در
بازدید : 301650      تاریخ درج : 1391/5/19
Skip Navigation Links.
شخصیت ها در دانشنامه " قرآن "
Collapse شخصیت ها در دانشنامه " فقه "شخصیت ها در دانشنامه " فقه "
ابن ابى عقیل عمّانى
ابن ادریس حلّى
ابن براج
ابن جنید اسكافى
ابن حمزه طوسى، معروف به عمادالدین طوسى
سید ابوالمكارم ابن زهره
جمال السالكین ابوالعباس احمد بن فهد حلّى اسدى
ابواسحاق اسفراینی
ابوالقاسم محقق حلی
ابوالقاسم جعفربن حسن بن یحیى بن سعید حلى
ابوبكر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام مخزومى
ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن زوطى
ابویوسف
احمد بن حنبل شیبانى
آخوند ملامحمد كاظم خراسانى
احمد بن محمد اردبیلى، معروف به مقدس اردبیلى.
آقای آقا میرزا احمد آشتیانی
اصفهانی، سید ابوالحسن
اصفهانى، شیخ بهاء الدین معروف به فاضل هندى
آملی، آقا شیخ محمد تقی
امینی ، عبد الحسین، علامه امینی
انصاری، شیخ مرتضی
ابو عمرو عبد الرحمن بن عمرو اوزاعى
بادكوبه ‏ای، آقا سید حسین
بحرالعلوم، سید مهدى
بهاء الدین محمد عاملى، معروف به شیخ بهائى
بهبهانى، محمد باقر معروف به وحید بهبهانى
شیخ على بن هلال جزایرى
جوینی، امام الحرمین
حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى، معروف به علامه حلّى
شیخ ابوالصلاح حلبى
خارجة بن زید بن ثابت انصارى
محقق خوانساری
آقا حسین خوانسارى، معروف به محقق خوانسارى
جمال المحققین، معروف به آقا جمال خوانسارى.
زفر بن الهذیل
ملامحمدباقر سبزوارى، معروف به محقق سبزوارى
سعید بن مسیب مخزومى
حمزة بن عبد العزیز دیلمى، معروف به سلاّر دیلمى
سلیمان بن یسار
سید رضی
سید مرتضى معروف به علَم الهدى
شافعى، محمد بن ادریس
شهید اول، محمد بن مكّى
شهید ثانى، شیخ زین الدین
شیبانى، محمد بن حسن
شیخ صدوق
شیخ طوسی
شیخ على بن عبد العالى كَرَكى، معروف به محقق كَرَكى یا محقق ثانى
شیرزای، میرزا محمد تقی
صدر، امام موسی
عبیداللّٰه بن عبد اللّٰه بن عتبة بن مسعود
عروة بن زبیر
علوی سبزواری، حاج میرزا حسین
عیاسی سمرقندی
غروی اصفهانی، حاج شیخ محمد حسین
غزالی، امام محمد
فضل به شاذان
فیض كاشانی
قاسم بن محمد بن ابى بكر
آقا سید ابو الحسن رفیعی قزوینی
قطب راوندی
شیخ عباس قمی
شیخ جعفر كاشف الغطاء
ابوجعفر محمد بن یعقوب كلینى رازى
سید جمال الدین گلپایگانی
لیث بن سعد اصفهانى
مالك بن انس
علامه مجلسی
مجلسی، محمد تقی
قاضی سعید قمی
سید حسن مدرس
عبد اللّٰه بن مبارك مروزى
فاضل مقداد
میر محمد باقر داماد
میرزا مهدی بن میرزا هدایت الله شهید مشهدی
حاج میرزا حسین نائینى
نجفی، محمد حسن
نراقی، ملا احمد
نراقی، ملا مهدی
نوری، شیخ فضل الله
علامه محدث نوری
حاج شیخ عبد النبی نوری
هشام بن الحكم
همدانی، آخوند ملا حسینقلی
Expand شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "
Expand شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "
شخصیت ها در دانشنامه حوزه های علمیه
Expand شخصیت ها در دانشنامه  " زندگی نامه شهید مطهری "شخصیت ها در دانشنامه " زندگی نامه شهید مطهری "
شخصیت ها در دانشنامه " تاریخ "
شخصیت ها در دانشنامه " زن در اسلام "
شخصیت ها در دانشنامه "مباحث اجتماعی"
 

 

