در
کتابخانه
بازدید : 409672تاریخ درج : 1391/03/27
Skip Navigation Links.
شناسه کتاب
Expand <span class="Sanad">حرف «ب» </span>حرف «ب»
Expand حرف پحرف پ
Collapse حرف تحرف ت
تاریخ- نقش انبیا در تحول تاریخ
تاریخ فقه و فقها
تاریخ هجری- مسأله ی تغییر تاریخ هجری به مسیحی و نقدآقای محیط طباطبایی
تبلیغ و هدایت و نقش مستقل آن
تبلیغ و هدایت و نقش مؤثر آنها
تبلیغ
یادداشت روش تبلیغ
تبلیغ و دعوت
تبلیغ
تبلیغ- حسینیه ی هدایت شیراز (9 و 10 و 11 فروردین 51)
راه و روش تبلیغ دین
تجمّل
تحریفات
تحریف كلمه
تحمل و سعه ی صدر نسبت به عقاید و سلیقه های دیگران
تحولات اجتماعی
تربیت آدمكش در آمریكا
تربیت اسلامی
تربیت و ایدئولوژی
تربیت كودكان و جوانان در آلمان- هدف
تربیت و اخلاق و هماهنگی
تربیت و فطرت و فرق تربیت با صنعت
تربیت و شكفتگی روح، ماهیت تربیت
ترس و دلهره
تربیت- اثر معكوس- تربیت متناسب با زمان- قوه ی نقادی
تربیت از راه میلها و رغبتها نه از راه ترس
تربیت نااهلان
تربیت و اصلاح نفس- تربیت شعور باطن
تربیت اولاد- مدارك
مراحل تربیت
تربیت كودك
تربیت مبنی بر ترس، خرس مآبانه
تربیت- نرمی در جای درشتی و درشتی در جای نرمی
تربیت
تربیت ملی
تربیت اسلامی
تربیت- عوامل سوء تربیت
ترك
تزكیه ی نفس- میلهای خفته
تزكیه ی نفس، بدبینی به نفس
تزكیه ی نفس، انسان سالم
تزكیه ی نفس- اثر سختگیری های افراطی
تزكیه ی نفس- معنی ترك خودپرستی- تفاوت تعبیر قرآنی و تعبیر مزدایی
یادداشت تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- نفس امّاره- لزوم حكومت عاقله
تزكیه ی نفس فلسفی و تزكیه ی نفس عرفانی
تزكیه ی نفس و احتیاج به مربی و مرشد در نزد صوفیه یا احتیاج به روانپزشك
تزكیه ی نفس
تزكیه و جهاد نفس- مدارك و منابع
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- حق بدن
تزكیه ی نفس- روایات
تزكیه و جهاد نفس- روایات
تزكیه ی نفس- اخلاص
تزكیه ی نفس
راههای اصلاح اخلاق و تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- علل فساد اخلاق
تزكیه ی نفس و ترك دنیایی كه نیرو و آزادی است
مسائل مربوط به تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- جهاد با نفس
تسلیم
تسلیم در برابر حقیقت
تسلیم به راه هر مقصد
تصوف، كتب عرفانی
تصوف- چنته ی فقر
تعصب
تعلیم و تربیت اسلامی
تضاد
تعارف
تعاون
تعرّب بعدالهجرة
تعصب دینی از نظر سید جمال
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشت تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت مكانیكی
تعلیم و تربیت اسلامی
مسائل تعلیم و تربیت
مسائل تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشت تعلیم و تربیت اسلامی جلسه شب سوم خرمشهر
تعلیم و تربیت اسلامی- عامل زمان
تفاهمات اسلامی درس اول: حسن تفاهم
درس دوم: آیات و احادیث
درس سوم: نقش حج در وحدت وتفاهم مسلمانان
تفاهمات اسلامی
تفتیش عقاید، مدارك
تفتیش عقاید در مسیحیت
تفسیر سوره ی حمد- صراط مستقیم
مقدمه ی تفسیر حمد- جواد صابر
تفقّه و تفكر
تفقه و بصیرت
تفكر
تقلید
آیات ذمّ تقلید
تقلید
تقوا و آرزو و سعادت
تقیه ی سیاسی
تقیه و پفیوزی
تقیه و نفاق
تقیه- دو تفسیر برای تقیه
تقیه
تقیه- امر به معروف و نهی از منكر
تقیه
تقیه- خروج بالسیف
تقیه
راز تكامل
تكامل تاریخی انسان
تكامل تاریخ و مفهوم آن
تكفیرها
تمدن غرب- جنایت در آمریكا
تمدن
تمدن جدید- آمار جنایت در آمریكا
تمدن و خودكشی
تمدن جدید و مشخصات آن
تمدن خارجی
تمدن- هدف تمدن چیست؟
تمدن و دین
تمدن، علل انحطاط تمدنها، اسلام و مقتضیات زمان
تمدن و علل انحطاط آن
تمدن امروز
تمدن اسلامی
تمدن اسلام- مدارك
انگیزه های تمدن اسلامی
تمدن اسلامی- علت انحطاط مسلمین از نظر سید جمال
تمدن اسلامی- علل انحطاط مسلمین از نظر كواكبی
تمدن جدید- آمریكا
تمدن و اعتیاد
تمدن جدید، آثار ماشین
تمدن- عناصر تمدن و فرهنگ
تمدن معاصر- مشكلات امروز
تمدن ماشینی و انقلاب صنعتی، یا خطای فرزند آدم
تمدن اسلام- انگیزه ها و عواملش
تمدن امروز و گرسنگی دو سوم سكنه ی جهان
تنهایی
تواضع
توتم و تابو
توكل
توكل- مدارك
توكل و كار و تحصیل رزق
اتقوا مواضع التهم
تهمت و فحاشی
Expand حرف جحرف ج
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
1. به طوركلی دین و مذهب، خصوصاً ادیان توحیدی (ادیان واقعی) چه نقشی در تاریخ داشته اند؟ اساساً نقشی داشته اند یا نداشته اند و اگر داشته اند مثبت بوده یا منفی؟ ممكن است گفته شود نظر به اینكه انبیا مردم را به آخرتگرایی و ترك دنیا و به درونگرایی و انصراف از بیرون دعوت می كرده اند و به این وسیله مردم را از زندگی دلسرد و منصرف می كرده اند و نشاط زندگی را می گرفته اند و زندگی را بی ارزش و بی اعتبار می دانسته اند، پس اساساً نقش صریح آنها نقش منفی بوده است یعنی بدون هیچ گونه لفافه و پرده ای، همچنان كه در برخی مكاتب فلسفی نیز چنین است نظیر مكتب كلبی یونانی و بودایی هندی و بلكه عرفان و تصوف. لهذا در هر دوره ای كه بیشتر عرفان و تصوف حاكم بوده است دوره ی انحطاط است، خواه به نحو علت و یا معلول، یعنی خواه تصوف علت انحطاط بوده است و یا معلول آن و رشدیابنده در زمینه ی انحطاطها و ناامیدیها و ناكامیها از
جلد دوم . ج2، ص: 46
مواهب زندگی (ر. ك: نمره ی 4) .

