادى سبزوارى پرداخت و در شرح و توضیح این اثر مطالبى را تحت عنوان ((روش اندیشه )) به رشته تحریر در آورد كه در حوزه اشتهار یافت .(813)

وى از ابتداى تدریس در دبیرستان دین و دانش قم به روشن نمودن اذهان دانش آموزان در خصوص مباحث دینى و سیاسى و اجتماعى پرداخت و با همكارى شهید مظلوم دكتر بهشتى و حضرت آیة الله خامنه اى به مناسبت تقویت پیوند دانش آموزان ، فرهنگیان و دانشجویان با روحانیون اقدام به تاءسیس كانون اسلامى دانش آموزان و فرهنگیان در قم نمود. این كانون اولین مجتمع اسلامى زنده بود كه در آن گروههاى مختلف جمع مى شدند و جلوه اى بود از هماهنگى همه قشرهاى جامعه بر محور اسلام عزیز و بینش ‍ پرجوشش اسلامى . (814)

دبیرستان دین و دانش پایگاه مهمى براى تلفیق دین و سیاست و نیز مركزى براى انس دین و دانش بود تا از این رهگذر نسل جوان با معارف دینى آشنا شده و طلاب حوزه با مسائل روز ارتباط یابند و وحدت میان روحانیت و اقشار فرهنگى تحقق یابد.

به لحاظ مقبولیت و محبوبیتى كه شهید مفتح بین طلاب و دانش آموزان كسب كرده بود ساواك جهنمى با آن تشكیلات عریض و طویل به وحشت افتاد و براى خنثى كردن فعالیتهاى وى به كیدى ضعیف دست زد و شهید مفتح را به سال 1347 از آموزش و پرورش اخراج و به نواحى بد آب و هواى جنوبى تبعید نمود. در سال 1348 كه زمان تبعید آن شهید بزرگوار به سر رسید و باید به قم باز مى گشت از ورود نامبرده به این شهر مقدس ‍ جلوگیرى كردند و او را ناگزیر به اقامت در تهران نمودند.(815)

شهید مفتح عقیده داشت براى تحول در اندیشه هاى مردم لازم است كه آنان را از دره نادانى به قله آگاهى رسانید. به عقیده وى بهر مسلمان علاقه مند و وظیفه شناس باید در دو جبهه مبارزه كند در یك جبهه با دشمنان اسلام و در جبهه اى دیگر با جهل و خرافه پرستى ، وى با اینكه یكى از برجسته ترین اساتید حوزه و دانشگاه بود و در این دو پایگاه حساس ‍ و نیز در دبیرستان هاى قم به تدریس مشغول بود به منظور آگاهى دادن به توده مردم و بیدار كردن و به حركت درآوردن آنان تلاشهاى وسیع داشت و به هیچ عنوان برنامه هاى تبلیغى خود را رها نمى كرد خصوصا در ایام ماه مبارك رمضان ، محرم و صفر در نقاط مختلف كشور این فعالیت او مضاعف مى گشت در ایام تبعید كه در زاهدان اقامت داشت از وعظ و ارشاد مردم غافل نبود.

دكتر مفتح مسافرتهاى تبلیغى خود را به منبرهاى افشاگرانه و روشنفكرانه تبدیل ساخته بود و سخنانش بدلیل آنكه تاءثیر عمیق و وسیعى در اذهان و افكار مردم داشت و براى دستگاه سفاك پهلوى خطر آفرین بود، بارها از سوى ساواك بازداشت گردید و سخنرانى هایش تعطیل مى شد. وى در شهرهاى مختلفى از جمله آبادان ، اهواز، خرمشهر، دزفول ، اصفهان یزد، شیراز، كرمان ، بندرعباس ، زاهدان ، همدان ، كرمانشاه ، سارى ، بابل ، املش ، آمل ، چالوس ، مشهد، و... تلاشهاى تبلیغى وسیعى داشت .

