در
کتابخانه
بازدید : 409780تاریخ درج : 1391/03/27
Skip Navigation Links.
شناسه کتاب
Expand <span class="Sanad">حرف «ب» </span>حرف «ب»
Expand حرف پحرف پ
Collapse حرف تحرف ت
تاریخ- نقش انبیا در تحول تاریخ
تاریخ فقه و فقها
تاریخ هجری- مسأله ی تغییر تاریخ هجری به مسیحی و نقدآقای محیط طباطبایی
تبلیغ و هدایت و نقش مستقل آن
تبلیغ و هدایت و نقش مؤثر آنها
تبلیغ
یادداشت روش تبلیغ
تبلیغ و دعوت
تبلیغ
تبلیغ- حسینیه ی هدایت شیراز (9 و 10 و 11 فروردین 51)
راه و روش تبلیغ دین
تجمّل
تحریفات
تحریف كلمه
تحمل و سعه ی صدر نسبت به عقاید و سلیقه های دیگران
تحولات اجتماعی
تربیت آدمكش در آمریكا
تربیت اسلامی
تربیت و ایدئولوژی
تربیت كودكان و جوانان در آلمان- هدف
تربیت و اخلاق و هماهنگی
تربیت و فطرت و فرق تربیت با صنعت
تربیت و شكفتگی روح، ماهیت تربیت
ترس و دلهره
تربیت- اثر معكوس- تربیت متناسب با زمان- قوه ی نقادی
تربیت از راه میلها و رغبتها نه از راه ترس
تربیت نااهلان
تربیت و اصلاح نفس- تربیت شعور باطن
تربیت اولاد- مدارك
مراحل تربیت
تربیت كودك
تربیت مبنی بر ترس، خرس مآبانه
تربیت- نرمی در جای درشتی و درشتی در جای نرمی
تربیت
تربیت ملی
تربیت اسلامی
تربیت- عوامل سوء تربیت
ترك
تزكیه ی نفس- میلهای خفته
تزكیه ی نفس، بدبینی به نفس
تزكیه ی نفس، انسان سالم
تزكیه ی نفس- اثر سختگیری های افراطی
تزكیه ی نفس- معنی ترك خودپرستی- تفاوت تعبیر قرآنی و تعبیر مزدایی
یادداشت تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- نفس امّاره- لزوم حكومت عاقله
تزكیه ی نفس فلسفی و تزكیه ی نفس عرفانی
تزكیه ی نفس و احتیاج به مربی و مرشد در نزد صوفیه یا احتیاج به روانپزشك
تزكیه ی نفس
تزكیه و جهاد نفس- مدارك و منابع
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- حق بدن
تزكیه ی نفس- روایات
تزكیه و جهاد نفس- روایات
تزكیه ی نفس- اخلاص
تزكیه ی نفس
راههای اصلاح اخلاق و تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- علل فساد اخلاق
تزكیه ی نفس و ترك دنیایی كه نیرو و آزادی است
مسائل مربوط به تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس
تزكیه ی نفس- جهاد با نفس
تسلیم
تسلیم در برابر حقیقت
تسلیم به راه هر مقصد
تصوف، كتب عرفانی
تصوف- چنته ی فقر
تعصب
تعلیم و تربیت اسلامی
تضاد
تعارف
تعاون
تعرّب بعدالهجرة
تعصب دینی از نظر سید جمال
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشت تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت مكانیكی
تعلیم و تربیت اسلامی
مسائل تعلیم و تربیت
مسائل تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشت تعلیم و تربیت اسلامی جلسه شب سوم خرمشهر
تعلیم و تربیت اسلامی- عامل زمان
تفاهمات اسلامی درس اول: حسن تفاهم
درس دوم: آیات و احادیث
درس سوم: نقش حج در وحدت وتفاهم مسلمانان
تفاهمات اسلامی
تفتیش عقاید، مدارك
تفتیش عقاید در مسیحیت
تفسیر سوره ی حمد- صراط مستقیم
مقدمه ی تفسیر حمد- جواد صابر
تفقّه و تفكر
تفقه و بصیرت
تفكر
تقلید
آیات ذمّ تقلید
تقلید
تقوا و آرزو و سعادت
تقیه ی سیاسی
تقیه و پفیوزی
تقیه و نفاق
تقیه- دو تفسیر برای تقیه
تقیه
تقیه- امر به معروف و نهی از منكر
تقیه
تقیه- خروج بالسیف
تقیه
راز تكامل
تكامل تاریخی انسان
تكامل تاریخ و مفهوم آن
تكفیرها
تمدن غرب- جنایت در آمریكا
تمدن
تمدن جدید- آمار جنایت در آمریكا
تمدن و خودكشی
تمدن جدید و مشخصات آن
تمدن خارجی
تمدن- هدف تمدن چیست؟
تمدن و دین
تمدن، علل انحطاط تمدنها، اسلام و مقتضیات زمان
تمدن و علل انحطاط آن
تمدن امروز
تمدن اسلامی
تمدن اسلام- مدارك
انگیزه های تمدن اسلامی
تمدن اسلامی- علت انحطاط مسلمین از نظر سید جمال
تمدن اسلامی- علل انحطاط مسلمین از نظر كواكبی
تمدن جدید- آمریكا
تمدن و اعتیاد
تمدن جدید، آثار ماشین
تمدن- عناصر تمدن و فرهنگ
تمدن معاصر- مشكلات امروز
تمدن ماشینی و انقلاب صنعتی، یا خطای فرزند آدم
تمدن اسلام- انگیزه ها و عواملش
تمدن امروز و گرسنگی دو سوم سكنه ی جهان
تنهایی
تواضع
توتم و تابو
توكل
توكل- مدارك
توكل و كار و تحصیل رزق
اتقوا مواضع التهم
تهمت و فحاشی
Expand حرف جحرف ج
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
تعریف توكل چیست؟ بدون شك در مفهوم اصلی این كلمه «واگذاری» اخذ شده است زیرا از ماده ی وَكَلَ یَكِلُ است. راغب می گوید:

