در
کتابخانه
بازدید : 409453تاریخ درج : 1391/03/27
Skip Navigation Links.
شناسه کتاب
Expand <span class="Sanad">حرف «ب» </span>حرف «ب»
Expand حرف پحرف پ
Collapse حرف تحرف ت
تاریخ- نقش انبیا در تحول تاریخ
تاریخ فقه و فقها
تاریخ هجری- مسأله ی تغییر تاریخ هجری به مسیحی و نقدآقای محیط طباطبایی
تبلیغ و هدایت و نقش مستقل آن
تبلیغ و هدایت و نقش مؤثر آنها
تبلیغ
یادداشت روش تبلیغ
تبلیغ و دعوت
تبلیغ
تبلیغ- حسینیه ی هدایت شیراز (9 و 10 و 11 فروردین 51)
راه و روش تبلیغ دین
تجمّل
تحریفات
تحریف كلمه
تحمل و سعه ی صدر نسبت به عقاید و سلیقه های دیگران
تحولات اجتماعی
تربیت آدمكش در آمریكا
تربیت اسلامی
تربیت و ایدئولوژی
تربیت كودكان و جوانان در آلمان- هدف
تربیت و اخلاق و هماهنگی
تربیت و فطرت و فرق تربیت با صنعت
تربیت و شكفتگی روح، ماهیت تربیت
ترس و دلهره
تربیت- اثر معكوس- تربیت متناسب با زمان- قوه ی نقادی
تربیت از راه میلها و رغبتها نه از راه ترس
تربیت نااهلان
تربیت و اصلاح نفس- تربیت شعور باطن
تربیت اولاد- مدارك
مراحل تربیت
تربیت كودك
تربیت مبنی بر ترس، خرس مآبانه
تربیت- نرمی در جای درشتی و درشتی در جای نرمی
تربیت
تربیت ملی
تربیت اسلامی
تربیت- عوامل سوء تربیت
ترك
تزكیه ی نفس- میلهای خفته
تزكیه ی نفس، بدبینی به نفس
تزكیه ی نفس، انسان سالم
تزكیه ی نفس- اثر سختگیری های افراطی
تزكیه ی نفس- معنی ترك خودپرستی- تفاوت تعبیر قرآنی و تعبیر مزدایی
یادداشت تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- نفس امّاره- لزوم حكومت عاقله
تزكیه ی نفس فلسفی و تزكیه ی نفس عرفانی
تزكیه ی نفس و احتیاج به مربی و مرشد در نزد صوفیه یا احتیاج به روانپزشك
تزكیه ی نفس
تزكیه و جهاد نفس- مدارك و منابع
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- حق بدن
تزكیه ی نفس- روایات
تزكیه و جهاد نفس- روایات
تزكیه ی نفس- اخلاص
تزكیه ی نفس
راههای اصلاح اخلاق و تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- علل فساد اخلاق
تزكیه ی نفس و ترك دنیایی كه نیرو و آزادی است
مسائل مربوط به تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- جهاد با نفس
تسلیم
تسلیم در برابر حقیقت
تسلیم به راه هر مقصد
تصوف، كتب عرفانی
تصوف- چنته ی فقر
تعصب
تعلیم و تربیت اسلامی
تضاد
تعارف
تعاون
تعرّب بعدالهجرة
تعصب دینی از نظر سید جمال
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشت تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت مكانیكی
تعلیم و تربیت اسلامی
مسائل تعلیم و تربیت
مسائل تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشت تعلیم و تربیت اسلامی جلسه شب سوم خرمشهر