از تلاشهاى دیگر این شهید والا مقام مى توان تاءسیس جلسات علمى اسلام شناسى را نام برد. این مجمع فعالیت وسیعى را به منظور شناساندن چهره اصلى اسلام شروع كرد و طى آن فضلا و نویسندگان حوزه علمیه آثارى را كه در زمینه هاى گوناگون اسلام شناسى نوشته بودند مطرح كرده و پس از نقد و اصلاحهاى مورد لزوم با مقدمه اى كه دكتر مفتح بر آنها مى نوشت به چاپ رسانده و در اختیار عموم مشتاقان اندیشه هاى ناب اسلامى قرار مى دادند. از آنجا كه ساواك به نقش مؤ ثر این مجمع در شناساندن اسلام و معرفى حقایق تشیع پى برده بود به تعطیل كردن آن اقدام كرد و تنها این مجمع توانست به تاءلیف و یا ترجمه سیزده جلد كتاب اقدام كند.(816)

دكتر مفتح با همكارى شهید بهشتى فعالیت تحقیقى دیگرى را در قم آغاز كرد و با ترتیب دادن جلسات سخنرانى در مسجد رضوى قم از اساتیدى چون شهید مطهرى خواست تا در این برنامه شركت كرده و به حاضران رهنمود بدهند كه شهید مظلوم دكتر بهشتى ضمن مصاحبه اى به این تلاش ‍ تحقیقى اشاره كرده است (817) در این جلسات تحقیقى آیة الله محمدرضا مهدوى كنى و آیة الله سید عبدالكریم موسوى اردبیلى شركت داشتند و با استفاده از منابع اصیل اسلامى به تحقیقات ارزنده و عمیقى دست زده بودند كه بعد از پیروزى انقلاب اسلامى بدان سبب كه هر یك از این افراد در مشاغل عالى مشغول كار بودند، فرصت استمرار این كار پیش نیامد.

آثار و تاءلیفات

با وجود آنكه دكتر مفتح در سنگرهاى متفاوت مشغول مبارزه با رژیم شاه بود و در سطح حوزه و دانشگاه و دبیرستان تدریس مى نمود، از انجام كارهاى پژوهشى و تاءلیفات غافل نبود و نگاشته هاى ارزشمندى بصورت تاءلیف و ترجمه از ایشان به یادگار مانده است كه عبارتند از:

1- ترجمه تفسیر مجمع البیان : جلد اول و دوم این تفسیر به قلم استاد مفتح با همكارى حضرت آیة الله حسین نورى ترجمه شده است ولى جلد سوم را كه دكتر مفتح به تنهایى به فارسى برگردانده است ، سایر مجلدات این تفسیر را دیگر دانشمندان حوزه ، ترجمه نموده اند.

2 - حاشیه بر اسفار ملاصدرا: این حاشیه را دكتر مفتح در زمان تحصیل و تدریس خود بر كتاب اسفار ملاصدرا نوشت و چنین كارى مبین عمق دید و ژرفاى اندیشه آن استاد در عرصه حكمت و فلسفه مى باشد.

3 - روش اندیشه : این كتاب را دكتر مفتح به سال 1336 ش . در علم منطق نوشته است كه به عنوان یكى از منابع درسى در حوزه و دانشگاه از آن استفاده مى شود. علامه طباطبائى (ره ) بر این كتاب مقدمه نوشته است و دقت نظر، اصابت فكر، وفاى بیان و سهولت لفظ مولف را ستوده است .

4 - حكمت الهى و نهج البلاغه : اثر یاد شده پایان نامه تحصیلى دوره دكتراى شهید مفتح است و ضمن آنكه از ژرف نگرى و وسعت مبانى برخوردار است ، مطالب آن براى عموم مردم قابل استفاده مى باشد. این كتاب داراى پیش گفتارى نسبتا مفصل ، مقدمه و سه بخش است .