التوكیل ان تعتمد علی غیرك و تجعله نائباً عنك، والوكیل فعیل بمعنی المفعول، قال تعالی: «و كفی باللّه وكیلاً» ای اكتف به ان یتولی امرك و یتوكل لك، و علی هذاحسبنا اللّه و نعم الوكیل. . . والتوكل یقال علی وجهین. یقال: توكلت لفلان بمعنی تولیت له، و یقال: وكّلته فتوكل لی و توكلت علیه بمعنی اعتمدته. . . و واكل فلان اذا ضیّع امره متّكلاً علی غیره. و تواكل القوم اذا اتّكل كل علی الآخر. . . و الوَكال فی الدابة ان لایمشی الاّ بمشی غیره.
جلد دوم . ج2، ص: 260
با نكته ای كه راغب می گوید، بعید نیست كه مفهوم لغوی این كلمه كه به حسب اصل لغت مشتمل بر مفهوم «تولّی» است اعتمادِ تضمین شده است. معنی «توكلت علی اللّه» این است كه خودم متصدی كار می شوم معتمداً علی اللّه. و اگر تنها مفهوم واگذار كردن می داشت به جای توكل، توكیل گفته می شد. اگر گفته شود پس چرا به خداوند وكیل گفته می شود، ممكن است در جواب گفته شود كه وكیل دو مفهوم نزدیك به هم دارد: یكی به معنی نایب از «وكّلته فصار وكیلاً» ، دیگر به معنی تكیه گاه از «توكلت علیه فصار وكیلاً» ای صار معتمداً لی.

توكل اگر این معنی را داشته باشد كه گفتیم، شبهه و اشكالی پیش نمی آید. فقط این سؤال پیش می آید كه اعتماد به خدا چه معنی ای دارد در موردی كه شخص خودش متعهد و متصدی كار خودش است؟ جوابش از آنچه در شق بعد خواهیم گفت روشن می شود.

