در
کتابخانه
بازدید : 409643تاریخ درج : 1391/03/27
Skip Navigation Links.
شناسه کتاب
Expand <span class="Sanad">حرف «ب» </span>حرف «ب»
Expand حرف پحرف پ
Collapse حرف تحرف ت
تاریخ- نقش انبیا در تحول تاریخ
تاریخ فقه و فقها
تاریخ هجری- مسأله ی تغییر تاریخ هجری به مسیحی و نقدآقای محیط طباطبایی
تبلیغ و هدایت و نقش مستقل آن
تبلیغ و هدایت و نقش مؤثر آنها
تبلیغ
یادداشت روش تبلیغ
تبلیغ و دعوت
تبلیغ
تبلیغ- حسینیه ی هدایت شیراز (9 و 10 و 11 فروردین 51)
راه و روش تبلیغ دین
تجمّل
تحریفات
تحریف كلمه
تحمل و سعه ی صدر نسبت به عقاید و سلیقه های دیگران
تحولات اجتماعی
تربیت آدمكش در آمریكا
تربیت اسلامی
تربیت و ایدئولوژی
تربیت كودكان و جوانان در آلمان- هدف
تربیت و اخلاق و هماهنگی
تربیت و فطرت و فرق تربیت با صنعت
تربیت و شكفتگی روح، ماهیت تربیت
ترس و دلهره
تربیت- اثر معكوس- تربیت متناسب با زمان- قوه ی نقادی
تربیت از راه میلها و رغبتها نه از راه ترس
تربیت نااهلان
تربیت و اصلاح نفس- تربیت شعور باطن
تربیت اولاد- مدارك
مراحل تربیت
تربیت كودك
تربیت مبنی بر ترس، خرس مآبانه
تربیت- نرمی در جای درشتی و درشتی در جای نرمی
تربیت
تربیت ملی
تربیت اسلامی
تربیت- عوامل سوء تربیت
ترك
تزكیه ی نفس- میلهای خفته
تزكیه ی نفس، بدبینی به نفس
تزكیه ی نفس، انسان سالم
تزكیه ی نفس- اثر سختگیری های افراطی
تزكیه ی نفس- معنی ترك خودپرستی- تفاوت تعبیر قرآنی و تعبیر مزدایی
یادداشت تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- نفس امّاره- لزوم حكومت عاقله
تزكیه ی نفس فلسفی و تزكیه ی نفس عرفانی
تزكیه ی نفس و احتیاج به مربی و مرشد در نزد صوفیه یا احتیاج به روانپزشك
تزكیه ی نفس
تزكیه و جهاد نفس- مدارك و منابع
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- حق بدن
تزكیه ی نفس- روایات
تزكیه و جهاد نفس- روایات
تزكیه ی نفس- اخلاص
تزكیه ی نفس
راههای اصلاح اخلاق و تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- علل فساد اخلاق
تزكیه ی نفس و ترك دنیایی كه نیرو و آزادی است
مسائل مربوط به تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- جهاد با نفس
تسلیم
تسلیم در برابر حقیقت
تسلیم به راه هر مقصد
تصوف، كتب عرفانی
تصوف- چنته ی فقر
تعصب
تعلیم و تربیت اسلامی
تضاد
تعارف
تعاون
تعرّب بعدالهجرة
تعصب دینی از نظر سید جمال
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشت تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت مكانیكی
تعلیم و تربیت اسلامی
مسائل تعلیم و تربیت
مسائل تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشت تعلیم و تربیت اسلامی جلسه شب سوم خرمشهر
تعلیم و تربیت اسلامی- عامل زمان
تفاهمات اسلامی درس اول: حسن تفاهم
درس دوم: آیات و احادیث
درس سوم: نقش حج در وحدت وتفاهم مسلمانان
تفاهمات اسلامی
تفتیش عقاید، مدارك
تفتیش عقاید در مسیحیت
تفسیر سوره ی حمد- صراط مستقیم
مقدمه ی تفسیر حمد- جواد صابر
تفقّه و تفكر
تفقه و بصیرت
تفكر
تقلید
آیات ذمّ تقلید
تقلید
تقوا و آرزو و سعادت
تقیه ی سیاسی
تقیه و پفیوزی
تقیه و نفاق
تقیه- دو تفسیر برای تقیه
تقیه
تقیه- امر به معروف و نهی از منكر
تقیه
تقیه- خروج بالسیف
تقیه
راز تكامل
تكامل تاریخی انسان
تكامل تاریخ و مفهوم آن
تكفیرها
تمدن غرب- جنایت در آمریكا
تمدن
تمدن جدید- آمار جنایت در آمریكا
تمدن و خودكشی
تمدن جدید و مشخصات آن
تمدن خارجی
تمدن- هدف تمدن چیست؟
تمدن و دین
تمدن، علل انحطاط تمدنها، اسلام و مقتضیات زمان
تمدن و علل انحطاط آن
تمدن امروز
تمدن اسلامی
تمدن اسلام- مدارك
انگیزه های تمدن اسلامی
تمدن اسلامی- علت انحطاط مسلمین از نظر سید جمال
تمدن اسلامی- علل انحطاط مسلمین از نظر كواكبی
تمدن جدید- آمریكا
تمدن و اعتیاد
تمدن جدید، آثار ماشین
تمدن- عناصر تمدن و فرهنگ
تمدن معاصر- مشكلات امروز
تمدن ماشینی و انقلاب صنعتی، یا خطای فرزند آدم
تمدن اسلام- انگیزه ها و عواملش
تمدن امروز و گرسنگی دو سوم سكنه ی جهان
تنهایی
تواضع
توتم و تابو
توكل
توكل- مدارك
توكل و كار و تحصیل رزق
اتقوا مواضع التهم
تهمت و فحاشی
Expand حرف جحرف ج
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
1. معنی لغوی كلمه ی تبلیغ (رساندن پیام) ، سرنوشت شومی كه این كلمه پیدا كرده است، مبارزه با این سرنوشت شوم 2. قبل از دوره ی ختمیه دو وظیفه بود كه هر دو را وحی، به عبارت دیگر خداوند خودش بدون آنكه بر عهده ی بشر بگذارد انجام می داد:

تشریع، تبلیغ؛ و در عصر ختمیه، علمای امت و بلكه عموم امت به حكم رشد عقلی و به حكم همان مناطی كه شریعت پایان یافت، برعهده گرفته اند.

