در
کتابخانه
بازدید : 55474تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
در صفحات گذشته بحث مختصری در اطراف عقیده ی رایج جهان قدیم به پلیدی ذاتی روابط جنسی مطلقاً، و تأثیر سوء عمیق این عقیده در آشفته ساختن ضمیر بشر ایراد و به منطق عالی خدایی اسلام در این زمینه اشاره شد. در این صفحات آراء و عقاید متفكرین جدید در این زمینه كه درست در نقطه ی مقابل اسلاف خودشان است مورد بحث و تحقیق قرار می گیرد.

اخلاق جنسی قسمتی از اخلاق به معنی عام است؛ شامل آن عده از عادات و ملكات و روشهای بشری است كه با غریزه ی جنسی بستگی دارد. حیاء زن از مرد، غیرت ناموسی مرد، عفاف و وفاداری زن نسبت به شوهر، ستر عورت، ستر بدن زن از غیرمحارم، منع زنا، منع تمتع نظری و لمسی از غیرهمسر قانونی، منع ازدواج با محارم، منع نزدیكی با زن در ایام عادت، منع نشر صور قبیحه، تقدس یا پلیدی تجرد جزء اخلاق و عادات جنسی به شمار می روند. اخلاق جنسی به حكم قوّت و قدرت فوق العاده ی غریزه- كه این قسمت از اخلاق بشری وابسته به آن است- همواره مهمترین بخشهای اخلاق به شمار می رفته است. ویل دورانت می گوید:

«سر و سامان بخشیدن به روابط جنسی همیشه مهمترین وظیفه ی اخلاق به شمار
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 634
می رفته است، زیرا غریزه ی تولید مثل نه تنها در حین ازدواج بلكه قبل و بعد از آن نیز مشكلاتی فراهم می آورد و درنتیجه ی شدت و حدّت همین غریزه و نافرمان بودن آن نسبت به قانون و انحرافاتی كه از جاده ی طبیعی پیدا می كند، بی نظمی و اغتشاش در سازمانهای اجتماعی تولید می شود. » [1] نخستین بحث علمی و فلسفی كه در اینجا به میان می آید این است كه سرچشمه ی این اخلاق چیست؟ چطور شد كه مثلاً خصیصه ی حیا و عفت در زن پیدا شد؟ چرا مرد در مورد زن خود غیرت می ورزد؟ آیا این غیرت همان حسادت معمولی است كه بشر آن را در همه جا محكوم كرده و استثنائاً در این یك مورد آن را پسندیده می داند یا چیز دیگر است؟ اگر همان حسادت است، علت استثنا چیست و اگر چیز دیگر است چگونه می توان آن را توضیح داد؟ همچنین منشأ زشت شمردن كشف عورت، فحشاء ازدواج با محارم و غیره چیست؟ آیا سرچشمه ی اینها خود فطرت و طبیعت است؟ آیا فطرت و طبیعت برای اینكه به هدفهای خود نائل آید و به زندگی بشر- كه طبعاً اجتماعی است- نظام بدهد این احساسات و عواطف را در بشر نهاده است یا علل دیگری در كار بوده و در طول تاریخ در روحیه ی بشر اثر كرده تا تدریجاً جزء ضمیر اخلاقی بشر قرار گرفته است؟ .

اگر سرچشمه ی این اخلاق طبیعت و فطرت است چرا اقوام ابتدائی و اقوام وحشی زمان حاضر كه هنوز مانند اقوام ابتدائی زندگی می كنند این خصایص را لااقل به شكلی كه انسان متمدن دارد ندارند؟ و به هر حال، اصل و منشأ هرچه باشد و گذشته ی بشریت به هر نحو بوده است، امروز چه باید كرد؟ بشر در زمینه ی اخلاق جنسی چه راهی را بایست پیش بگیرد كه به سر منزل سعادت نائل آید؟ آیا اخلاق جنسی قدیم را باید حفظ كرد و یا باید آن را درهم ریخت و اخلاق نوین جایگزین آن ساخت.

ویل دورانت با اینكه ریشه ی اخلاق را نه طبیعت بلكه پیشامدهایی كه احیاناً تلخ و ناگوار و ظالمانه بوده است می داند، مدعی است كه این اخلاق هر چند معایبی دارد اما چون مظهر انتخاب اصلح در مسیر تكامل است، بهتر این است حفظ شود. وی درباره ی 91
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 635
احترام بكارت و مسأله ی حیا و احساس شرم می گوید:

«عادات و سنن اساسی قدیمی اجتماع نماینده ی انتخاب طبیعی است كه انسان در طی قرون متوالی پس از گذشتن از اشتباهات بی شمار كرده و به همین جهت باید گفت با وجود آنكه احترام بكارت و احساس شرم از امور نسبی هستند و با وضع ازدواج از راه خریداری زن ارتباط دارند و سبب بیماریهای عصبی می شوند، پاره ای فواید اجتماعی دارند و برای مساعدت در بقای جنس، یكی از عوامل به شمار می روند. » [2] فروید و اتباع وی عقیده ی دیگری دارند، مدعی هستند كه اخلاق كهن را در امور جنسی باید واژگون كرد و اخلاق جدیدی را جایگزین آن نمود. به عقیده ی فروید و اتباع وی اخلاق جنسی كهن براساس محدودیت و ممنوعیت است و آنچه ناراحتی بر سر بشر آمده است، از ممنوعیتها و محرومیتها و ترسها و وحشتهای ناشی از این ممنوعیتها كه در ضمیر باطن بشر جایگزین گشته، آمده است.