بنابراین طبیعت دین و عرفان و زهد و ریاضت و بالاخره معنویت اقتضا می كند روگرداندن از زندگی را و درنتیجه نه تنها توقف را بلكه انحطاط و تأخر را. تحولات تاریخی و انتقالات از دوره ی پست تر به دوره ی عالیتر و بالاخره توسعه و گسترش وسایل زندگی همه مولود تمرّد از تعلیمات آخرتگرایانه و معنی گرایانه است.

این منطق، منطق كسانی است كه آشنایی شان با دین فقط در این حد است كه دین همان چیزی است كه دعوت به آخرت و ترك دنیا می كند. شك نیست كه دین دعوت به ترك دنیاپرستی می كند اما اگر همه ی تعلیمات دینی همین بود و بس، قهراً لوازمی هم داشت از قبیل آنچه گفته شد. اما دین دعوت به آخرت و اصلاح نظام دنیا می كند.

اصلاح نظام دنیا از یك نظر یكی از دو هدف دین است (لیقوم الناس بالقسط) و از نظری هدف ثانوی آن است، یعنی امری است كه بدون آن وصول به هدف اصلی دین كه خداشناسی و خداپرستی است به هیچ وجه حاصل نمی شود. البته منافاتی نیست كه همه ی آن چیزهایی كه هدف ثانی و ثالث شمرده می شوند، در عین حال خود نوعی كمال هم باشند و خود فی حد ذاته مطلوب هم بوده باشند؛ یعنی ارزش عدالت، آزادی، دانش، عفت، پاكی، قوّت اراده، عدالت، محبت، صرفاً ارزش مقدّمی نیست كه قطع نظر از اینكه در طریق هدف اوّلی واقع شوند با ضد خود برابر باشند، بلكه همه ی اینها در عین اینكه كمالات مطلوبی هستند در مسیر هدف اصلی قرار می گیرند. به عبارت دیگر همه ی اینها اخلاق خدایی است؛ تخلّقوا باخلاق اللّه(ر. ك:

نمره ی 3) .