عمومیت وظیفه ی تبلیغ:

3. وظیفه ی تبلیغ كه همان پیام رساندن است، هم وظیفه ای عام است كه: «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعیته» و هم به حكم لزوم تخصص و تقسیم كار، یك طبقه ی خاص باید آن را به عنوان رشته ی تخصصی انتخاب كنند. قرآن وظیفه ی عام را در آیه ی «كنتم خیر امة اخرجت للناس. . . » ، ایضاً «و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» و وظیفه ی
جلد دوم . ج2، ص: 56
خاص را در آیه ی «ولتكن منكم امة یدعون الی الخیر. . . » بیان كرده است [1] 4. علما رساننده ی پیام پیامبرانند و آنها رساننده ی پیام الهی. در عهد و عصر ما به حكم اینكه پیامهایی كه برای بشر از نواحی مختلف می رسد و مسلكها همان كار دیانتها را می خواهند انجام دهند كار ابلاغ پیام دشوار است، زیرا قبلاً اجتماع [در] حكم فضای آرامی بود كه فقط یك یا چند صدا از آن بلند بود و امروز در حكم فضایی پر از غوغاست. امروز موج شكن زیاد است.

5. جنگ عقاید در گذشته هم سابقه داشته است [2]و امروز به حكم اینكه بشر از نظر عقل و علم پیشرفته است زندگی اش بیشتر جنبه ی فكری و عقلی پیدا كرده، علیهذا تبلیغ نوعی مبارزه و شركت در جنگ است و نیازمند به تاكتیك و جبهه گیری و مهارت و صف بندی و تشكیلات و فرماندهی و انضباط.

6. همان طوری كه در جنگهای نظامی به حكم «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل» در هر زمانی [باید] از وسایل موجود همان زمان استفاده كرد، در مبارزات عقیدتی نیز باید از امكانات و وسایل جدید (البته مقصود ابزارهای جدید است نه دروغ پردازی كه در عصری شایع می شود) [3]بهره برداری كرد. امروز وسایل رساندن پیامها هم تنوع پیدا كرده و انواع وسایل سمعی و بصری پیدا شده و وسایل سمعی از قبیل رادیو و ضبط صوت و
جلد دوم . ج2، ص: 57
وسایل بصری از قبیل فیلم و تلویزیون به میلیونها درجه تقویت شده است. امروز دیگر قناعت كردن به وسایل قدیم عیناً مثل این است كه بخواهیم با دشمن مجهز به بمب هیدروژنی با نیزه و شمشیر جنگ كنیم.

7. موفقیت یك پیام چهار شرط دارد:

الف. قدرت و قوّت و غنای محتوا كه: فاما الزبد فیذهب جفاءً و اما ماینفع الناس فیمكث فی الارض. در ورقه های «الاسلام یعلو و لایعلی علیه» كه معانی و منظورهای متعدد این جمله را بیان كردیم، از آن جمله قوّت و قدرت محتوا بود چه از جنبه ی نظری و منطقی و اقناع قوّه ی عاقله و قابل جذب بودن و بلكه گوارا بودن برای فكر و عقل و منطق، و چه از نظر احساسی و اقناع ضمیر و احساسات و نیازهای قلبی، و چه از نظر عملی و حل مشكلات زندگی. راز اصلی موفقیت اسلام [را] با نداشتن تبلیغات كافی و فقدان شرط سوم امروزی آن بر مسیحیت كه واجد آن است و در مقابل یهودیت و بهائیت، باید فهمید.

ب. حسن ابلاغ و صلاحیت فنی و اخلاقی مبلغین، به عبارت دیگر عامل پیام رسان از نظر صلاحیت فنی، اخلاقی، عملی. بعداً در این باره سخن خواهم گفت ان شاء اللّه.

ج. استخدام وسایل و ابزار ابلاغ و رساندن كه در شماره ی 6 اشاره شد. اینجاست كه پای تشكیلات و شبكه های ارتباطی و تقسیم كار و بهره برداری از مدرنترین وسایل در میان می آید. علی علیه السلام در مورد اتفاق و اتحاد می فرماید: اما واللّه لیظهرن هؤلاء القوم علیكم. . . . د. متد تبلیغ كه «ادع الی سبیل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة. . . » در ورقه های «ایمان به گفته های پیغمبر و یا به آثار گناهان» در این باره مختصری بحث شده است.

به عبارت دیگر موفقیت تبلیغ مرهون چهار عامل است:

محتوای پیام، حامل پیام، وسایل ابلاغ پیام، متد تبلیغ. عامل اول، اسلام است و در دسترس ماست. عامل دوم و سوم و چهارم، مورد تكلیف و وظیفه ی ماست كه باید حامل پیام بسازیم و در استفاده و
جلد دوم . ج2، ص: 58
بهره برداری از وسایل ابتكار و شهامت به خرج دهیم و متد صحیح به كار بریم.

اسلام سوژه های تبلیغی عالی دارد:

8. از نظر محتوای پیام، محتوای پیام همان است كه اسلام همواره دیگران را به مبارزه طلبیده است كه «ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم. . . » ، «یهدی به اللّه من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور. . . » . پیغمبر فرمود: الاسلام یعلو و لایعلی علیه. گفتیم كه سوژه های عالی اسلام جزء محتوای پیام است.