5 - آیات اصول اعتقادى قرآن : این كتاب شامل چند بخش است كه بخش ‍ اول پژوهش هاى استاد مفتح را در خصوص مباحث اعتقادى شیعه با تكیه بر آیات قرآن در بر مى گیرد.

6 - نقش دانشمندان اسلام در پیشرفت علوم : این نوشتار 60 صفحه اى مجموعه مقالات دكتر مفتح است كه در سال چهارم مجله مكتب اسلام به تدریج انتشار یافته است . كه هشت مقاله را در بر مى گیرد.

7- ویژگیهاى زعامت و رهبرى : در این اثر مقالات و سخنرانى هاى این شهید بزرگوار در خصوص زعامت و رهبرى و مباحث حكومت اسلامى گردآورى شده است .

8- مقالات : در مجلاتى چون مكتب اسلام ، خصوصا مكتب تشیع و نیز مجله معارف جعفرى شهید مفتح مقالاتى را در خصوص معارف اسلامى و معرفى مذهب حقه تشیع نوشته است كه یكى از این مقالات ارزشمند مطلبى است تحت عنوان ((مكتب اخلاقى امام صادق علیه السلام )) كه در پنجمین نشریه سالانه مكتب تشیع در خرداد 1342 ش . درج گردید.

9- مقدمه نویسى بر آثار دیگران : از دیگر كوششهاى فكرى دكتر مفتح نوشتن مقدمه بر آثار نویسندگان جوان حوزه است كه از مجمع علمى اسلام شناسى - كه خود مسئولیت آن را به عهده داشت - شروع شد و تا چند سال بعد استمرار یافت . مجموعه این نوشته هاى ارزشمند اگر؛ جایى تدوین گردد خود كتابى مستقل و در عین حال سودمند را تشكیل خواهد داد. گزیده اى از این مقدمه نویسى ها در كتابى تحت عنوان افكار استاد شهید دكتر مفتح آمده است .

آذرخشى در كویر ستم

شهید مفتح علاوه بر آنكه اندیشه هاى علمى خود را در محضر مبارك حضرت امام خمینى (قدس سره ) صفا داد در پرتو افكار تابناك امام راحل ، ستیز با ستم و نفى هر گونه سلطه را از مهم ترین برنامه هاى خود قرار داد و سخنرانى ها، مقاله ها و در جلسات درسى افراد را نسبت به فجایع جهان اسلام كه ارمغان استعمار است آگاه مى نمود و فساد تباهى استبداد را افشاء مى كرد از این جهت وى را از سخنرانى كردن و هر گونه تبلیغ مذهبى منع كردند چنانچه آن شهید در سخنرانى ماه مبارك رمضان در سال 1357 به این وضع اشاره كرده است .

با این حال این دانشمند مبارز آرام نمى گیرد و وقتى كه از سوى رژیم به سنتهاى اسلامى توهین مى شود فریاد مى زند و مى گوید اگر به افكار اسلامى ما جسارت كرد. ما آرام نمى توانیم بگیریم ، اگر به احساسات مذهبى ما احترام قائل نشدید ملت ایران آرام نخواهد شد. (818) و وقتى با خبر شد كه رژیم منحوس پهلوى تاریخ رسمى كشور را تغییر داده است چون آتشفشانى خروشید و گفت :

((چطور ایرانى باید تاریخ پرافتخار هجرت رسول الله صلى الله علیه و آله را، یعنى تاریخ اسلام ، افتخار انسانها، افتخار ایران ، نجات دهنده ایران را كنار بگذارد. یا رسول الله صلى الله علیه و آله ما از روى تو شرمنده ایم . لذا مرجع بزرگوار پرچمدار جهان تشیع حضرت آیة الله العظمى امام خمینى به ملت ایران هشدار مى دهند كه به كار بردن این تاریخ حرام است .)) (819)

شهید مفتح در سالهاى حدود 1340 ش . كه همزمان با آغاز قیام امت اسلامى است اغلب به شهرهاى استان خوزستان مى رفت و به دستور امام خمینى (قدس سره ) به فعالیتهاى تبلیغى و افشاگرى جنایات رژیم شاه مى پرداخت و وقتى كه ساواك وى را به نقاط بد آب و هوا تبعید نمود و از ورودش به قم جلوگیرى به عمل آورد. دكتر مفتح به منظور گشودن سنگرى براى ستیز با رژیم شاه به شوق همكارى با شهید مطهرى در دانشكده الهیات دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد.