این است حل مشكل معروفی كه می گویند دین توجهش به خدا و آخرت است و همه چیز دیگر [را] كه در دنیا صورت می گیرد متعلق به دنیا می داند و پست و منحط؛ پس حق، عدالت، آزادی،
جلد دوم . ج2، ص: 47
محبت به خلق، خدمت [و] امثال اینها در دین تحقیر می شود و در قلمرو دنیا. و بعضی كه تا اندازه ای تخفیف می دهند، می گویند درست است كه احیاناً دین به اینها امر می كند ولی ارزش مقدّمی صرف برای این امور قائل است نه ارزش ذاتی. جواب این است كه اینها همه جزء هدفهای ثانوی دین است یعنی هم هدف است و هم مقدمه ی هدف، علیهذا دو ارزشه است. بعضی دیگر در نقطه ی مقابل نظر داده و به دین جنبه ی دنیایی صرف داده اند، گفته اند هدف اصلی دین سعادت و رفاه دنیایی انسانها و رهایی آنها از بدبختی است [1]، عبادت و معرفت خدا وسیله و مقدمه ای است برای این امور زیرا خداوند احتیاجی به معرفت و عبادت بندگان ندارد. گاهی تا آنجا پیش می روند كه انبیا را مصلحان و خیرخواهانی می دانند كه موضوع خدا و آخرت را وسیله قرار دادند برای رهایی و نجات انسانها از رذایل اخلاقی و مظالم اجتماعی.

پس در اینجا چندگونه دید است:

الف. دید افرادی كه نگاهشان را محدود كرده اند به تعلیمات زهدگرایانه ی ادیان و ادیان را ضد زندگی، ترمز پیشرفت و تكامل خوانده اند و مدعی شده اند حق و عدالت در قلمرو دنیا قرار گرفته و تحقیر شده است.

ب. دید گروهی كه اصلاحات زندگی را، مبانی عالی اخلاقی و انسانی را در ادیان دیده اند و پیغمبران را عامل اصلاح و پیشرفت دانسته اند ولی گفته اند ارزشهای انسانی در مكتب انبیا اصالت ندارد، صرفاً مقدمه است زیرا جزء دنیاست.

ج. دید گروهی كه برای ارزشهای اخلاقی و اجتماعی دین
جلد دوم . ج2، ص: 48
ارزش و اصالت قائلند و برای معرفت و عبادت و معنویات خاص دینی جنبه ی مقدّمی قائلند، در عین حال پیامبران را حامل رسالت الهی می دانند. اینها نقطه ی مقابل دسته ی دوم هستند.

د. دید گروهی كه به نوعی ثنویت قائلند و به دو هدف مستقل برای انبیا كه هیچ كدام مقدمه ی دیگری نیست قائلند. می گویند پیغمبران برای دو هدف مستقل آمده اند و دوكاره اند.

هـ. دید گروهی كه به یك هدف اصلی و كلی ناشی از فطرت و آفرینش قائلند و آن اتصال دو سر حلقه ی هستی است، ولی معتقدند كه كمالات اخلاقی و فضایل اجتماعی فی حد ذاته كمال و سعادت انسان می باشند و همان كمال و سعادتها شرط رسیدن به كمال نهایی است. به عبارت دیگر: راه خدا و آخرت از دنیا می گذرد و به عبارت بهتر: ارزشهای اخلاقی و اجتماعی، اخلاق خدایی هستند؛ تخلّقوا باخلاق اللّه. اخلاق عالی از قبیل عدالت، كرامت، جود، عفو، اخلاق خدایی است و خداگونگی است و لهذا اگر فرضاً از معرفة اللّه هم منفك شود و جحودی در كار نباشد در آخرت مفید واقع می شود، آنچنانكه در مورد حاتم و غیره گفته شده است.

2. اكنون نوبت آن است كه بدانیم نقش انبیا در تحولات تاریخی چگونه نقشی بوده است؟ این مطلب مربوط است به بخش فواید و آثار اجتماعی دین.