و اما اگر معنی توكل واگذار كردن و اعتماد كردن باشد، باید دید به چه نحو است و مخصوصاً در چه قسمتی است. وقتی كه می گوییم به او اعتماد كرد، باید ببینیم او كیست و چه كاری از او ساخته است و نظم و قانون كار او چیست [1]، تا اعتماد بیجا و اعتماد بجا معلوم شود. مثلاً یك دولت كوچك با یك دولت بزرگ می جنگد و می گوییم اعتمادش مثلاً به آمریكاست. اینجا باید بدانیم كه نظم و قانون حمایت آمریكا چیست. آیا آمریكا اگر با دولتی دوست شد، به جای او سرباز به میدان جنگ می فرستد و یا فقط اسلحه برایش می فرستد؟ اینجاست كه رابطه ی توكل با شناختن سنت خلقت و سنت اراده ی حق روشن می شود. این سنت را سه جور می توان فرض كرد:

جلد دوم . ج2، ص: 261
یكی اینكه فكر كنیم اساساً قانون و قاعده و نظمی در كار جهان نباشد و خداوند مانند یك انسان- ولو انسان حكیم- با اراده های جزئی و اینكه هر كاری را جداگانه تصمیم می گیرد انجام می دهد و هیچ كس و هیچ چیز هم نقش مؤثری ندارد. این معنی توكل كه فقط اعتماد بر قدرت بی پایان خداوند است بدون توجه به حكمت كلی او، همان است [كه ] مورث فلج است، ضد اعتماد به نفس است. امروز در اخلاق و تربیت این مطلب ثابت شده كه بشر را باید متكی به خود، مستقل الارادة، معتمد به نیروی خود بار آورد و هر حادثه چه تربیتی و عمدی و چه قهری و جبری كه سبب شود نیروهای خفته ی وجود انسان بیدار شود و انسان از فكر خود، از اراده ی خود، از نیروی خود استمداد كند، آن حادثه مفید است ولو به شكل مصیبت باشد.

شناختن دیگر سنت خلقت این است كه جهان جهان علت و معلول است و هر معلول معین علت معین مادی دارد. مثلاً علت مردن، ثروت، پیروزی، آبرو، حیثیت و امثال اینها منحصراً همین عاملهای مادی است و اینها هم یك سلسله ی بسته است كه هیچ عامل دیگر در آن دخالت ندارد. در این صورت اعتقاد به خدا یك نوع اعتقاد خشك فلسفی است كه هیچ گونه تأثیری در عمل ندارد. انسان چه مادی باشد و چه الهی فلسفی به این شكل باشد، از لحاظ عمل و زندگی هیچ فرقی نمی كند؛ تفاوتشان فقط در یك اصل نظری است كه آیا همه ی جهان از یك ذات لایزال ناشی می شود یا نه؟ از این رو می گویند خدای فلسفه در زندگی انسان اثرنمی بخشد؛ بشر خود را از او دور می بیند، او را در عقل خود می یابد ولی در دل خود نمی یابد. او در عقلش به شكل یك مسأله ی ریاضی، منطقی وجود دارد نه به شكل یك محبوب و نزدیك و مؤثر در زندگی او و مرتبط با او و اهل داد و ستد با او و معامله با او.

نوع سوم این است كه ما برای خدا سنن قطعی قائل شویم، ولی
جلد دوم . ج2، ص: 262
سنن عالم محدود به ابعاد بسته ی علل و معلول مادی نیست، نظامی معنوی در كنار نظام مادی وجود دارد، همه ی جهان حكم یك موجود حیّ واحدی را دارد كه اعضا و اجزای [آن ] به یكدیگر پیوسته است.

همان طور كه در كتاب انسان و سرنوشت تحت عنوان «عوامل معنوی» گفته ایم، جهان نسبت به خوب و بد و عدل و ظلم و كار و بیكارگی و اخلاص و سوء نیت بی تفاوت نیست. آن كه بكوشد و اخلاص نیت داشته باشد و در راه حق و عدل بكوشد، خداوند او را تحت حمایت و مشمول عنایت خاص خود قرار می دهد.