آن شهید بنا به دعوت مؤ منان و اهالى مسجد ((الجواد)) در این مكان مقدس به ایراد سخنرانى و انعقاد جلسات تفسیر پرداخت و از این طریق به روشنگرى و ارتباط بیشتر بین دانشجویان و اقشار روحانى همت گمارد و در سال 1352 ش . براى تجمع و تشكل نیروهاى مسلمان امامت مسجد ((جاوید)) تهران را پذیرفت و در این مكان مبارك هسته مقاومتى تشكیل داد و طى برنامه هاى منظم و جهت دارى از سخنران متعهد و مبارزى همچون شهید مطهرى دعوت بعمل آورد تا در این مكان حاضرین را با حقایق اسلامى آشنا كند.

سرانجام در سوم آذر 1353 ش . پس از سخنرانى یار و همرزم شهید مفتح - آیة الله خامنه اى - و با هجوم ساواك مسجد ((جاوید)) تعطیل و دكتر مفتح و مقام معظم رهبرى پس از دستگیرى در زندان تحت شكنجه هاى سختى قرار گرفتند و دیگر ساواك به مفتح اجازه فعالیت در مسجد را نداد. هنوز دو سال از آزادى وى از زندان نگذشته بود كه ایشان در سال 1355 امامت مسجد قبا را پذیرفت كه چون مسجد قباى پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله محراب و میعادگاه تشنگان حق و فضیلت گردید.

در سال 1356 ش . شهید مفتح اعلام كرد نماز عید فطر را در زمینهاى قیطریه خواهند خواند كه این حركت با وجود برق سلاحها و ماشینهاى مسلح ارتش شاهنشاهى با استقبال جمعیت نمازگزار مواجه شد و شهید مفتح در خطبه هاى نماز به افشاگرى علیه طاغوت و استكبار و صهیونیست ها پرداخت و نام مبارك حضرت امام را در حضور هزاران نفر جمعیت مسلمان بر زبان جارى ساخت و بر اطاعت از فرامنیش تاءكید كرد. از این تاریخ تا رمضان سال 1357 ش . فعالیت هاى مسجد قبل در قالب سخنرانى هاى پرشور در كلاسهاى پرمحتوا ادامه داشت . در صبح روز عید فطر (دوشنبه 13/6/57) در حالى كه جمعیت انبوه با مفتح همصدا بودند و فریاد فرح زاى الله اكبر سر مى دادند به سوى قیطریه حركت كردند. پس از مراسم نماز عید فطر مردم مسلمان با برنامه ریزى شهید مفتح از زمینهاى قیطریه شروع به راهپیمایى كردند كه شكوه آن شگفتى ناظران را برانگیخت . در این تظاهرات سرنوشت ساز كه از ساعت شش بامداد آغاز و تا نیمه شب ادامه داشت صفهاى چند كیلومترى جمعیت طول و عرض چندین خیابان را احاطه كرده بودند.

در آستانه پیروزى انقلاب اسلامى و ورود رهبر انقلاب به كشور ایران با سازماندهى و تدبیر خردمندانه شهید مفتح كمیته استقبال از امام براى این نمایش باشكوه مهیا گردید. آمارها جمعیت استقبال كننده را بین 5 تا 6 میلیون نفر گفته اند كه بخش مهمى از نظم دادن به چنین حركت با شكوهى به عهده شهید دكتر مفتح بود و ایشان در سخنان پرشورى كه در سیزدهم بهمن 1357 ش . ایراد نموده است به این حركت با شوكت و عظمت اشاراتى جالب دارد.(820)