در اینجا از آنچه ویل دورانت در كتاب درسهای تاریخ بخش مربوط به دین گفته است به علاوه ی مطالب دیگر در این زمینه [استفاده می شود] و این بحث ضمناً زمینه ای است برای بحث «آینده ی دین و مذهب» :

الف. یاری در تعلیم و تربیت. ویل دورانت در درسهای تاریخ، صفحه ی 55 می گوید:
جلد دوم . ج2، ص: 49
«. . . معلمان و پدران و مادران را در تأدیب جوانان یاری كرده است. » ب. تحكیم میثاقها. می گوید:

«. . . به مدد شعارهای خود میثاقهای بشری را به صورت روابط بامهابت انسان و خدا درآورده و از این راه استحكام و ثبات به وجود آورده است. » ج. پشتوانه ی اخلاق. (صفحه ی 56) می گوید:

«. . . از آن وقت (نه از اول) كه پیشوایان دینی این تربیتها و شعائر مربوط به آنها را به سود اخلاق و قانون به كار بردند، دین برای دولت (حكومت، جامعه) نیرویی شد حیاتی و در عین رقیب و هماورد (دولتها) . » د. مبارزه با برده داری. می گوید (صفحه ی 57) :

«كلیسای كاتولیك رومی در تقلیل برده داری و كاستن از خصومتهای خاندانی و كشمكشهای ملی، در برقراری صلح و آشتی و ترویج قضاوت در محاكم ثابت به جای داوری باور و جنگ تن به تن كوشش بسیار كرد. » هـ. مبارزه با شدت مجازاتها و توسعه ی تشكیلات خیرات و مبرّات و. اخلاق برتر از قدرت:

«. . . كلیسا گرچه در خدمت دولت بود، مدعی تفوّق بر تمام
جلد دوم . ج2، ص: 50
دولتها شد، به این دلیل كه اخلاق باید برتر از قدرت باشد. در تعالیم خود می گفت كه وطن پرستی اگر در نظارت وفا و صداقت بزرگتری نباشد ممكن است كه وسیله ای در دست طبع و جنایت باشد. » ز. آزادی عقول از خرافات اولیه، كه «ویضع عنهم اصرهم والاغلال التی كانت علیهم» . داستان ابراهیم با تعبیر عجیب «فرجعوا الی انفسهم» نمونه ی بسیار عالی است [2] ح. آزادی انسان از اسارت هوا و هوس انسانی ط. آزادی اجتماعی از اسارتهای اجتماعی: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین. . . و نری فرعون و هامان وجنودهما منهم ماكانوا یحذرون. خلاصه [حمایت ] از مستضعفان و مبارزه با ستمگران و گردنكشان و رهایی بخشیدن اجتماعی به انسانها. و كأیّن من نبی قاتل معه ربیون كثیر. . . 3. رجوع به كتاب جهانی از خود بیگانه، مقاله های دین و دنیا، نظریه ی رودنسون.

4. در اینكه دین در تاریخ گذشته نیروی عظیم ملی بوده بحثی نیست، و همچنین انبیا قدرت عظیم معنوی بوده اند و ملی نه زوری، بحثی نیست. سخن در این است كه این نیرو در چه جهتی عملاً به كار گرفته شده است، مقتضای طبیعت این نیرو چه بوده است؟ بحثی كه در نمره ی 1 كردیم مربوط به این جهت بود.

5. بحث دیگر این است كه فرضاً این نیرو در گذشته عملكرد خوبی داشته است، آیا در آینده نیز می تواند به صورت یك نیرو وجود داشته باشد؟ یا [در] آینده در اثر غلبه ی علم، دین نمی تواند به صورت یك نیرو درآید و شخصیتهای مذهبی، دیگر آن قدرت سابق
جلد دوم . ج2، ص: 51
را نخواهند داشت، یك رهبر مذهبی در آینده نمی تواند رهبر اجتماعی بشود؟ این مطلب مربوط است به بحث «آینده ی دین و مذهب» .

6. خلاصه ی آنچه در دو نمره ی پیش گفته شد این است: در اینكه دین در گذشته قدرتی شگرف و عظیم بوده و پیامبران مظاهر این قدرت، بحثی نیست، بزرگترین قدرت ملی یعنی قدرت ناشی از اعتقاد و ایمان عموم بوده است، همچنان كه قومیت و ملیت و ناسیونالیسم نیز تاحدی چنین بوده ولی تحت الشعاع بوده است. در عصر ما یك قدرت دیگر اینچنین نیز پا به میدان گذاشته و آن قدرت مسلكی و ایدئولوژیكی منهای مذهب است نظیر سوسیالیزم و كمونیسم و حتی فاشیسم. در مقابل این قدرتهای ملی، قدرتهای ناشی از زر و زور بوده است كه بر منافع نه بر ایمان و عقیده ای متكی بوده است. ابراهیم و مخصوصاً موسی و عیسی و رسول اكرم مظهر یك قدرت ملی مذهبی بوده اند همچنان كه نمرود و فرعون و ابوسفیان مظهر یك قدرت متكی بر زر و زور.