پس معنی توكل و اعتماد به خدا این است كه اگر انسان در راه حق بكوشد و اخلاص داشته باشد، با این سه شرط: حقانیت راه، كوشش، اخلاص، خداوند او را تحت حمایت خود قرار می دهد [2] 2. اما اینكه آیا واقعاً نیازی به توكل هست؟ آیا یك نیاز اخلاقی و روانی و تربیتی به چنین مفهوم و معنی هست یا نیست؟ تاكنون درواقع مفهوم توكل را تصحیح كردیم و آن را منافی با كار و فعالیت و مضر به پیشروی و سعادت ندانستیم. اكنون باید ببینیم آیا نیازی به چنین معنی و مفهومی هست یا نیست؟ اگر انسان توكل نكند، چه می شود و چه عیبی دارد؟ این نیاز از آنجا پیدا می شود كه كوششهای اخلاقی و تحقق بخشیدن به آرمانهای مقدس و عمومی و حمایت از حق و عدالت معمولاً توأم با گذشت از منافع فردی و شخصی است، نوعی باختن است. انسان نمی داند كه آنچه فعلاً و نقداً می دهد صرفاً هدردادن است و یا بازگشت دارد. اینجاست كه واقعاً نیازمند است به اینكه در
جلد دوم . ج2، ص: 263
جهان چنان حسابی باشد كه [3]:

الف. در ترازوی جهان، حق و باطل، اخلاص و سوء نیت، گذشت و نفع پرستی، عدالت و ظلم یكسان نباشد. سنن تشریعی كه بشر را مكلف به وظیفه و گذشت می كند و جلوی تمایلات را می گیرد حساب مخصوص در میان سنن تكوینی داشته باشد و جهان خود حامی این سنن تشریعی باشد.

ب. قهراً میان كسی كه آرمان مقدس دارد و سعی و كوشش می كند و خلوص نیت دارد با آن كه چنین نیست تفاوت باشد.

ج. قهراً در جهان نیروی ذخیره ای باشد برای كمك به چنین افرادی.

د. درنتیجه، اطمینان یك نفر طرفدار حق به اینكه به نتیجه می رسد با یك نفر طرفدار هوای نفس و تابع نفع شخصی درصورتی كه به یك مقدار صرف نیرو كرده اند، مساوی نخواهد بود.

3. خوب، ببینیم آیا منطق قرآن در باب توكل همین طور است كه گفتیم، یعنی آیا اولاً معنی توكل این است كه انسان با اتكاء به خدا تكلیف و وظیفه ی خود را انجام دهد و از هیچ چیزی باك نداشته باشد، یا قرآن از آن نوع توكل حمایت كرده است كه خدا را نایب بگیر و خودت سر جای خود بنشین؟ قرآن اولاً آن نوع توكل را سخت انتقاد كرده است. از آن جمله در ذمّ یهودیان می گوید كه به موسی گفتند: فاذهب انت و ربك فقاتلا انا ههنا قاعدون. در ذمّ دیگران می گوید: و اذا قیل لهم انفقوا مما رزقكم اللّه قال الذین كفروا للذین امنوا انطعم من لو یشاء اللّه اطعمه. ثانیاً همان طور كه در دفتر 35 آیات توكل را جمع آوری كرده ایم، همه جا در قرآن توكل به این معنی و مفهوم آمده كه كوشش
جلد دوم . ج2، ص: 264
و جهاد كن و به خدا توكل كن، یعنی از عواقب گذشت و جهاد هرگز نترس.

4. اینك نمونه ای از آیات مربوطه:

الف. ان تنصروا اللّه ینصركم و یثبت اقدامكم. (محمد، 7) ب. و لینصرن اللّه من ینصره ان اللّه لقوی عزیز. (حج، 40) ج. ان اللّه یدافع عن الذین امنوا ان اللّه لا یحب كل خوان كفور. (حج، 38) د. الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ایماناً و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكیل. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم یمسسهم سوء و اتبعوا رضوان اللّه و اللّه ذوفضل عظیم. (آل عمران، 173 و 174) این آیه كاملاً به نتیجه ی توكل كه چقدر نیروبخش است اشاره می كند.