تعلیم و تربیت اسلامی- عامل زمان
تفاهمات اسلامی درس اول: حسن تفاهم
درس دوم: آیات و احادیث
درس سوم: نقش حج در وحدت وتفاهم مسلمانان
تفاهمات اسلامی
تفتیش عقاید، مدارك
تفتیش عقاید در مسیحیت
تفسیر سوره ی حمد- صراط مستقیم
مقدمه ی تفسیر حمد- جواد صابر
تفقّه و تفكر
تفقه و بصیرت
تفكر
تقلید
آیات ذمّ تقلید
تقلید
تقوا و آرزو و سعادت
تقیه ی سیاسی
تقیه و پفیوزی
تقیه و نفاق
تقیه- دو تفسیر برای تقیه
تقیه
تقیه- امر به معروف و نهی از منكر
تقیه
تقیه- خروج بالسیف
تقیه
راز تكامل
تكامل تاریخی انسان
تكامل تاریخ و مفهوم آن
تكفیرها
تمدن غرب- جنایت در آمریكا
تمدن
تمدن جدید- آمار جنایت در آمریكا
تمدن و خودكشی
تمدن جدید و مشخصات آن
تمدن خارجی
تمدن- هدف تمدن چیست؟
تمدن و دین
تمدن، علل انحطاط تمدنها، اسلام و مقتضیات زمان
تمدن و علل انحطاط آن
تمدن امروز
تمدن اسلامی
تمدن اسلام- مدارك
انگیزه های تمدن اسلامی
تمدن اسلامی- علت انحطاط مسلمین از نظر سید جمال
تمدن اسلامی- علل انحطاط مسلمین از نظر كواكبی
تمدن جدید- آمریكا
تمدن و اعتیاد
تمدن جدید، آثار ماشین
تمدن- عناصر تمدن و فرهنگ
تمدن معاصر- مشكلات امروز
تمدن ماشینی و انقلاب صنعتی، یا خطای فرزند آدم
تمدن اسلام- انگیزه ها و عواملش
تمدن امروز و گرسنگی دو سوم سكنه ی جهان
تنهایی
تواضع
توتم و تابو
توكل
توكل- مدارك
توكل و كار و تحصیل رزق
اتقوا مواضع التهم
تهمت و فحاشی
Expand حرف جحرف ج
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
1. فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون. 2. آیا بهتر این است كه انسان در معارف و مسائل دینی هرچه بیشتر تعمق و تفكر كند یا بهتر این است كه در مقابل امر دین متعبد و تسلیم باشد و شعارش این باشد: بدانچه انبیا گفتند آمنّا و سلّمنا؟ 3. فوایدی كه تفكر دارد چیست و فوایدی كه تسلیم و تعبد دارد چیست؟ 4. آیا سؤال بدعت است، آنچنان كه به نقل احمد امین (رجوع شود به ورقه های «قضا و قدر» ) از احمد بن حنبل و به نقل محجة البیضاء (رجوع شود به ورقه های «توحید- معرفة اللّه» ) از مالك بن انس نقل شده درباره ی رؤیت خداوند یا درباره ی استواء بر عرش:
جلد دوم . ج2، ص: 226
الكیفیة مجهولة و السؤال بدعة [1]، یا سؤال و كاوش و تحقیق جایز است؟ (رجوع شود به ورقه های «سؤال از عالم» ) و همچنین آیا تمنطق تزندق است؟ - رجوع شود به ابن تیمیه. در سفینة البحار ماده ی «سئل» از امام باقر نقل می كند: الا ان مفتاح العلم السؤال. [و انشأ یقول: ]
شفاء العمی طول السؤال و انما
تمام العمی طول السكوت علی الجهل
5. سفینه اخبار تفقه در دین را ارجاع می كند به جلد اول بحار، باب 6، ص 54 و جلد 4، باب 20، صفحه 149.