سخن در این است كه این قدرت در چه جهت عمل كرده است، در جهت آزادی فكری و روحی و آزادی اجتماعی و در جهت صفا و صلح و امنیت و استحكام میثاقها یا در جهت خلاف همه ی اینها؟ برخی مدعی شده اند كه فلسفه ی دین اقتضا می كرده و می كند كه مردم را در جهت اعراض از زندگی و پلید شمردن زندگی دنیاوی و تقدس زندگی اخروی و امور غیبی [حركت دهد] و درنتیجه نه تنها نمی توانسته منشأ تحولی در تاریخ شود، همواره منشأ توقف و ركود و بلكه انحطاط بوده است. گروهی دیگر كه نخواسته اند چشم بسته براساس فلسفه ای كه خود تراشیده اند و فقط برای گول زدن نوجوانان و نوآموزان خوب است سخن بگویند، توجهی به متن تعلیمات دینی بالخصوص اسلامی كرده اند و اصلاح نظام دنیا و عناصری از قبیل
جلد دوم . ج2، ص: 52
عدالت، آزادی و غیره و بالاخره ارزشهای اخلاقی و اجتماعی را دیده اند، ناچار گفته اند دین از نظر هدفْ توحیدی است، همه ی اینها ارزش مقدّمی دارند و فاقد اصالتند. قومی دیگر قائل به ثنویت هدفی برای دین شده اند و دو هدف در عرض یكدیگر قائل شده اند (داعیاً الی اللّه- لیقوم الناس بالقسط) . و برخی از نظر هدف قائل به توحید شده ولی اصلاحات اجتماعی را هدف اصلی فرض كرده اند به بهانه ی اینكه معرفت و عبادت ما چه فایده ای به حال خدا دارد، و اگر نبود كه این معرفت و عبادت در تربیت اجتماعی انسانها و در اصلاح اجتماع آنها مؤثر است خداوند اساساً خود را به بندگان نمی شناساند. بعضی هم ملحدانه گفته اند كه اساساً انبیا مصلحانی بودند كه موضوع خدا و آخرت را برای منظور عالی خود خلق كردند. ولی حقیقت همان است كه ما گفتیم كه در فلسفه ی دین، ارزشهای انسانی خود اصالت دارند و كمال واقعی انسانند و همین كمالات اصیل و واقعی مقدمه ی كمال نهایی می باشند.

7. در اینجا دو بحث باید مطرح شود (ر. ك: كتاب مقدمه ی جهان بینی اسلامی) : یكی نقش انبیا در تحول تاریخ كه در آن چند نظریه است:

الف. منفی مطلق، زیرا آخرتگرایانه بوده است.

ب. منفی مطلق، از آن نظر كه دین همواره مولود و در كنار دولت و سرمایه بوده است.

ج. مثبت، از نظر مفاهیم اخلاقی از قبیل راستی و درستی و مفاهیم اجتماعی از قبیل حق و عدالت، ولی مثبت طفیلی نه اصیل.

د. مثبت بوده و اصیل، و مفاهیم معنوی مقدمه بوده است و اساساً ماهیت الهی دین هم همین است زیرا معنویات مقدمه ی مادیات و ذهنیات مقدمه ی عینیات است.

هـ. مثبت بوده ولی پیامبران مفاهیم معنوی را اختراع كرده اند به
جلد دوم . ج2، ص: 53
منظور اصلاح و خود مصلحان اجتماعی بوده اند.

و. مثبت بوده و نقش اصیل داشته در همان حال كه دعوت به آخرت اصیل بوده است.

مطلب دیگر اینكه هدف بعثت چه بوده است؟ اصلاح آخرت یا اصلاح دنیا یا هر دو به صورت ثنوی یا هر دو به صورت طولی؟ به عبارت دیگر پیامبران دعوت به توحید نظری و توحید عملی اخلاقی و توحید عملی اجتماعی كرده اند. آیا هدف، توحید نظری است و توحید عملی مقدمه است یا برعكس، توحید نظری و توحید عملی اخلاقی اصل است و توحید اجتماعی مقدمه است و یا هیچ كدام مقدمه ی دیگری نیست، پیامبران از نظر هدف ثنوی بوده اند؟
[1] به تعبیری كه در كتابمقدمه ای بر جهان بینی اسلامیآورده ایم توحید نظری و توحید عملی اخلاقی همه مقدمه ی توحید عملی اجتماعی یعنی ساختن جامعه ی بی طبقه است.
[2] خلاصه با آزادكردن از قید پرستش غیر حق به انسان شخصیت داده است.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است