از نظر حامل پیام، علاوه بر علم كه در حدیث درباره ی امر به معروف جاهل آمده است كه «ما یفسده اكثر مما یصلحه» ، صلاحیت عملی و اخلاقی لازم است. علی علیه السلام می فرماید: من نصب نفسه للناس اماماً فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره. . . و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم. اینجاست كه پای تبلیغ جبری و قهری و بی زبان كه از زبان رساتر است [به میان می آید] و اطلاعات فنی در خود فن تبلیغ داشتن و مسأله ی امانت و راستگویی و دست نزدن به دروغ برای گرم كردن صحبت، آشنایی با نیازها و دردهای مردم خصوصاً طبقه ی جوان، شناخت زمان و مقتضیات زمان، عدم دخالت در رشته ای كه تخصص ندارد، سعه ی صدر و عصبانی نشدن از شنیدن دردها و عصیانها، ترجیح جانب احتیاج بر منافع خود و كارهای پرسروصدا (اینجا داستان مرحوم حاج شیخ غلامرضا یزدی كه گفت امام رضا زائر زیاد دارد، نوكر می خواهد، نقل شود) ، مسأله ی تكیه بر حقایق دین نه باورهای مردم، اصلاح نقاط ضعف [4]اجتماع نه بهره برداری از آن، رضای خدا را بر رضای مخلوق مقدم داشتن، دین را در خدمت ظلمه قرار ندادن كه هزار درجه از ظالم بودن خطرناكتر است، چیزی بگوید كه مصلح مردم است نه چیزی كه مردم را خوش آید كه آنوقت مانند طبیبی است كه نسخه ای می دهد كه مریض را
جلد دوم . ج2، ص: 59
خوش آید، و همچنین مسأله ی شناخت محیط و عوامل موجود محیط و عواملی كه در حال به وجود آمدن است و به استقبال حوادث رفتن، بدعتها را از سنتها تمیز دادن. اینها همه مربوط می شود به شخصیت حامل پیام (رجوع شود به شماره ی 28) .

از نظر استفاده از وسایل و امكانات فنی، پای مسأله ی استفاده از جراید، نشریات مختلف روزانه، هفتگی، ماهانه، سالانه، كتاب، فیلم، كتابخانه، نایش، تعلیم زبانهای زنده، برگرداندن كتابهای مفید به زبانهای اسلامی به میان می آید.

9. از نظر محتوای پیام [5]شناسایی و آشنایی لازم است [6]، یعنی بداند حامل چه پیامی است، برای عقل و اندیشه مردم و جهان بینی مردم چه آورده است، برای دل و ضمیر و احساس مردم، برای آرامش بخشی به قلب مضطرب و متزلزل و نگران بشر چه آورده است، برای نیازهای مادی مردم و احتیاجات اقتصادی مردم چه پیامی دارد، برای طبقه ی رنجبر و ستمكش در برابر طبقه ی ستمگر چه پیامی آورده است؟ آیا آن طور است كه مسیحیت پس از هزار و هفتصد سال اعتراف می كند؟ (كیهان، ص 6، /51/19 تحت عنوان «نطق پاپ به مناسبت عید پاك» ) در این مقاله ی كیهان پس از نقل قسمتی از نطق پاپ كه زیركانه خواسته است هم به خواسته ی جوانان پاسخ گوید و هم گناه را به گردن زندگی مادی بیندازد، می گوید:

«در كلیسای كاتولیك در حالی كه مقامات بالای كلیسا
جلد دوم . ج2، ص: 60
همچنان طرفدار مطلق سنتها و شیوه های قدیمی مذهبی و اجتماعی و اقتصادی هستند، نسل جوان كشیشها و روحانیون طالب بازگشت كلیسا به رسالت اولیه ی مسیح هستند. آنها می گویند: مسیح یك انقلابی بود كه با رنجهای انسانها و بی نواییهای آنان همدردی می كرد، مسیح با ظلم و بیداد مخالف بود. بنابراین كلیسا باید پس از قرنها خاموشی و سكوت به این روحیه ی انقلابی و مبارزه جویی با ظلم انسانها علیه انسانها بازگردد، راه خود را از راه افراد و سازمانهایی كه فقر و جهل و بیماری را بر انسانها تحمیل می كنند جدا كند و در كنار انسانهای فقیر و دردمند قرار گیرد. به عقیده ی آنان كلیسا قرنهای طولانی است كه از رسالت اصلی عیسای مسیح بدور افتاده است و به همین جهت روشنفكران و كسانی را كه به ریشه ی دردها و رنجهای بشری وقوف كامل دارند و می دانند كه بدبختی انسانها معلول آزمندی و حرص انسانهاست از خود دور ساخته است، زیرا كلیسای كاتولیك در دامن سیل خروشانی از ظلم و بیداد و فقر و جهل در طی قرون، انسانها را به محبت و سازش و گذشت و بردباری دعوت می كند، حال آنكه عیسی به نظر كشیشهای جوان یك قیام كننده و برپاخاسته بود و در این هنگام است كه سولژنیتسین نویسنده ی بزرگ شوروی نیز رئیس كلیسای ارتدكس روسیه را در نامه ی پرسروصدای خود مورد سرزنش شدید قرار می دهد و او را به مناسبت تسلیم و تمكین كلیسای ارتدكس در برابر نظام اداری و سیاسی كشور شماتت می كند زیرا همان طور كه كلیسا در نظام سرمایه داری به صورت جزئی از تأسیسات رسمی و پذیرفته شده ی اداری و اجتماعی درآمده است، در نظام سوسیالیستی نیز كلیسا بخشی از این نظام است و وظیفه اش محدود به انجام مراسم محدود مذهبی و نه فعالیت مستقل روحانی می باشد. به این ترتیب وقتی رئیس كلیسای كاتولیك
جلد دوم . ج2، ص: 61
جهان اعتراض جوانان را در برابر اغفالگریهای زندگی دنیوی و پوچی پیشرفتهای مادی تأیید می كند، به تلویح این نكته را هم قبول می نماید كه كلیسای كاتولیك با دورشدن از هدفهای اصلی مسیحیان اولیه به صورت یكی از سازمانها و تأسیسات این زندگی دنیوی و مادی درآمده است. تضاد كلیسا در روزگار ما در این نكته است كه با اینكه از نظر اداری و سیاسی و اجتماعی یكی از سازمانهای حاكمه ی جوامع مسیحی به شمار می رود ولی عملاً پرداختن به رسوم و تشریفات مذهبی و فرار به مسائل محض و انتزاعی روحانی و دوری از واقعیت مسائل اجتماعی زندگی انسانها را برای اجتناب از درگیری با علت و ریشه ی دردها ترجیح می دهد. حال آنكه نسل جوان به روحانیت و معنویتی عقیده دارد كه خود را در وسط معركه ی زندگی انسان و واقعیتهای آن قرار دهد، همان گونه كه رهبران و پیشوایان اصلی هر مذهبی رستاخیز خود را از متن همین زندگی روزانه و در داخل كوچه و بازار و تضادهایی كه از همین كوچه و بازار در قلمرو زندگی انسانها و روابط آنها ایجاد می شود آغاز كردند. » از این مقاله ی پرمغز چند مطلب استفاده می شود:

الف. روحانیت آنگاه كه به وسیله ی رهبران اصلی هدایت می شد، سازمانی بود مستقل از تأسیسات حاكمه ی موجود و نه به صورت جزئی از آن و انجام دهنده ی نقشی از آن. حاكم و محكوم دوطبقه اند.