6. سفینه، ذم التفقّه لغیر الدین: عن النبی صلی الله علیه و آله قال: اوحی اللّه [عزوجل] الی بعض انبیائه: قل للذین یتفقّهون لغیر الدین. . . 7. ایضاً سفینه، الصادقی: من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه مطیعاً لامر مولاه، فللعوام ان یقلّدوه. ایضاً عن الرضا علیه السلام قال: من علامات الفقه الحلم و العلم و الصمت. . . ایضاً قال بعض الاعلام (راغب ظ) : الفقه هو التوصل الی علم غائب بعلم شاهد و یسمی العلم بالاحكام فقهاً و الفقیه الذی علم ذلك و اهتدی به الی استنباط ما خفی علیه.

و فی الحدیث: من حفظ علی امتی اربعین حدیثاً بعثه اللّه فقیهاً عالماً.

قال بعض الشارحین: لیس المراد به الفقه بمعنی الفهم فانه لایناسب المقام، و لا العلم بالاحكام الشرعیة عن ادلتها التفصیلیة فانه مستحدث بل المراد به البصیرة فی امر الدین، والفقیه اكثر ما یأتی فی الحدیث بهذا المعنی، فالفقیه هو صاحب البصیرة و الیها اشار علیه السلام بقوله: لایفقه العبد كل الفقه حتی یمقت الناس فی ذات اللّه و حتی یری للقرآن
جلد دوم . ج2، ص: 227
وجوهاً كثیرة ثم یقبل علی نفسه فیكون لها اشد مقتاً. ثم قال: هذه البصیرة اما موهبیة و هی التی دعا بها النبی لامیرالمؤمنین حین ارسله الی الیمن حیث قال: «اللهم فقّهه فی الدین» او كسبیة و هی التی اشارالیها امیرالمؤمنین علیه السلام حیث قال لولده الحسن: و تفقّه یا بنیّ فی الدین. 8. ایضاً سفینه: قال ابن الجوزی فی نقد العلماء فی تلبیس ابلیس علی الفقهاء: كان الفقهاء فی قدیم الزمان. . .

9. رجوع شود به ورقه های «توحید- معرفة اللّه» .

10. آیا دین شناسی و اسلام شناسی هم در دنیا داریم یا اینكه اسلام شناخته شده هست، اما باید بدانیم كه هر چیزی دو نوع شناختن دارد: سطحی و عمیق، مثلاً بدن انسان و. . .

حتی افرادی مثل سعدی و مولوی و حافظ امروز متخصص شناسایی دارند كه تمام عمرشان صرف شناختن آنها از لحاظ مطالعه در آثار آنها می شود، و همچنین در مسلكها نیز مثلاً كمونیسم شناس یا كارشناس كمونیسم لازم است.

11. «علیكم بدین العجایز» از كیست و آیا درست است یا نه؟ این جمله طبق آنچه در پاورقی محجة البیضاء، جلد 5، ص 134 آمده است، از سفیان ثوری است و در هیچ اصلی از شیعه و سنی دیده نشده است، سخن یك عالم سنی است. در عین حال قابل توجیه است كه مقصود، كیفیت ایمان و اطمینان است نه ماده ی مورد ایمان و اعتقاد (داستان میرزای قمی و كشاورز قمی) .

12. قرآن ابوابی از معارف عمیق برای بشر گشوده است. در حدیث است كه خداوند می دانست در آخرالزمان متعمقینی می آیند، لهذا «قل هواللّه احد» و آیات اول سوره ی حدید را نازل كرد. رجوع شود به ورقه های «توحید- معرفة اللّه» ، كلام امام باقر در معنی «الصمد» .

13. جل جناب الحق عن ان یكون شریعة لكل وارد او یطلع علیه الاّ واحد بعد واحد. و لذلك فان ما یشتمل علیه هذا الفن ضحكة
جلد دوم . ج2، ص: 228
للمغفَّل، عبرة للمحصل. فمن سمعه فاشمأز عنه فلیتهم نفسه لعلها لاتناسبه و كل میسر لما خلق له [2] 14. ان ههنا لعلماً جمّاً لو اصبت له حملة. 15. نحن معاشر الانبیاء امرنا ان نكلم الناس علی قدر عقولهم.

مثالهایی در این زمینه.

16. تعطیل و تشبیه 17. بحار، ج 15 (اخلاق) ، ص 194: لیس العبادة كثرة الصلوة و الصوم، انما العبادة التفكر فی امر اللّه عزوجل. 18. تعمق در فلسفه ی عبادات 19. چهار طریقی كه در احتجاجات قرآن برای ارزش دادن قرآن به عقل ذكر كردیم 20. عبادت بدنی، مالی، فكری. سومی از مختصات اسلام است.