در سنگر دانشگاه

حكمت الهى چنین مقدر كرده بود كه شهید مطهرى و دكتر مفتح كه از شخصیتهاى برجسته حوزه علمیه بودند به دانشگاه رفته و در دلها، انگیزه ها و هدفهاى دو قشر دانشگاهى و روحانى وحدت ایجاد كنند و یكى از بلندترین آرزوهاى امام یعنى پیوند این دو قشر را عملى سازند. شهید مفتح اقدام عملى در راه رسیدن به چنین وحدتى را تغییر نظام آموزشى دانشگاه مى دانست و عقیده داشت دانشگاهى كه هدف آن پرورش انسانهاى دانشمند، دیندار، متعهد و نیكوكار است باید علم و تحصص خود را در راه اعتلاى كشور و تاءمین سعادت مردم به كار گیرد و در طریق استقلال ، عزت و عظمت كشور از خود اهتمامى تواءم با صداقت و جدیت به خرج دهند.

در برنامه چنین دانشگاهى باید عرصه بحث و تحقیق ، علم و عمل تواءم با اخلاص مهیا گردد. و به عقیده وى انس حوزه و دانشگاه با یكدیگر در رسیدن به چنین حالتى تاءثیر به سزایى دارد. آن شهید ضمن پیگیرى به وجود آوردن چنین تحولى در دانشگاه از نظر خط فكرى در زمینه مسائل عقیدتى با خطوط التقاطى سخت مخالفت داشت و در برابر احزاب و گروهكهایى كه تفكر انحرافى داشتند لحظه اى آرام نمى گرفت و در مواردى با آنان درگیر مى شد و به سبب همین موضع گیرى صریح بود كه به ترور وى اقدام كردند.

شهادت

در صبح روز 27 آذر 1358 ش . در جلو دانشگاه الهیات تهران مارقین انقلاب یعنى گروه منحرف فرقان آن متفكر وارسته را هدف چندین گلوله قرار دادند. آرى جهاد آن شهید در عرصه اندیشه آن جاهلان از خدابى خبر را از میدان بدر كرده بود و راهى جز این ندیدند كه قلمهاى شكسته و فرسوده خود را بر زمین نهاده و گلوله برگیرند و مقر آن اندیشمند افشاگر را نشانه گیرند. آنان بزرگ مردى را ترور كردند كه اسلحه اى جز قلم و سخن نداشت و كسى را به شهادت رساندند كه كشتنش جز موج خشم آگین و نفرت و انزجار امت مسلمان نتیجه اى نداشت و اگر بدن پاكش در خاك و خون طپید، فكرش بیشتر تجلى نمود و از بركت خونش تحركى تازه در اندیشه و باورهاى امت اسلام به وجود آمد.

منبع : گلشن ابرار ج 2

 

منبع :

810- مصاحبه با آیة الله دكتر بهشتى ، ویژه نامه شهیدان روزنامه جمهورى اسلامى ، 27 آذر 1359 - ص 12.

811- افكار استاد شهید دكتر محمد فتح ، جمعى از نویسندگان ، ص 10 -9.

812- فرازهایى از زندگى شهید دكتر مفتح ، ص 5.

813- مجله اعتصام ، شماره 32، ص 261.

814- فرازهایى از زندگى شهید دكتر مفتح ، ص 5 - 6.

815- آیات اصول اعتقادى قرآن ، شهید مفتح ، ص 55.

816- افكار شهید مفتح ، ص 9.

817- ویژه نامه شهیدان روزنامه جمهورى اسلامى ، 27 آذر 1359.

818- ویژگیهاى زعامت و رهبرى ، دكتر مفتح ، ص 36.

819- برگرفته از سخنرانى شهید مفتح در دوران طاغوت تحت عنوان ((ايجاد وحدت در امت اسلام ))، پیام انقلاب شماره 177.

820- اقتباس از كتاب ویژگیهاى زعامت و رهبرى ، ص 70 - 65.

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است