روحانیت در اصل در كنار طبقه ی محكوم و استثمارشده و انسانهای فقیر و دردمند و جاهل بود و دستی بود برای كمك آنها و فرشته ای برای نجات آنها و از سازمان حاكم كه همواره فقر و جهل و بیماری و بدبختی را به توده ی مردم تحمیل می كند حسابش جدا بود.

ب. دعوت روحانیت در عصرهای اخیر به محبت و سازش و بردباری و صبر و رضا، مفهومش سكوت از احقاق حقوق است و با
جلد دوم . ج2، ص: 62
نام دین و خدا و قضا و قدر می خواهد اذهان را از اینكه توجه كند ریشه ی بدبختی آنها آزمندی انسانهای آزمند است [7]منصرف سازد و به همین جهت علت فاصله گرفتن طبقه ی روشنفكر كه ریشه ی دردها و رنجهای بشری را آزمندی انسانهای دیگر می دانند گردیده است. به عبارت دیگر: افكار و اخلاق و تربیت كلیسا جنبه ی تسلی بخشی از یك طرف و اغفال فكری و حتی توجیه هیئت حاكمه از طرف دیگر بوده است.

ج. دعوت به تشریفات مذهبی و عبادات نباید این گونه تلقی شود كه برای فرار از برون گرایی و واقعیت گرایی به درون گرایی و سرگرمی به مسائل انتزاعی است و برای این است كه انسانها را از درگیری با علل و ریشه ی دردها اجتناب دهد. خلاصه، عبادت نیز جنبه ی سرگرمی و انصراف توجه به دردهای اجتماع و محرومیتها و مسؤولیتها داشته باشد، بلكه برعكس. . .

د. نسل جوان تقاضا و خواسته اش از روحانیت این است كه خود را در وسط معركه ی زندگی انسانها و واقعیتهای آن قرار دهد و از حاشیه روی اجتناب ورزد و درواقع خواسته اش بازگشت روحانیت به اصل و منشأ خودش است.

10. نتیجه از همه ی اینها اینكه پیام رسان دین باید بداند چه پیامی برای بشر از نظر اندیشه، از نظر دل، از نظر نیازها و واقعیتهای زندگی و از نظر تضاد طبقاتی و اصول حاكم و محكوم آورده است؛ مخصوصاً از نظر اخیر آیا پیامش این است كه كار قیصر را به قیصر واگذارد و كار خدا را به خدا و هر یك از عبادات و تشریفات مذهبی از یك طرف و مسائل زندگی از طرف دیگر به دنیای جداگانه تعلق دارد یا خیر؟ آیا رسالتش و مفهوم پیامش از این نظر، بردباری و سازش و سكوت در برابر اوضاع موجود است و مانند كلیسا باید
جلد دوم . ج2، ص: 63
جزئی از تشكیلات قدرتهای حاكمه و توجیه كننده ی آنها باشد [8]و نقشی از مجموع آن دستگاه را برعهده داشته باشد و یا رسالتی مستقل دارد، نه برخاسته از توده است و عكس العملی از فشار توده هاست (برخلاف تصور امثال علیّ الوردی) و نه جزئی از تأسیسات اداری اجتماع نظیر روزنامه ی دولتی و رادیو دولتی و غیره.

توجه به تعبیرها و تفسیرها:

11. مبلّغ باید بداند كه كافی نیست كه تنها سخن صحیح و درست بگوید و توجه به عكس العمل روحی افراد و به عبارت دیگر توجه به تعبیرها و تفسیرها نداشته باشد. از این رو لازم است دقیقاً روانشناسی عملی و تجربی نسبت به اجتماع خود داشته باشد. (این مربوط است به حامل پیام. ) مثلاً در اجتماع امروز ما در اثر جوّی كه برخی تبلیغات ایجاد كرده اند، این زمینه ی روحی در بسیاری از جوانان به وجود آمده كه تعلیمات دینی جزئی از طرح طبقات حاكمه است برای ادامه و تحكیم وضع خود مبنی بر تحمیل اراده ی خود و تحمیل بدبختی و جهل و فقر و بیماری و اختناق بر جامعه. جامعه ی مورد استثمار و بهره كشی نیازمند به توجیه فكری وضع موجود و ایدئولوژیی كه وضع موجود را صحیح و لابدٌمنه تفسیر كند (مشیت خدا، قضا و قدر، حكمت بالغه) و به تسلی های روحی است كه دعوت به محبت و سازش و بردباری و صبر و رضا در برابر آزمندان كند و یك سلسله سرگرمیها برای فرار از توجه به ریشه ی دردها و رنجها كه همان آزمندی انسانهای دیگر است، یك سلسله تشریفات به نام عبادات به وجود آورده است، اخلاقش تسلی بخشی است و عباداتش سرگرمی؛ و البته این تسلی بخشی ها و این سرگرمیهای عملی نیازمند تكیه گاههایی اعتقادی است. اصول دین یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد برای اینكه تكیه گاهی برای این تسلی بخشی ها و این سرگرمیها وجود داشته باشد وضع شده است. نتیجه این می شود كه سه بخش دین: اصول
جلد دوم . ج2، ص: 64
عقاید، اخلاق، احكام (عبادات) اوّلی توجیه نظام حاكم است و دوم تسلی بخشی محكومان و سوم سرگرمی آنها.

یك مبلّغ وارد و جامعه شناس، به اصطلاح طلاب «دفع دخل كن» است، دفع دخل مقدّر می كند یعنی اعتراضی را كه طرف نگفته او می داند كه این اعتراض از او برمی خیزد. لهذا قبلاً مطلب را طوری می گوید كه دفع دخل مقدّر كرده باشد.