21. مقایسه میان ربیع بن خُثَیم و ابوذر غفاری 22. در دعاست: واجعل النور فی بصری و البصیرة فی دینی 23. چرا اجر عالم مضاعف است؟ 24. بدعتها و تحریفهایی كه از راه دشمنان زیرك به وجود می آید و ماركهای اشتباهی كه به بازار می آورند، به چه وسیله غیر از تعقل و تفكر می توان [با اینها] مبارزه كرد؟ 25. نقش روحانیت 26. بدعتها و تحریفهایی كه دوستان نادان از راه عدم تعقل به وجود می آورند 27. قشریون و لُبّیون و مبارزه ی آنها با یكدیگر 28. شبستری می گوید (رجوع شود به شرح لاهیجی، صفحه ی 144) :
جلد دوم . ج2، ص: 229
جهان آنِ تو و تو مانده عاجز
ز تو محرومتر كس دیده هرگز؟ !
چو محبوسان به یك منزل نشسته
به دست عجز پای خویش بسته
نشستی چون زنان در كوی اِدبار
نمی داری ز جهل خویشتن عار
دلیران جهان آغشته در خون
تو سر پوشیده ننهی پای بیرون
چه كردی فهم از این دین العجایز؟
كه بر خود جهل می داری تو جایز
زنان چون ناقصات عقل و دینند
چرا مردان ره ایشان گزینند؟
اگر مردی برون آی و نظر كن
هر آنچ آید به پیشت زان گذر كن
میاسا یك زمان اندر مراحل
مشو موقوف همراه رواحل
خلیل آسا برو حق را طلب كن
شبی را روز و روزی را به شب كن
ستاره با مه و خورشید اكبر
بود حس و خیال و عقل انور
بگردان از همه ای راهرو روی
همیشه «لااحب الآفلین» گوی
و یا چون موسی عمران در این راه
برو تا بشنوی «انی انااللّه»
. . . برو اندر پی خواجه به اسرا
تفرج كن همه آیات كبری
برون آی از سرای امّ هانی
بگو مطلق حدیث «من رآنی»
جلد دوم . ج2، ص: 230
لاهیجی در شرح، جمله ی «علیكم بدین العجایز» را به صورت حدیث نبوی نقل و قبول می كند ولی توجیه می كند، می گوید (ص 146) :

«بدان كه به حقیقت، معنی این حدیث این است كه در جمیع احكام شرعیه از مأمورات و منهیات كه دین (شریعت) عبارت از اوست باید به طریق انقیاد و متابعت همچو عجایز باشند و به عقل و هوای نفس تصرفی در آن ننمایند و بی ضرورتْ تأویلی كه خلاف ظاهر باشد نكنند، كه حكمت احكام شرعیه به مجرد عقل دریافته نمی شود، نه آنكه ترك تفكر در معرفة اللّه نمایند و از طلب باز ایستند و همچو عجایز در خانه ی تقلید محض ساكن شوند. » 29. مولوی در دفتر ششم، ص 649، سطر 7 (چاپ میرخانی) می گوید:
خرم آن كه عجز و حیرت قوتِ اوست
در دو عالم خفته اندر ظلّ دوست
هم در اوّل عجز خود را او بدید
مرده شد دین عجایز برگزید
چون زلیخا یوسفی بر وی بتافت
از عجوزی در جوانی راه یافت
زندگی در مردن و در محنت است
آب حیوان در درون ظلمت است
بنابراین مولوی این جمله ی منسوب را توجیه دیگری می كند و آن اینكه انسان باید مانند عجایز حالت تسلیم و انقیاد و احساس عجز خود را داشته باشد. درواقع از كلمه ی «عجوز» نظر به جنبه ی عجز است.

30. در قوانین الاصول، جلد دوم، باب هفتم، قانونی دارد راجع به جواز و عدم جواز تقلید در اصول دین (در ابواب تقلید) . بعد از بحث
جلد دوم . ج2، ص: 231
مفصلی در سه چهار ورق ادله ی كسانی كه نظر و استدلال را لازم می دانند ذكر می كند از آیات وارده در منع تقلید و آیه ی «فاعلم انه لا اله الاّ اللّه» و انعقاد اجماع و یك سلسله اخبار. آنگاه ادله ی مخالفین را ذكر می كند از لزوم دور، و اینكه سیره ی رسول اكرم این بود كه اقرار شهادتین را كافی می دانست.

دلیل سوم مخالفین را این طور ذكر می كند:

الثالث قوله صلی الله علیه و آله: «علیكم بدین العجایز» ولا ریب ان دینهن بطریق التقلید لعدم اقتدارهن (بحسب الغالب) علی النظر. و لفظة «علی» تدل علی الوجوب فیحرم النظر.