هـ. واتل علیهم نبأ نوح اذ قال لقومه یا قوم ان كان كبر علیكم مقامی و تذكیری بایات اللّه فعلی اللّه توكلت فاجمعوا امركم و شركائكم ثم لایكن امركم علیكم غمة ثم اقضوا الیّ و لا تنظرون. (یونس، 71) این آیه و همچنین آیات دیگر می رساند كه توكل در قرآن مفهوم حماسی دارد و در مقام حماسه به آن تكیه شده است. مفادش این است: به خدا توكل می كنم و تسلیم نمی شوم، به خدا توكل می كنم و نمی ترسم، به خدا توكل می كنم و از دشمن باك ندارم.

چنانكه می دانیم امام حسین علیه السلام با قرائت همین آیه در روز
جلد دوم . ج2، ص: 265
عاشورا حماسه ی پرشور خود را ایراد نمود.

و. فما امن لموسی الاّ ذریة من قومه علی خوف من فرعون و ملائهم ان یفتنهم و ان فرعون لعال فی الارض و انّه لمن المسرفین. و قال موسی یا قوم ان كنتم امنتم باللّه فعلیه توكّلوا ان كنتم مسلمین.

فقالوا علی اللّه توكلنا ربنا لاتجعلنا فتنة للقوم الظالمین.
(یونس، 83- 85) در این آیه نیز توكل مقام و موقع حماسی دارد. صحنه ای رسم می شود كه در یك طرف فرعون است با آنهمه جلال و شكوه و استكبار و اسراف و ارعاب و در یك طرف دیگر موسی است و «ذریّه ای» از قوم، یك عده ی كمی جوان فاقد قدرت و نیرو جز یك نیرو كه آن نیرو توكل و ایمان است.

ز. داستان موسی و عمالقه و سرزمین فلسطین:

یا قوم ادخلوا الارض المقدسة التی كتب اللّه لكم ولاترتدوا علی ادباركم فتنقلبوا خاسرین. قالوا یا موسی انّ فیها قوماً جبارین و انّا لن ندخلها حتّی یخرجوا منها فان یخرجوا منها فانّا داخلون.

قال رجلان من الذین یخافون انعم اللّه علیهما ادخلوا علیهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غالبون و علی اللّه فتوكّلوا ان كنتم مؤمنین.

قالوا یا موسی انا لن ندخلها ابداً ماداموا فیها فاذهب انت و ربك فقاتلا انا ههنا قاعدون. قال رب انی لااملك الاّ نفسی و اخی فافرق بیننا و بین القوم الفاسقین.
(مائده، 21- 25) دلالت این آیه واضح است. داستان ابوذر در جنگ بدر كه به رسول خدا عرض كرد: ما آنچه را كه قوم موسی گفتند نمی گوییم. . .

معروف است.
جلد دوم . ج2، ص: 266
ح. قال الملأ الذین استكبروا من قومه لنخرجنّك یا شعیب والذین امنوا معك من قریتنا او لتعودنّ فی ملّتنا قال اولو كنّا كارهین.