12. گفتیم كه شرط چهارم موفقیت، متد صحیح است. متد صحیح یعنی اسلوب صحیح، روش صحیح، سبك صحیح.

مسأله ی سبك صحیح غیر از سخن صحیح و مدعای صحیح است.

سبك و اسلوب مربوط است به كیفیت و چگونگی تبلیغ و پیام رسانی.

امروز مسأله ی سبك و متد در تعلیم، در تحقیق، در تربیت، در معالجه ی بیماران جسمی و در معالجه ی بیماران روحی اهمیت فراوانی یافته است. اگر سبك، صحیح باشد انسان از كار خود حداكثر نتیجه با حداقل صرف نیرو می برد، و اگر سبك، صحیح نباشد كمتر نتیجه می برد و احیاناً در بعضی موارد مانند تربیت و تبلیغ نتیجه ی معكوس می گیرد.

فقط به سبك تحقیق مثال می زنم: بحثی است درباره ی نقطه ی عطف در علوم كه علوم را به دو قسم قدیم و جدید تقسیم كرد و از روزی كه علم وارد مرحله ی جدیدش شد سرعت گرفت كه علت چه بود؟ مثلاً آیا علتش این بود كه علمای دوره ی جدید نبوغی بیشتر داشتند، مثلاً دكارت و بیكن و یا پاستور و ادیسون از ارسطو و افلاطون و ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی نبوغ بیشتری داشتند یا علت دیگری در كار بوده است؟ جواب صحیح این است كه در دوره ی اخیر چیزی كشف شد كه كلید همه ی سرعتها و شتابها بود و آن اینكه سبك و متد تحقیق و مطالعه تغییر كرد. قدما عیب اساسی كندی كارشان در سبك و متد كارشان بود كه همه ی نتیجه ها را از روش استدلال قیاسی می خواستند
جلد دوم . ج2، ص: 65
و حال آنكه این سبك و روش فقط در عقلیات محض مانند الهیات و ریاضیات مفید است نه در طبیعیات از قبیل پزشكی، گیاه شناسی.

سبك تغییر كرد و روش استقراء و تجربه در طبیعیات جای آن را گرفت.

یا مثلاً قدیم مردم همه ی هنرها را از حافظه می خواستند، در مطالعه نقش اصلی را فقط قوّت و نیرومندی حافظه داشت. ولی امروز روشهایی برای مطالعه و استفاده ی حداكثر از حداقل صرف نیرو برای مطالعه كشف شده كه نتیجه را یك بر صد بالابرده است.

متد و اسلوب [9]و سبك تبلیغ و پیام رسانی هم همین طور است. همان طوری كه در ورقه های «ایمان به آثار گفته های پیغمبران» نیز مختصراً گفته ایم، بعضی از تبلیغات نتیجه ی معكوس می دهد:

الف. ملامت و تحقیر زیاد و جریحه دار ساختن شخصیت طرف.

به قول ابونواس: دع عنك لومی فان اللوم اغراء. داستان حسنین علیهم السلام درحالی كه هر دو كودك بودند و مشاهده كردند كه پیرمردی وضو می گیرد و غلط وضو می گیرد معروف است. آنها راه توجیه غیرمستقیم را انتخاب كردند. همچنین است داستان امام صادق علیه السلام و شقرانی كه از ربیع الابرار زمخشری نقل شده كه امام صادق به او فرمود: كل شئ حسن ولكن منك احسن لمكانك منا، و كل شئ قبیح ولكن منك اقبح لمكانك منا. ب. خشونت و سختگیری كه به قول مولانا:
سختگیری و تعصب خامی است
در جنینی كار خون آشامی است
پیغمبر اكرم به معاذبن جبل هنگامی كه عازم یمن بود، بنا به نقل سیره ابن هشام فرمود: یسّر و لاتعسّر، و بشّر و لاتنفّر. داستان پیغمبر و عربی كه به آن حضرت دشنام داد و همچنین آیه ی كریمه ی «فبما رحمة من اللّه لنت لهم. . . » و همه ی احادیثِ امر به رفق، مؤید این معنی است. حتی
جلد دوم . ج2، ص: 66
درباره ی نفس خود نیز نباید با خشونت رفتار كرد كه پیغمبر اكرم به جابر فرمود: ان هذا الدین لمتین فاوغل فیه برفق و لاتبغض الی نفسك عبادة اللّه. ایضاً آیه ی قرآن می فرماید: ولا تستوی الحسنة ولا السیئة ادفع بالتی هی احسن. . . ج. امر و نهی ها نباید به صورتی باشد كه عملاً دعوت به خلاف باشد، یعنی به صورتی دعوت به یك كار خوب كنیم كه از اول طرف خیال كند یك بدبختی را به ازاء خوشبختی آخرت می خواهیم به او تحمیل كنیم، و همچنین نباید به صورتی از كار بدی نهی كنیم كه طرف خیال [كند] می خواهیم برای او محرومیتی به وجود آوریم كه در آخرت محروم نباشد.

د. باید به صحت و درستی گفته ی خودمان كه مثلاً آیه ی قرآن است یا حدیث نبوی است و یا قال الصادق و قال الباقر است اكتفا نكنیم.

وظیفه، گفتن فقط نیست، وظیفه راغب كردن و مؤمن كردن است. پس باید به زمینه ی روحی افراد واقف باشیم، جامعه شناس عملی مردم خود باشیم، [به ] تعبیرات و تفسیراتی كه آنها از گفته ی ما می كنند نیز آگاه باشیم، به عبارت دیگر دفع دخل مقدر كنیم.

مسأله ی دفع دخل مقدركردن و توانایی بر آن بسیار مسأله ی مهمی است كه قبلاً اشاره شد و در نمره ی 14 نیز گفته خواهد شد.

13. رجوع شود به ورقه های «سیره ی نبوی در تبلیغ» نوشته ی آقای شریعتمداری [10]و به ورقه های «سیره ی نبوی، روشن بینی رسول اكرم، سخنرانی در مسجد جواد در 28 صفر 92» .