آنگاه می گوید:

وفیه منع صحة الروایة عنه صلی الله علیه و آله بل قد قیل انه من كلام سفیان. و المستفاد من كلام المحقق البهائی من حاشیته علی الزبده ان هذا هو حكایة دولابها و كف الید عن تحریكها لاظهار اعتقادها بوجود الصانع المحرك للافلاك المدبر للعالم (برهان محرك اول) والذی ذكره القوشجی [3]فی شرح التجرید و تبعه الفاضل الجواد هو ما روی ان عمرو بن عبید لما اثبت منزلة بین الكفر والایمان فقالت عجوزة: قال اللّه تعالی: هوالذی خلقكم فمنكم كافرو منكم مؤمن، فلم یجعل اللّه من عباده الاّ الكافر والمؤمن، فقال سفیان: علیكم بدین العجایز. اقول والمناسب للمقام هوالحكایة الاولی (حكایة الدولاب) سلّمنا انها روایة لكنها خبر واحد معارض بالقواطع. . . والذی یخالجنی فی وجهه وجهان: الاول ان علیكم بتحصیل الیقین كما حصلته العجوزة فانها جعلت وجودالصانع و كونه مدبر الافلاك و محركها
جلد دوم . ج2، ص: 232
كالمحسوس من وقوف دولابها من الحركة بمجرد تخلیتها عن یدها. والثانی ان الالیق و الانسب فی الاستدلال و الاسلم لكافة الناس و الاسهل لعامتهم هو طریقة الانّ و هوالاستدلال بالاثار علی المؤثر و بالخلق علی الخالق.

31. مطلب از اینجا باید شروع شود كه در اسلام یكی از دستورها تفقه در دین است. تفقه با علم كه اسلام توصیه و تأكید كرده است متفاوت است، زیرا علم از جهت مورد اعم است از علم دین و هر علم مفید دیگر، چنانكه از اخبار و روایات و آیات استفاده می شود (رجوع شود به ورقه های «فریضه ی علم» ) و تفقه اختصاص دارد به دین. دیگر اینكه تفقه، مطلق علم دین نیست، بلكه فهم عمیق و بصیرت در دین است. علم سطحی به مسائل و احكام و آثار دین، علم دین هست اما تفقه در دین نیست.

تفقه همان طوری كه راغب گفته است: التوصل بعلم حاضر الی علم غائب.

فقه الحدیث، فقه الاقتصاد، فقه السیاسة، فقه الهواء، فقه اللغة، فقه الاحكام:

علما از قدیم فهم عمیق و اكتناهی حدیث را فقه الحدیث می نامند. هر چیز را دو نحو می توان فهمید: سطحی و عمقی. مثلاً اگر ببینیم یك كالای معین امسال فراوانتر و ارزانتر است و سال پیش این طور نبود، برعكس فلان كالای دیگر سال پیش فراوانتر و ارزانتر بود، یا یك كالا در عین اینكه فراوانتر از سال پیش است گرانتر است، ممكن است بیش از این چیزی نفهمیم و علت و قانون و قاعده ی این كار را درك نكنیم ولی شخص دیگر قانون این كار و علت بالخصوص [وضعیت ] كالای مورد نظر را بفهمد، این شخص فقه الاقتصاد دارد. همچنین است در مورد گرمی و سردی هوا، حدوث بیماریها، حوادث سیاسی جهان. سیاسیون جهان خود را دارای فقه السیاسه می دانند، همین طور است فقه الاجتماع، فقه الامراض، فقه اللغة. . .

فقها كه علم به احكام شرعیه عن ادلتها التفصیلیه پیدا می كنند،
جلد دوم . ج2، ص: 233
واقعاً عملشان فقه است، فقه الاحكام است. اجتهاد، فقه الاحكام است نه فقه الاسلام به طور مطلق. فرق مجتهد و اخباری به این است كه هر دو درصدد استنباط هستند، چون هر دو با اخبار متعارض و عام و خاص و مطلق و مقید و ضعیف و سقیم روبرو هستند. اخبار عین رساله ی عملیه نیست كه به هیچ نحو استنباط احتیاج نداشته باشد.

چیزی كه هست، یكی دارای فقه الاستنباط [4]است و دیگری نیست.

اكنون باید ببینیم آیا تفقه در دین منحصراً فقه الاستنباط است یا فقه الاستنباط یكی از مصادیق تفقه است. مسلماً منحصر نیست.