قد افترینا علی اللّه كذباً ان عدنا فی ملتكم بعد اذ نجّینا اللّه منها و ما یكون لنا ان نعود فیها الاّ ان یشاء اللّه ربّنا وسع ربّنا كلّ شئ علماً علی اللّه توكلنا ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحقّ و انت خیرالفاتحین.
(اعراف، 88- 89) ط. قد كانت لكم اسوة حسنة فی ابراهیم والذین معه اذ قالوا لقومهم انّا برآء منكم و ممّا تعبدون من دون اللّه كفرنا بكم و بدا بیننا و بینكم العداوة و البغضاء ابداً حتّی تؤمنوا باللّه وحده الاّ قول ابراهیم لأبیه لأستغفرنّ لك و ما أملك لك من اللّه من شئ ربنا علیك توكلنا و الیك أنبنا و الیك المصیر. ربّنا لا تجعلنا فتنة للّذین كفروا واغفرلنا ربنا انك انت العزیز الحكیم. (ممتحنه، 4- 5) ی. قل أرأیتم ان اهلكنی اللّه و من معی أو رحمنا فمن یجیر الكافرین من عذاب الیم. قل هو الرحمن امنّا به و علیه توكّلنا فستعلمون من هو فی ضلال مبین. (ملك، 28- 29) یا. و لئن سئلتهم من خلق السموات و الارض لیقولنّ اللّه قل أفرأیتم ما تدعون من دون اللّه ان ارادنی اللّه بضرّ هل هنّ كاشفات ضره أو أرادنی برحمة هل هنّ ممسكات رحمته قل حسبی اللّه علیه یتوكل المتوكّلون. (زمر، 38) این آیه فقط در این مقام است كه ذاتی كه شایسته ی خواندن و اعتماد و توكل است فقط خداست.
جلد دوم . ج2، ص: 267
یب. و اذ زیّن لهم الشیطان اعمالهم و قال لا غالب لكم الیوم من الناس و انّی جارٌ لكم فلمّا ترائت الفئتان نكص علی عقبیه و قال انّی بری ء منكم انّی اری ما لا ترون انی اخاف اللّه و اللّه شدید العقاب. اذ یقول المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض غرّ هؤلاء دینهم و من یتوكّل علی اللّه فانّ اللّه عزیزٌ حكیم. (انفال، 48- 49) از آیه ی دوم مفهوم می شود كه منافقان حس كرده بودند كه دین و ایمان مسلمانان است كه آنها را وارد این معارك می نماید. قرآن هم جواب می دهد: آری اینها به خدا توكل دارند.

یج. و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً. و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوكّل علی اللّه فهو حسبه انّ اللّه بالغ أمره قد جعل اللّه لكلّ شئ قدراً. (طلاق، 2 و 3) ید. الم یأتكم نبؤا الذین من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود والذین من بعدهم لایعلمهم الاّ اللّه جائتهم رسلهم بالبینات فردّوا ایدیهم فی افواههم و قالوا انّا كفرنا بما ارسلتم به و انّا لفی شكّ مما تدعوننا الیه مریب. قالت رسلهم ا فی اللّه شك فاطر السموات والارض یدعوكم لیغفر لكم من ذنوبكم و یؤخركم الی اجل مسمّی قالوا ان انتم الاّ بشر مثلنا تریدون ان تصدّونا عما كان یعبد اباؤنا فأتونا بسلطان مبین. قالت لهم رسلهم ان نحن الاّ بشر مثلكم ولكن اللّه یمنّ علی من یشاء من عباده و ما كان لنا ان نأتیكم بسلطان الاّ باذن اللّه و علی اللّه فلیتوكّل المؤمنون. و ما لنا الاّ نتوكل علی اللّه و قد هدینا سبلنا و لنصبرنّ علی ما اذیتمونا و علی اللّه فلیتوكل المتوكلون. (ابراهیم، 9- 12)
جلد دوم . ج2، ص: 268
یه. فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الأمر فاذا عزمت فتوكّل علی اللّه ان اللّه یحبّ المتوكّلین. ان ینصركم اللّه فلا غالب لكم و ان یخذلكم فمن ذا الّذی ینصركم من بعده و علی اللّه فلیتوكّل المؤمنون. (آل عمران، 159- 160) یو. ان هذا القران یقصّ علی بنی اسرائیل اكثر الذی هم فیه یختلفون و انه لهدی و رحمة للمؤمنین. ان ربك یقضی بینهم بحكمه و هوالعزیز العلیم. فتوكّل علی اللّه انّك علی الحق المبین. (النمل 76 - 79) یز. و قال یا بنیّ لاتدخلوا من باب واحد و ادخلوا من ابواب متفرقة و ما اغنی عنكم من اللّه من شئ ان الحكم الاّ للّه علیه توكلت و علیه فلیتوكل المتوكلون. (یوسف، 67) 5. از بعضی روایات معلوم می شود كه توكل و اعتماد به خدا از آن جهت توصیه شده كه جلوی اعتماد به غیر یعنی انسانهای دیگر را بگیرد، یعنی به خدا توكل كن نه به بشر. حصر حصر اضافی است، اساساً ناظر به نفی اعتماد به اسباب و وسایل و یا به اراده و همت خود نیست.