14. عطف به آنچه در آخر نمره ی 12 گفته شد، مسأله ی توجه به زمینه ی روحی افراد برای مبلّغ فوق العاده مهم است. همچنان كه قبلاً گفتیم در عصر ما در اثر تبلیغات ماتریالیستی و ضددینی، این زمینه ی فكری در جوانان پیدا شده كه روحانیت و دین به طوركلی جزئی و
جلد دوم . ج2، ص: 67
قسمتی از تشكیلات قدرتهای حاكمه و برای تأمین آزمندیهای آن طبقه است، روحش تلقین پاره ای اخلاقیات تسلی بخش مبنی بر سكوت و سازش به نام محبت و رضا و توكل و زهد و غیره است و عبادات یك سلسله سرگرمیها برای تخدیر است و اعتقادات مذهبی تكیه گاهی اعتقادی برای این اخلاقیات و این عبادیات است.

گروهی دیگر برعكس، می گویند دین وسیله ای است كه طبقه ی توده اختراع كرده است و به عبارت دیگر عكس العمل توده ها در برابر این آزمندیهاست و به عبارت دیگر تجلی روح توده ی مردم است.

می گویند اسلام دین توده ها و تشیع اسلام توده هاست.

مبلّغ امروز باید با هر دو انحراف مبارزه كند و باتوجه به چنین زمینه های روحی سخن بگوید و عملاً ثابت كند كه دین مافوق طبقات حاكم و محكوم هر دو است.

15. آیه ی كریمه ی «الذین یبلغون رسالات اللّه و یخشونه و لایخشون احداً الاّ اللّه. . . » یك شرط اساسی پیام رسان را بیان می كند كه جرأت و شهامت و از غیرخدا ترس نداشتن است. همین یك شرط كافی است كه 99%رفوزه شویم.

16. امروز در جهان، یكی از تأسیسات مهم و حرفه ای، مؤسسات تبلیغاتی است كه داخل در باب معاملات شده است، مبلّغهای كرایه ای و تبلیغات پولی. به میزان پولی كه می گیرد راست یا دروغ جور می كند، هرچه پول بیشتر تبلیغات وسیعتر. درست نظیر نوحه سراها و سوگوارهای كرایه ای قدیم كه اجیر می شدند كه خود را به جای صاحب عزا و یا در كنار او مهموم و مغموم نشان می دادند و احیاناً گریه های سوزناك و آههای دردناك از دل برمی كشیدند و بسا كه اصلاً در عمر [خود] متوفّا را ندیده بودند. در زمان ما تبلیغات روغن نباتی كه خوشبختانه اخیراً كم شده از این نمونه بود.

17. یكی از شرایط تحقق معنی و مفهوم تبلیغ این است كه پیام از منزل روح مبلّغ عبور كرده باشد، یعنی اول پیام به اعماق روح گوینده رسیده باشد و آنگاه برای دیگران صادر شده باشد، نه مثل
جلد دوم . ج2، ص: 68
یك كالای بسته بندی شده ای كه یك بازرگان می خرد و به قیمت بیشتری همان بسته بندی شده را می فروشد بدون آنكه محتوا را دیده باشد.

18. ابلاغ عملی و ابلاغ قولی و تفاوت میان آنها 19. نهضت حسینی یا پیامی كه با خون نوشته شد. امروز آنچه به ما الهام می بخشد، كتابهای كسانی كه اسلام را توصیف كرده اند نیست بلكه سرگذشت آنهایی است كه پیام اسلام را عملاً با جهادها و هجرتها و خونهای پاك خود نشان داده اند.

20. تبلیغ و ابلاغ با ایصال این تفاوت را دارد كه در «ایصال» مفهوم رساندن به محل و یا به دست و بالاخره رساندن به حوزه ی اختیار ملحوظ است و در تبلیغ رساندن به روح و عقل و دل، و چون موصل الیه و مبلّغ الیه متفاوت است طبعاً موصَل و مبلَّغ و همچنین مبدأ ایصال با مبدأ تبلیغ هم متفاوت است (ولی این بیان قابل خدشه است، به مفردات راغب مراجعه شود) .

21. همان طوری كه دوختن یك پارچه ی نو ساده تر است تا دوختن یك كت و شلوار از نو، یعنی بازكردن و از نو دوختن دشوارتر است و همچنین سایر بازسازی ها، رساندن پیامی كه معكوس در اذهان جا گرفته بسی دشوارتر است از رساندن آن به اذهانی كه آن پیام را برای اولین بار تلقی می كنند؛ و این است مشكل مبلّغ در جامعه ی ما.

22. ارسال در مورد اشیاء و اشخاص صادق است، (انی مرسلة الیهم بهدیة فناظرة بم یرجع المرسلون) ولی كلمه ی رسالت ظاهراً همان مفهوم پیام را دارد كه وسیله ی رسول ارسال می شود. كلمه ی «پیامبر» ترجمه ی دقیق كلمه ی «رسول» است. كلمه ی «رساله» هم از كلمات تحریف شده است كه در مورد هر كتاب كوچك به كار برده می شود، مثلاً رساله ای در لباس مشكوك و یا رساله ای در ریشه ی فلان لغت.

ولی كلمه ی «رسالت» در عصر اخیر مفهوم نزدیكی به مفهوم قرآنی اش دارد، زیرا مشتمل بر مفهوم وظیفه است كه باید انجام دهد. همچنین
جلد دوم . ج2، ص: 69
تبلیغ رسالت، خود یك وظیفه است، ولی معمولاً كلمه ی رسالت را درباره ی انجام یك وظیفه ی اجتماعی به كار می برند.

23. هر مسلمانی باید بداند كه حامل پیام اسلام است و موظف است كه این پیام را قولاً و عملاً صحیح برساند.

24. راجع به آیه ی كریمه ی «الذین یبلغون رسالات اللّه و یخشونه. . . » مراجعه شود به آیه ی 77 سورة النساء: الم تر الی الذین قیل لهم كفوا ایدیكم و اقیموا الصلوة و اتوا الزكوة فلما كتب علیهم القتال اذا فریق منهم یخشون الناس كخشیة اللّه. ایضاً سوره ی احزاب، آیه 37: و تخشی الناس واللّه احق ان تخشیه. 25. گفتیم كه موفقیت یك پیام وابسته به چند شرط است: غنا و قدرت محتوا، رسایی و كمال وسیله، شخصیت ویژه ی پیام رسان، متد تبلیغ و پیام رسانی. درحقیقت علاوه بر غنای محتوا سه چیز دیگر لازم است كه یكی مربوط است به وسیله، دیگری به رساننده، سوم به كیفیت رساندن.