لسان آیه و روایات ابا دارد. آیه و روایت می گوید تفقه در دین. دین منحصر به احكام نیست. یا باید توحید و معارف و اخلاقیات و اجتماعیات را از دین خارج كنیم و یا درباره ی آنها روش اخباریین را در احكام پیش بگیریم تا این حصر درست از آب درآید. نه می توانیم آنها را از دین خارج كنیم و نه می توانیم راه اخباریین و ظاهریین را در این قسمتها پیش بگیریم.

تعبیر جامع در مورد «تفقه در دین» این است كه تفقه و بصیرت كامل موقوف به چند چیز است:

1. اسلام اولاً درسهایی دارد و خودش دعوت كرده است مردم را به فهم و حل این درسها. اسلام نه تنها تحقیق در اصول عقاید را واجب شمرده، بلكه خود یك سلسله درسها در این زمینه القا كرده و لهذا امر می كند به تدبر در قرآن. در حدیثی كه در نمره ی 7 ذكر كردیم می فرماید: لا یفقه العبد كل الفقه حتی یمقت الناس فی ذات اللّه و حتی یری للقرآن وجوهاً كثیرة. . . اسلام، هم اصول عقاید تقلیدی را غیركافی شمرده و هم درسهایی در این زمینه القا كرده [5]و هم دعوت كرده به فهم این درسها.

در اخبار نیز وارد شده به این مضمون كه: انتم افقه الناس اذا عرفتم
جلد دوم . ج2، ص: 234
معانی كلامنا. یا: حدیث تدریه خیر من الف حدیث ترویه. . . [6] این درسها منحصر به اصول دین نیست؛ منطق اسلام در اخلاق و تربیت نیز واقعاً درسهای عمیق و گرانبهایی است و فهمیدن آنها بصیرت كامل می خواهد مثل آنچه در باب ترك دنیا، طول امل، «كن لدنیاك كأنك تعیش ابداً» و. . . آمده است.

پس مرحله ی اول بصیرت در دین، درك و فهم درسهای اسلامی است و این متوقف است به اینكه ما بتوانیم ایمان پیدا كنیم اسلام واقعاً یك سلسله درسها داشته است [7]و حداكثرِ مفاهیم اسلامی آن چیزی كه راویان اولیه درك می كرده اند نیست. رب حامل فقه غیر فقیه و رب حامل فقه الی من هو افقه منه. این حدیث نیز مؤید معنی ای است كه ما در مورد تفقه كردیم. ضمناً رجوع شود به ورقه های «علم مطبوع و علم مسموع» .

این مرتبه از تفقه ملازم است با داشتن یك سلسله معارف در الهیات و اخلاقیات و اجتماعیات.

مرحله ی دیگر تفقه همان است كه فقها دارند، یعنی مدالیل ادلّه را و مفاهیم الفاظ را با روشی دقیق فهم می كنند كه ما آن را «فقه الاستنباط» نامیدیم. این مرتبه از تفقه ملازم است با آگاهی كامل از محاورات عرفیه و تعبیرات قانونی و یك سلسله قوانین عقلی در ملازمات و غیره.

مرحله ی سوم از تفقه در دین این است كه ما اجمالاً به دست آوریم اسلام چه هدفهایی درباره ی انسان و اجتماع دارد و چه وسایلی برای رسیدن به این هدفها انتخاب كرده است.

در این مرحله اولاً باید میان هدفها و وسایل فرق بگذاریم (رجوع شود به ورقه های «اجتهاد» و ورقه های «علم» و ورقه های
جلد دوم . ج2، ص: 235
«زمان و مقتضیات آن» و ورقه های «اسلام و مقتضیات زمان» و ورقه های «محبت اولیاء» ) و ثانیاً باید خود هدفها را از لحاظ سبك سنگینی و به تعبیر فقها از لحاظ اهمیت و مهمّیت و باب تزاحم به دست آوریم. در این قسمت نیز خود اسلام ما را راهنماییهایی كرده است، احتیاج به جفر و رمل نداریم. مثلاً اسلام عبادات را سرلوحه ی تعلیمات خود قرار داده است و برای اینها اهمیت فوق العاده قائل است. ما باید سرّ این اهمیت را بفهمیم (رجوع شود به ورقه های «عبادت» و ورقه های «نماز» ) . آشنایی به فلسفه ی احكام نیز نوعی بصیرت در دین ایجاد می كند به شرط آنكه در آن افراط نشود، و ضمناً درجه ی اهمیت را نشان می دهد.

