در
بازدید : 228708      تاریخ درج : 1389/7/21
Skip Navigation Links.
 

پیام امام خمینى معروف به پیام قبول قطعنامه (20/4/1367 مطابق با 20 ژوئیه 1988) از شاهكارهاى رهبرى و مدیریت امام خمینى است كه در آن كارنامه جنگ تحمیلى و ابعاد آن به روشنى بازگویى شده و خطوط آینده نظام و انقلاب اسلامى در هم زمینه‏ها و از آن جمله مواجهه با ابرقدرتها و پایدارى بر آرمانها و اهداف انقلاب ترسیم شده است. تعبیر امام خمینى از پذیرش قطعنامه به عنوان «جام زهر» خود حقایقى ناگفته دارد و حاوى نكات ظریف بسیارى است كه بیان آنها در این مقاله نمى‏گنجد و فقط به ذكر فرازى از پیام امام در این رابطه بسنده مى‏شود:

«و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتاً مسئل بسیار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیو دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراى آن‏ مى‏دیدم ولى به واسط حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلًا خوددارى مى‏كنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى كارشناسان سیاسى و نظامى سطح بالاى كشور كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى‏دانم و خدا مى‏داند كه اگر نبود انگیزه‏اى كه هم ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانى شود هرگز راضى به این عمل نمى‏بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالى گردن نهیم و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود ...»[1]

همچنانكه امام خمینى بارها هشدار داده بود كه ادعاهاى صلح‏طلبى صدام فریبى براى افكار عمومى است، پس از قبول قطعنامه از سوى ایران، صدام حسین دست به جنگ افروزى و حماقتهاى تازه‏اى زد و در جبهه‏هاى جنوبى دوباره به اشغال بخشهایى از این منطقه پرداخت. با همت فرماندهان، نیروهاى سپاه اسلام به سرعت بسیج شده و عوامل بعثى را با تحمل شكستى دیگر وادار به فرار ساختند. براى صدام راهى جز پذیرفتن شكست باقى نمانده بود. اینك به خواست خداوند، همانگونه كه امام خمینى وعده داده بود ملتى كه روزگارى جنگى ناخواسته را بر او تحمیل كردند با اهداء عزیزانى بسیار و آفرینش حماسه‏هایى كه نمونه‏هاى آنرا تنها در جنگهاى صدر اسلام خوانده‏ایم در وضعیتى قرار داشت كه صلح را بر دشمن مغرور گذشته و مفلوك كنونى خویش تحمیل مى‏كرد. صدام با اشار آمریكا آمده بود تا ایران را تجزیه كرده و كار انقلاب را یكسره كند اما اینك براى حفظ جان و حكومتش بر مردم مظلوم عراق چاره‏اى جز قبول شرایط ملت انقلابى ایران نداشت.

بدین ترتیب جنگ تحمیلى 8 ساله به پایان رسید. آغازگران جنگ به هیچیك از هدفهاى خویش نرسیدند. نظام جمهورى اسلامى نه تنها سرنگون نشد بلكه در پرتو وحدت ملى مردم مسلمان ایران، تكلیف كلیه عوامل ستون پنجم را در داخل كشور یكسره كرد و اقتدار خویش را در حاكمیت بر تمامى پهنه‏هاى داخلى تثبیت كرد. در پهنه بین‏المللى نیز به عنوان یك قدرت با ثبات و غیر قابل شكست حضور خود را ابلاغ نمود. و البته در این راه مقدس بهاى سنگین لازم را نیز پرداخت كرد. ان تنصروا الله ینصركم و یثبت اقدامكم.[2]



[1]- صحیفه نور ج 20 ص 227.

[2] - فصل نامه حضورج 8 ص 377.

 


کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است