سفینة البحار، ماده ی وكل:

اوحی اللّه الی داود: ما اعتصم بی عبد من عبادی دون احد من خلقی عرفت ذلك من نیته ثم تكیده السموات و الارض و من فیهنّ الاّ جعلت له المخرج من بینهنّ.
جلد دوم . ج2، ص: 269
ایضاً:

ان النبی صلی الله علیه و آله قال لجبرئیل: و ما التوكل علی اللّه عزوجل؟ فقال:

العلم بان المخلوق لایضر و لاینفع و لایعطی و لایمنع و استعمال الیأس من الخلق، فاذا كان العبد كذلك لم یعمل لاحد سوی اللّه و لم یرج و لم یخف سوی اللّه و لم یطمع فی احد سوی اللّه، فهذا هو التوكل.
ایضاً:

عن الحسن بن الجهم قال: سألت الرضا علیه السلام فقلت له: جعلت فداك، ما حد التوكل؟ فقال لی: ان لاتخاف مع اللّه احداً. قال:

قلت: فما حد التواضع؟ قال: ان تعطی الناس من نفسك ما تحب ان یعطوك مثله. قال: قلت: جعلت فداك، اشتهی ان اعلم كیف انا عندك. فقال: انظر كیف انا عندك.
سفینه: قال المحقق الطوسی رحمه الله:

المراد بالتوكل ان یكل العبد جمیع ما یصدر عنه و یرد علیه الی اللّه تعالی لعلمه بانه اقوی و اقدر و یصنع ما قدر علیه علی وجه احسن و اكمل، ثم یرضی بما فعل و هو مع ذلك یسعی و یجتهد فیما و كله الیه و یعدّ نفسه و قدرته و عمله و ارادته من الاسباب والشروط المخصصة لتعلق قدرته تعالی و ارادته بما صنعه بالنسبة الیه و من ذلك یظهر معنی لا جبر و لا تفویض بل امر بین امرین.
جلد دوم . ج2، ص: 270
طبق تفسیر خواجه، فرق متوكل و غیرمتوكل به نحوه ی دید عالَم است، و توكل بینش را عوض می كند، نظر استقلالی به اشیاء تبدیل می شود به نظر الهی، همان طور كه علامه طباطبایی در مقاله ی 14 تمثیلی به اشیاء در آیینه زده اند. ولی آن طور كه ما قبلاً گفتیم در عمل نیز مؤثر است، تنها جبنه ی فكری و نظری و تغییر نوع جهان بینی ندارد.

6. در جامع السعادات، جلد 3، ص 226، راجع به اینكه توكل ترك اسباب نیست فصل جالبی دارد، می گوید:

اعلم ان التوكل لایبطل بالاسباب المقطوعة و المظنونة مع ان اللّه قادر علی اعطاء المطلوب بدون ذلك لان اللّه سبحانه ربط المسببات بالاسباب و ابی ان یجری الاشیاء الاّ بالاسباب و لذا لمّا اهمل الاعرابی بعیره و قال: توكلت علی اللّه، قال له النبی صلی الله علیه و آله: اعقلها و توكل. و قال الصادق علیه السلام: اوجب اللّه لعباده ان یطلبوا منه مقاصدهم بالاسباب التی سبّبها لذلك و امرهم بذلك. و قال اللّه تعالی: خذوا حذركم. و قال فی كیفیة صلوة الخوف: و لیأخذوا حذرهم و اسلحتهم. و قال: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل. و قال لموسی: فاسر بعبادی لیلاً. والتحصن باللیل اختفاء عن اعین الاعداء دفعاً للضرر. و فی الاسرائیلیات ان موسی بن عمران علیه السلام اعتل بعلة فدخل علیه بنو اسرائیل فعرفوا علته فقالوا له: لو تداویت بكذا لبرئت.