26. راجع به وسیله باید گفت كه از آن جمله است زیبایی و فصاحت بیان، و اینجا باید بحثی [بشود] درباره ی فصاحت قرآن و تأثیرش، فصاحت نهج البلاغه و تأثیرش [11]، نقش شعرهای حماسی، وعظ و اندرزی، اعتقادی و توحیدی و عرفانی، رثائی، مخصوصاً رثاهای امثال دعبل و كمیت و تفاوتشان با رثاهای امثال محتشم و جودی، و همچنین مسأله ی فیلم و نمایش در عصر ما، بلندگو، رادیو، تلویزیون، وسایل ارتباط جمعی.

بحثی دیگر اینكه از وسایل نامشروع استفاده نشود، نقدی از شبیه خوانیهای قدیم و از نمایشهایی كه به نام مولوی می دهند كه یك عده رقاص از خدا بی خبر را می آورند و وسیله ی شهوترانی فراهم می كنند به نام مجلس سماع، همچنین شبیه خوانیهای قدیم خودمان.

جلد دوم . ج2، ص: 70
استخدام وسیله (رجوع شود به ورقه های «سیره ی نبوی- مسجد جامع» شماره ی 9):

مسأله ی استخدام وسایل مسأله ی مهمی است از دو نظر: یكی اینكه از وسایل نامشروع استفاده نشود كه علاوه بر نامشروع بودن، گاهی خود همان امر نامشروع هدف می شود و هدف اصلی پرده ای می شود بر روی این هدف كه به نام وسیله از آن استفاده می شود.

در شبیه خوانیهای قدیم، خود نمایش شبیه سازی از جنبه ی تفنّن، آوازخوانی، موسیقی و احیاناً صورتبازی هدف بود به نام عزاداری امام حسین علیه السلام همچنانكه مجالس نمایش امروز به نام مولوی، خود هدف است و شهوترانی است به نام معرفی مولوی.

یكی دیگر اینكه جمود بیجا بر وضع و كیفیت خاص نشود، مثل آنهایی كه با بلندگو، رادیو و امثال اینها مبارزه می كردند و بلندگو را بوق شیطان می خواندند و بلكه از فرصتهایی كه زمان ایجاد می كند برای بهتر رساندن پیام الهی باید استفاده كرد و اگر نه، دشمن از این فرصتها استفاده می كند و مبارزه ی تبلیغاتی ما شكل مبارزه ی شمشیر و توپ را به خود می گیرد.

فرقی میان جنگ گرم و جنگ سرد از این نظر نیست. «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوّة» (لااقل ملاكاً) شامل جنگ تبلیغاتی هم می شود.

علیهذا استخدام وسیله گاهی از نوع استخدام صنعت و تكنیك و ماده و انرژیهای مادی است و گاهی از نوع استخدام هنر و زیبایی و گاهی هر دو. استخدام فصاحت و لطف بیان، صوت و آواز و آهنگ كه شرعاً مستحب است مؤذن صَیِّت (خوش آواز) باشد، مستحب است تغنّی قرآن، ترتیل قرآن، و هم فصاحت و زیبایی خود قرآن، دعاها، نهج البلاغه، همه از قبیل استخدام مقوله ی هنر و زیبایی و جاذبه ی روحی است.

بوعلی در نمط نهم اشارات (مقامات العارفین) راجع به ریاضت می گوید: هدف سه چیز است: دورساختن ماسوای حق از جاده ی ایثار و آنچه به آن كمك می كند زهد حقیقی است، دوم مطیع ساختن نفس امّاره برای نفس مطمئنّه و آنچه كمك می كند به آن سه چیز است:
جلد دوم . ج2، ص: 71
عبادت مشفوعه به فكر، استخدام الحان مناسبه، كلام واعظ از قائلی پاك با عباراتی بلیغ و نغمه ای رخیم و سمتی (قیافه ای) رشید.

27. در استخدام وسیله ی تبلیغ گفته شد كه از نامشروع نباید استفاده كرد، یعنی اصل بی اساس «الغایات تبرّر المبادی» را نباید مبنا قرار داد.

در گذشته ی خود ما علاوه بر شبیه سازی، موضوع دیگر، دروغپردازی برای تبلیغ دین است كه دین خراب كن است، مثل آنكه ثوابها برای تلاوت سوره های قرآن از قول پیغمبر بیان كرد و بعد گفت خواستم مردم را بیشتر متوجه قرآن كنم و از توجه به شعر و یادآوری حوادث جاهلیت منصرف سازم، و همچنین كسانی كه برای گریاندن [بر] امام حسین دروغ را جایز می دانند. مرحوم حاجی نوری در لؤلؤ و مرجان صفحه ی 183 می گوید:

«گفته اند در اخبار مدح ابكاء ننوشته اند كه به چه وسیله مردم را بگریانید و از این ذكر نكردن معلوم می شود از هر سببی می شود استفاده كرد و هرچه سبب سوزانیدن دلها و ریختن اشكها باشد ممدوح و مستحسن است. پس اخبار منع كذب، محمول است به غیر عزاداری و گریاندن سیدالشهدا. » [12] و هم ایشان (از ص 186) از یكی از ثقات اهل علم یزد نقل می كند كه در بین راه یزد و مشهد در دهی تصادف كرده با مجلس روضه ای در یك مسجد كه پس از آنكه آخوند روضه خوان بالای منبر رفت، خادم مسجد رفت یك دامن سنگ جمع كرد و آورد و به آخوند داد. ناقل تعجب می كند كه سنگ برای چیست؟ موقع روضه كه می رسد چراغها را خاموش كردند و یكمرتبه آخوند شروع كرد به سنگ پرانی و فریاد آخ سرم، آخ دستم بلند شد و پس از آنكه ناقل از
جلد دوم . ج2، ص: 72
آخوند فلسفه ی این كار را می پرسد او می گوید: من امتحان كرده ام این مردم را، یگانه راه گریاندن اینها همین است.