تنزیه و توحید

این مشكل در میان فلاسفه الهی و متكلمین از آنجا مطرح شده است كه این از طرفی توجه داشته‏اند به قانون علت و معلول و منتهی شدن همه حوادث و ممكنات به ذات واجب الوجود و اینكه محال است‏حادثه‏ای لباس هستی بپوشد و مستند به اراده حق نباشد و به عبارت دیگر متوجه توحید افعالی و اینكه در ملك وجود نمی‏تواند شریی برای حق باشد بوده‏اند و از طرف دیگر به این نكته كه حتی عوام الناس نیز متوجه هستند توجه كرده‏اند كه زشتیها و فحشاء و گناهان را نمی‏توان به خداوند نسبت داد لهذا در میان تنزیه و توحید مردد مانده‏اند. گروهی تحت عنوان «تنزیه‏» اراده و مشیت‏حق را موثر در افعال و اعمال بندگان كه احیانا متصف به زشتی و فحشا است ندانسته‏اند و گروهی تحت عنوان «توحید» و اینكه «لاموثر فی الوجود الا الله‏» همه چیز مستند به اراده حق كرده‏اند.

گویند غیلان دمشقی كه طرفدار عقیده اختیار بود بالای سر ربیعة‏الرای دانشمند كه قضا و قدری بود ایستاد و گفت «انت الذی بزعم ان الله یجب ان یعصی‏» یعنی تو آن كسی هستی كه گمان می‏كند خداوند دوست دارد معصیت‏شود; یعنی به عقیده تو معاصی نیز به اراده و مشیت‏حق واقع می‏شود. ربیعه الرای فورا گفت: «انت الذی یزعم ان الله یعصی قهرا» یعنی تو آن كسی هستی كه گمان می‏كند خداوند جبرا علی رغم اراده است معصیت می‏شود یعنی به عقیده تو ممكن است‏خداوند چیزی را بخواهد و خلاف آنچه می‏خواهد صورت گیرد.

حكایت ابواسحاق اسفراینی

ابو اسحاق اسفراینی كه طرفدار عقیده قضا و قدر بود روزی در محضر صاحب بن عباد نشسته بود كه قاضی عبد الجبار معتزلی وارد شد قاضی عبدالجبار بر خلاف ابواسحاق منكر عمومیت قضا و قدر بود تا چشم قاضی به ابواسحاق افتاد گفت:«سبحان من تنزع عن الفحشاء» یعنی منزه است ذات حق از اینكه كارهای زشت‏به او نسبت داده شود كنایه از اینكه تو هم كه چیز را از خدا می‏دانی و لازمه‏است اتصاف خدا به كارها زشت است ابواسحاق فورا گفت «سبحان من لایجری فی ملكه الا ما یشاء» یعنی منزه است ذات حق از اینكه در ملك او - ملك وجود - چیزی واقع شود مگر آنكه او بخواهد كنایه از اینكه تو برای خدا در ملك خدا شریك قائل هستی و خیال می‏كنی ممكن است‏خداوند چیزی را نخواهد و آن چیز واقع گردد.

چنانكه قبلا اشاره شد این مساله قبل از آنكه انگیزه‏های سیاسی و اجتماعی در آن دخالت داشته باشد یك مجهول و مشكل علمی بوده است‏برای گروهی این عقیده كه همه چیز حتی زشتیها و بدیه منتسب به غیر قابل قبول بوده خدا را از این گونه امور تنزیه می‏كرده‏اند برای گروهی دیگر كه به توحید آشناتر بوده‏اند این جهت كه در جهان هستی - قائم به ذات الهی است و هر موجودی هر لحظه از او مدد می‏گیرد- موجودی در فعل خود استقلال داشته باشد و خدا چیزی بخواهد و آن موجود چیز دیگر و آن خواسته آن مخلوق برخلاف خواسته خدا جامه عمل بپوشد غیرقابل قبول بوده است و از این رو اختلاف نظر و عقیده پیدا شده است.

اما هر دسته‏ای از طریق بیان ایراداتی كه بر عقیده دسته مخالف وارد بوده است می‏خواسته‏اند صحت عقیده خود را ثابت كنند بدون آنكه هر عهده جواب اشكالاتی كه برعقیده خود آنها وارد است‏بر آیند مراجع به كتب كلامی مدعای ما را روشن می‏كند. مباحث غیلان و ربیعة الرای و مباحثه قاضی عبدالجبار و ابواسحاق نمونه‏ای از این طرز استدلال ست‏حقیقت این است كه عقیده قضا و قدر و عقیده اختیار و آزدی این طور كه طرفداران آنها طرح می‏كردند هیچ كدام قابل دفاع نبوده است و اگر اینها به حقیقت مطلب رسیده بودند و می‏فهمیدند كه نظر هر دسته‏ای فقط بر جزئی از حقیقت مستمل است نزاع از میان بر می‏خاست و می‏فهمیدند كه لازمه اعتقاد به قضا وقدر و توحید افعالی جبر و سلب آزادی از بشر نیست همان طور كه لازمه اختیار و حر بشر نفی قضا و قدر نیست.

منبع : انسان و سرنوشت/ تنزیه و توحید

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است