فقال: لااتداوی حتی یعافینی اللّه من غیر دواء. فطالت علته، فاوحی اللّه الیه: و عزتی و جلالی لاابرؤك حتی تتداوی بما ذكروه لك. فقال لهم: داوونی بما ذكرتم. فداووه فبرء فاوجس فی نفسه من ذلك. فاوحی اللّه تعالی الیه: اردت ان تبطل حكمتی بتوكلك علیّ؟ ! فمن اودع العقاقیر منافع الاشیاء غیری؟ ! و روی ان زاهداً من الزهاد فارق الامصار و اقام فی سفح جبل،
جلد دوم . ج2، ص: 271
فقال: لااسأل احداً شیئاً حتی یأتینی ربی برزقی. فقعد سبعاً فكاد یموت، ولم یأته رزق، فقال: یا رب ان احییتنی (احببتنی؟ ) فأتنی برزقی الذی قسمت لی والاّ فاقبضنی الیك. فاوحی اللّه الیه: و عزتی و جلالی لاارزقك حتی تدخل الامصار و تقعد بین الناس. فدخل المصر فاقام، فجاء هذا بطعام و هذا بشراب، فاكل و شرب فاوجس فی نفسه ذلك. فاوحی اللّه الیه: اردت ان تذهب حكمتی بزهدك فی الدنیا، اما علمت انی(ان ظ)ارزق عبدی بایدی عبادی احب الی من ارزقه بید قدرتی. 7. بحثهای مربوط به توكل:

الف. معنی توكل و قهرأ مورد توكل. نقطه ی مقابل توكل چیست و مورد بیجای توكل چه موردی است؟ ب. توكل از نظر فلسفی و انطباق آن با قوانین كلی عالم و مقام آن در سلسله ی علل و معلولات منظم جهان. از این نظر این بحث مربوط می شود به مددهای غیبی كه یك سخنرانی در دانشگاه پهلوی شیراز درباره اش شد، و مربوط می شود به تأثیرات كه در انسان و سرنوشت تحت همین عنوان و عنوان «دو مكتب» درباره اش بحث شد.

ج. نیاز به توكل و اینكه در اخلاق و تربیت بشر جای خالی دارد و فوایدی كه براساس همین نیاز بر این خصیصه ی اخلاقی [مترتب ] شده و شواهد تاریخی مطلب.

د. مفهوم قرآنی توكل. مفهوم توكل در قرآن منطبق است با آنچه ما آن را مورد صحیح نامیدیم. قرآن توكل را در همان موردی به كار برده است كه نیاز به توكل است. توكل در قرآن نوعی تعزز و اعتماد به خداست در زمینه ی خوفها و وحشتها و رعبها و فقدان وسایل ظاهری.

شرایط توكل از نظر قرآن عبارت است از:

1. آرمان و هدف، مقدس و راه راه حق باشد.
جلد دوم . ج2، ص: 272
2. كوشش و مجاهده، خواه به صورت مثبت و خواه به صورت منفی (یعنی مقاومت در مقابل تمایلات) ، صورت بگیرد.

3. اخلاص در نیت باشد.
[1] و بعلاوه آیا نیازی به چنین توكل و اعتمادی هست یا نه؟ یعنی آیا بهتر است كه انسان به هیچ چیز جز اراده ی خودش اعتماد و توكل نكند و یا خواه ناخواه نقاطی می رسد كه انسان واقعاً نیاز به توكل دارد و اگر نكند خواه ناخواه مسیرش یك مسیر انحرافی می شود و یا اساساً از كار باز می ماند.
[2] پس معلوم می شود واقعاً در توكل چیزی است كه انسان خود باید عهده دار شود، كه لفظ «توكل» از باب تفعل آن را می فهماند، و چیزی است كه از خدا و جهان باید بخواهد و آن حمایت است و آن چیزی است كه از تضمین این كلمه به «علی » فهمیده می شود. پس همان طور كه قبلاً اشاره كردیم، باید بدانیم در چه قسمتی باید بر او اعتماد و توكل كنیم و در چه قسمتی خود عهده دار شویم.
[3] درواقع توكل از لحاظ تربیتی مددی است به اعتقاد به قیامت و پاداشهای اخروی در كارها.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است