28. عطف به نمره ی 8، درباره ی حامل پیام:

الف. شناسایی ماهیت پیام كه خود آن پیام چیست و برای كیست و دست كی را می خواهد بگیرد و بالا ببرد و دست كی را می خواهد بگیرد و پایین بكشد و خلاصه مشخصات مكتب را كاملاً باید بداند.

ب. شناسایی وسایلی كه لازم است استخدام كند و آنها كه باید طرد كند ج. شناسایی متد، به عبارت دیگر متدشناسی یا متدلوژی تبلیغ كه مبتنی است بر مهارتهای فنی و روانشناسی و جامعه شناسی و مدیریت د. در تبلیغ دین، بالخصوص صلاحیت اخلاقی، متأثربودن و متأدب بودن خود و از دل برآمدن تا بر دل نشیند 29. ترتیب صحیح بحث برای شرایط توفیق یك پیام:

الف. غنا و قدرت محتوا و به تعبیر قرآن حقانیت پیام ب. استخدام از همه ی وسایل مشروع تكنیكی و وسایل طبیعی ج. متد و سبك صحیح و علمی (مربوط می شود به علوم انسانی و بالخصوص مدیریت) . رجوع شود به ورقه های «رهبری و مدیریت» .

د. حامل و رساننده ی پیام:

برای یك نفر پیام رسان لازم است اولاً شناخت مكتب، ثانیاً شناخت متد تبلیغ (متدلوژی تبلیغ) ، ثالثاً شناخت وسایل و امكانات.

30. اهمیت تبلیغ در اسلام در آیه ی «رب اشرح لی صدری و یسّر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی و اجعل لی وزیراً من اهلی هرون اخی. . . واشركه فی امری(تبلیغ اجتماعی و گروهی)كی نسبحك كثیراً» ایضاً آیه ی «انّا سنلقی علیك قولاً ثقیلاً»
جلد دوم . ج2، ص: 73
ایضاً «الم نشرح لك صدرك. . . » 31. در جامعه ی ما بعضی مقامات مذهبی عظمت خود را حفظ كرده است كه چه شرایطی دارد، مثلاً مقام افتاء و مرجعیت. اما تبلیغ كه در همان حد است به جایی رسیده كه یك آواز گرم كافی است كه انسان را از مقام مداحی به مقام عمدة الواعظین با استناد به صدرالواعظین و لسان الذاكرین برساند.

32. برخی تبلیغها برای آگاهی و اطلاع است، یعنی رسالت در حد اطلاع و آگاهی تمام می شود. تبلیغات بازرگانی از این قبیل است. برخی یك مقداری بالاتر است، استدلال و اقناع عقلی هم لازم است، مثل استدلالهای اخلاقی فلسفی و اجتماعی فلسفی. اما برخی دیگر علاوه بر همه ی اینها برای ایجاد علاقه و ایمان و گرایش و كشش و ایجاد حس گذشت و فداكاری است.

در تبلیغ نوع اول، مبلّغ باید همه ی هنرش در این باشد كه به چه وسیله مردم [را] از وجود كالا آگاه كند، هنر زبانی و چرب زبانی لازم است. در نوع دوم علاوه بر لَسِن بودن، قوّت منطق و استدلال و اقناع لازم است؛ و در نوع سوم ایمان قلبی كه: ناله ی مرغ گرفتار نشانی دارد- نه گرفتار بود هر كه فغانی دارد. امن الرسول. . . باید پیام دل باشد كه به دل برسد. پیام زبان به گوش می رسد، پیام عقل به عقل می رسد و پیام دل به دل.

این است كه از مهمترین شرایط مبلّغین مذهبی، كمال ایمان و اعتقاد و تأثر خود آنهاست و الاّ اثر معكوس می بخشد.
[1] ولی حقیقت این است كه تبلیغ كه در قرآن آمده است غیر از امر به معروف و نهی از منكر است كه آن هم آمده است. تبلیغ مرحله ی ابلاغ و شناساندن است و امر به معروف و نهی از منكر مرحله ی اجراست. وعظ از مقوله ی امر به معروف است چون تذكر و یادآوری است، اما تعلیم از مقوله ی تبلیغ است. تبلیغ مرحله ی شناخت است و امر به معروف و نهی از منكر مرحله ی عمل و اجرا. درست عمل كردن فرع بر درست شناختن است، و درست شناختن فرع بر درست تلقی كردن پیام و درست رساندن پیام.
[2] رجوع شود به ورقه های «یادداشت ایدئولوژی اسلامی» .
[3] ترك روش دروغ پردازی مربوط است به اسلوب تبلیغ كه بعداً اشاره خواهد شد ان شاء اللّه.
[4] رجوع شود به ورقه های «سیره ی رسول اكرم» شماره های راجع به محكومیت اصل «الغایات تبرّر المبادی» و به تفسیرالمیزان، جلد 6، ص 317. . .
[5] غنای محتوای پیام و نیرومندی آن یكی از جهت قدرت منطقی و عملی است و دیگر از نظر داشتن سوژه های عالی عملی كه تاریخ و سیره ی پیغمبر اكرم كه متروك است و سیره ی علی علیه السلام و حكومت علی و قیام حسینی و زندگی ائمه ی اطهار و تاریخچه ی مسلمین صدر اسلام سوژه های بی نظیر و تابلوهایی است تكان دهنده و متأسفانه ما از آنها بهره نمی بریم.
[6] این شرط درحقیقت شرط حامل پیام است.
[7] به عبارت دیگر به صورت توجیه و تكیه گاه اعتقادی نظام حاكم جابر درآمده است.
[8] رجوع شود به ورقه های «عنصر تبلیغ در نهضت حسینی» .
[9] رجوع شود به ورقه های «عنصر تبلیغ در نهضت حسینی» .
[10] [حجة الاسلام محمدتقی شریعتمداری كه مدت ده سال نزد استاد شهید تحصیل نموده و اكنون از اساتید مدرسه مروی تهران می باشند. ]
[11] بوعلی در نمط نهماشاراتدرباره ی عوامل تطویع نفس امّاره برای نفس مطمئنّه می گوید: . . . ثم نفس الكلام الواعظ من قائل زكیّ بعبارة بلیغة و نغمة رخیمة و سمت رشید.
[12] ر. ك: ورقه های «یادداشت تحریفات در واقعه ی تاریخی عاشورا» .
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است