مرحله ی سوم فوق العاده اهمیت دارد [8]و این مرحله است كه اثر اجتماعی فوق العاده دارد. غفلت از این جهت است كه مسلمین را به انحطاط كشانده و توجه به این جهت است كه مسلمین را به سوی اعتلا می برد.

مرحله ی اول در اسلام پیشرویهایی ارزنده داشته است، البته درخصوص اصول عقاید ولی آنها جنبه ی فردی داشته است. لهذا معارف اسلامی گنجینه ی گرانبهایی است. كسانی امثال صدرا در این جهت به مقامات شامخی رسیده اند. ولی در مرحله ی دوم هم كارهایی شده، هرچند كافی و كامل نیست. ولی در مرحله ی سوم كاری صورت نگرفته است.

32. رجوع شود به سفینة البحار، ماده ی «نفر» .

33. شبستری اشعاری لطیف دارد در مراتب عرفان و بصیرت، آنجا كه می گوید:
در این ره اولیا باز از پس و پیش
نشانی داده اند از منزل خویش
جلد دوم . ج2، ص: 236
به حد خویش چون گشتند واقف
سخن گفتند در معروف و عارف
یكی از بحر وحدت گفت: انا الحق
یكی از قرب و بعد و سیر زورق
یكی را علم ظاهر بود حاصل
نشانی داد از خشكی و ساحل
یكی گوهر برآورد و هدف شد
یكی بگذاشت آن نزد صدف شد
34. مشخصات دین العجایز چیست؟ خدا را یك تكه نور در فوق آسمانها می دانند، ملائكه را به قول مرحوم آقابزرگ فقط مجرد از تنبان می دانند، یك حاجی لك لك كه مثل آدم سری دارد می دانند.

35. حالت تعبدی كه در حكمای اسلامی نظیر بوعلی و آقا علی نوری دیده می شود.

36. اما برای بصیرت در دین دو راه است: راه تفكر و راه اشراق و الهام. البته این دو راه در مورد معارف غیبی و الهیات صادق است، نه در مورد احكام و اخلاقیات و اجتماعیات.

37. در شرح احادیث مثنوی، صفحه ی 225، این حدیث را از احیاء العلوم، جلد 3، ص 57 نقل می كند و می گوید: مؤلف اللؤلؤ المرصوع، ص 51 آن را موضوع شمرده است. آنگاه می گوید: رجوع كنید به اتحاف السادة المتقین، جلد 7، ص 376 كه درباره ی این حدیث بحث مفیدی كرده و شواهدی بر صحت آن آورده است.

38. داستان جوانی از اهل صفّه: یخفق و یهوی، داستان عنوان بصری و داستان غزالی، كلمه ی علم لدنّی، قد احیا عقله و امات نفسه. . . ، هجم بهم العلم علی حقیقة البصیرة. . . ، ان من احب عباد اللّه. . . ، من اخلص للّه اربعین صباحاً. .
[1] رجوع شود به جلد 8المیزان، صفحه ی 157 و 165 ذیل آیه ی 54 اعراف ضمن بحث از عرش.
[2] [اشارات و تنبیهات، ج 3، ص 394، آخر نمط نهم. ]
[3] صفحه ی 354 (مباحث علم و ادراك و عقل) .
[4] خود كلمه ی «استنباط» نیز مانند كلمه ی «فقه» مشعر به درك عمیق است، زیرا استنباط عبارت است از استخراج آب از زیر زمین.
[5] رجوع شود به بحث در اطراف مسأله ی عرش، جلد 8المیزان، صفحه ی 157.
[6] یا: اعقلوا الحدیث عقل درایة لا عقل روایة.
[7] و این درسها را همیشه باید مورد تعمق و تأمل قرار داد. بعضی ها خیال می كنند حداكثر این است كه قرآن مطالبی ذكر كرده و اخبار هم بیان كرده اند، علیهذا حداكثرِ مطلب را راویان و محدثان درك و فهم كرده اند.
[8] رجوع شود به ورقه های «رشد اسلامی» . رشد اسلامی و تفقه در دین رابطه ی نزدیك دارند.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است