برتراند راسل نیز در اخلاق نوینی كه پیشنهاد می كند، همین مطلب را اساس قرار می دهد. او به عقیده ی خود در زمینه ی اخلاق جنسی از منطقی دفاع می كند كه در آن احساساتی از قبیل احساس شرم، احساس عفاف و تقوا، غیرت (حسادت از نظر او) و هیچ گونه احساس دیگری از این گونه كه وی و امثال او آنها را «تابو» می خوانند وجود نداشته باشد، معانی و مفاهیمی از قبیل زشتی، بدی، رسوایی در آن راه نیابد، فقط متكی به عقل و تفكر بوده باشد. محدودیت جنسی را فقط آن قدر می پذیرد كه در مورد ممنوعیتهای غذایی قابل پذیرش است. وی در كتاب جهانی كه من می شناسم در فصل مربوط به «اخلاق تابو» در پاسخ پرسشی كه از وی می شود به اینكه «آیا هیچ گونه پند و اندرزی برای كسانی كه بخواهند درباره ی امور جنسی خطمشی درست و عاقلانه ای در پیش گیرند دارید؟ » می گوید:

«. . . بالأخره لازم است كه مسأله ی اخلاق جنسی را هم مانند سایر مسائل مورد
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 636
بررسی قرار دهیم. اگر از انجام عملی زیانی متوجه دیگران نشود دلیلی نداریم كه ارتكاب آن را محكوم كنیم. . . » [3] در پاسخ پرسش دیگر به اینكه «بنا به عقیده ی شما باید هتك عصمت را محكوم ساخت، ولی شما اعمال منافی عفت معمولی را چنانچه خسارتی بار نیاورد محكوم نمی كنید» می گوید:

«بله، همین طور است. ازاله ی عصمت (بكارت) یك تجاوز جسمی در میان افراد است اما اگر با مسائل اعمال منافی عفت مواجه شدیم آن وقت باید موقعیت را در نظر گرفت و ملاحظه كرد در چنین موقعیت حساس دلایلی برای ابراز مخالفت وجود دارد یا نه. » [4] ما فعلاً وارد این بحث نمی شویم كه آیا احساساتی از قبیل حیا و غیره- كه امروز «اخلاق جنسی» نامیده می شوند- ریشه ی فطری و طبیعی دارد یا ندارد؟ زیرا این بحث دامنه ی درازی دارد؛ همین قدر می گوییم این توهم پیش نیاید كه واقعاً علوم به آنجا رسیده كه ریشه ی این مسائل را به دست آورده است. آنچه در این زمینه ها گفته شده جز یك عده فرضها و تخمینها نیست و خود فرض كننده ها به هیچ وجه وحدت نظر ندارند.

مثلاً فروید منشأ پیدایش احساس حیا را چیزی می داند، راسل چیز دیگر، ویل دورانت چیز دیگر، كه ما برای پرهیز از اطاله از ذكر آنها خودداری می كنیم. علت اصلی تمایل این افراد به غیرطبیعی بودن این احساسات، عدم موفقیت برای توجیه صحیح این احساسات است.

ما فرض می كنیم این احساسات هیچ گونه [توجیه ] طبیعی ندارد و می خواهیم مانند هر امر قراردادی دیگر بر مبنای مصالح فرد و اجتماع و سعادت بشریت برای اینها تصمیم بگیریم، ببینیم منطق و تعقل به ما چه می گوید؟ آیا منطق و تعقل ایجاب می كند برای بازیافتن كامل سلامت روان و برای رسیدن اجتماع به حداكثر مسرت و
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 637
سعادت تمام قیود و حدود و ممنوعیتهای اجتماعی را بشكنیم؟ یا خیر، مقتضای منطق و تعقل این است كه با سنن و خرافاتی مبتنی بر پلیدی علاقه ی جنسی مبارزه كنیم و در عین حال موجبات طغیان و عصیان و ناراحتی غریزه را به نام «آزادی» و «پرورش آزادانه» فراهم نكنیم.

طرفداران اخلاق جنسی نوین نظرات خود را بر سه اصل مبتنی كرده اند:

1. آزادی هر كسی تا آنجا كه مخل به آزادی دیگران نباشد باید محفوظ بماند.

2. سعادت بشر در گرو پرورش تمام استعدادهایی است كه در وجود وی نهاده شده است. خودپرستی و بیماریهای ناشی از آن مربوط به آشفتگی غرایز است. آشفتگی غرایز از آنجا ناشی می شود كه میان غرایز تبعیض شود، بعضی ارضاء و اشباع و بعضی دیگر همچنان ارضاء نشده باقی بمانند. علیهذا برای اینكه انسان به سعادت زندگی نائل آید باید تمام استعدادهای او را متساویاً پرورش و توسعه داد.

3. رغبت بشر به یك چیز، در اثر اقناع و اشباع كاهش می یابد و در اثر امساك و منع فزونی می گیرد. برای اینكه بشر را از توجه دائم به امور جنسی و عوارض ناشی از آن منصرف كنیم، یگانه راه صحیح آن است كه هرگونه قید و ممنوعیتی را از جلو پایش برداریم و به او آزادی بدهیم. شرارتها و كینه هاو انتقامها همه ناشی از اخلاق خشن جنسی است.

اینهاست اصولی كه اخلاق نوین جنسی را بر آنها نهاده اند و ما باید ان شاء اللّه مواد پیشنهادی این مكتب نوین را با بحث و تحقیق كافی در اصول سه گانه ی فوق مورد بررسی قرار دهیم.
[1] . تاریخ تمدن ، ج /1ص 69
[2] . همان، ج /1ص 74
[3] . جهانی كه من می شناسم ، ص 68
[4] . همان
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است