در
بازدید : 301639      تاریخ درج : 1391/5/19
Skip Navigation Links.
شخصیت ها در دانشنامه " قرآن "
Collapse شخصیت ها در دانشنامه " فقه "شخصیت ها در دانشنامه " فقه "
ابن ابى عقیل عمّانى
ابن ادریس حلّى
ابن براج
ابن جنید اسكافى
ابن حمزه طوسى، معروف به عمادالدین طوسى
سید ابوالمكارم ابن زهره
جمال السالكین ابوالعباس احمد بن فهد حلّى اسدى
ابواسحاق اسفراینی
ابوالقاسم محقق حلی
ابوالقاسم جعفربن حسن بن یحیى بن سعید حلى
ابوبكر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام مخزومى
ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن زوطى
ابویوسف
احمد بن حنبل شیبانى
آخوند ملامحمد كاظم خراسانى
احمد بن محمد اردبیلى، معروف به مقدس اردبیلى.
آقای آقا میرزا احمد آشتیانی
اصفهانی، سید ابوالحسن
اصفهانى، شیخ بهاء الدین معروف به فاضل هندى
آملی، آقا شیخ محمد تقی
امینی ، عبد الحسین، علامه امینی
انصاری، شیخ مرتضی
ابو عمرو عبد الرحمن بن عمرو اوزاعى
بادكوبه ‏ای، آقا سید حسین
بحرالعلوم، سید مهدى
بهاء الدین محمد عاملى، معروف به شیخ بهائى
بهبهانى، محمد باقر معروف به وحید بهبهانى
شیخ على بن هلال جزایرى
جوینی، امام الحرمین
حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى، معروف به علامه حلّى
شیخ ابوالصلاح حلبى
خارجة بن زید بن ثابت انصارى
محقق خوانساری
آقا حسین خوانسارى، معروف به محقق خوانسارى
جمال المحققین، معروف به آقا جمال خوانسارى.
زفر بن الهذیل
ملامحمدباقر سبزوارى، معروف به محقق سبزوارى
سعید بن مسیب مخزومى
حمزة بن عبد العزیز دیلمى، معروف به سلاّر دیلمى
سلیمان بن یسار
سید رضی
سید مرتضى معروف به علَم الهدى
شافعى، محمد بن ادریس
شهید اول، محمد بن مكّى
شهید ثانى، شیخ زین الدین
شیبانى، محمد بن حسن
شیخ صدوق
شیخ طوسی
شیخ على بن عبد العالى كَرَكى، معروف به محقق كَرَكى یا محقق ثانى
شیرزای، میرزا محمد تقی
صدر، امام موسی
عبیداللّٰه بن عبد اللّٰه بن عتبة بن مسعود
عروة بن زبیر
علوی سبزواری، حاج میرزا حسین
عیاسی سمرقندی
غروی اصفهانی، حاج شیخ محمد حسین
غزالی، امام محمد
فضل به شاذان
فیض كاشانی
قاسم بن محمد بن ابى بكر
آقا سید ابو الحسن رفیعی قزوینی
قطب راوندی
شیخ عباس قمی
شیخ جعفر كاشف الغطاء
ابوجعفر محمد بن یعقوب كلینى رازى
سید جمال الدین گلپایگانی
لیث بن سعد اصفهانى
مالك بن انس
علامه مجلسی
مجلسی، محمد تقی
قاضی سعید قمی
سید حسن مدرس
عبد اللّٰه بن مبارك مروزى
فاضل مقداد
میر محمد باقر داماد
میرزا مهدی بن میرزا هدایت الله شهید مشهدی
حاج میرزا حسین نائینى
نجفی، محمد حسن
نراقی، ملا احمد
نراقی، ملا مهدی
نوری، شیخ فضل الله
علامه محدث نوری
حاج شیخ عبد النبی نوری
هشام بن الحكم
همدانی، آخوند ملا حسینقلی
Expand شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "
Expand شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "
شخصیت ها در دانشنامه حوزه های علمیه
Expand شخصیت ها در دانشنامه  " زندگی نامه شهید مطهری "شخصیت ها در دانشنامه " زندگی نامه شهید مطهری "
شخصیت ها در دانشنامه " تاریخ "
شخصیت ها در دانشنامه " زن در اسلام "
شخصیت ها در دانشنامه "مباحث اجتماعی"
 

حكم انفال در زمان غیبت امام عصر

المعادن التى لم یكن لما لك خاص تبعا للارض او بالاحیاء . ( حدود تبعیت را ذكر نكرده اند ، بدیهى است كه معادن زیرزمینى كه از حدود تصرفات معمولى در زمین خارج است مانند نفت كه در عمق سه هزار مترى واقع است تابع زمین نیست ) .

در([ وسیله النجاة]( باب انفال ، پس از ذكر مواد بالا مى گوید :

([ الظاهر اباحة جمیع الانفال للشیعة فى زمن الغیبة على وجه یجرى علیها حكم الملك من غیر فرق بین الغنى منهم و الفقیر . نعم ، الاحوط ان لم تكن اقوى اعتبار الفقر فى ارث من لا وارث له . بل الاحوط تقسیمه فى فقراء بلده و احوط من ذلك ان لم یكن اقوى ایصاله الى نائب الغیبة ، كما ان الاقوى حصول الملك لغیر الشیعى ایضا بحیازة ما فى الانفال من العشب و الحشیش و الحطب و غیرها بل و حصول الملك لهم ایضا للموات بسبب الاحیاء كالشیعى] .

اینجا بار دیگر اهمیت مسئله حكومت و ولایت از یك طرف و كوتاهى نظر فقهاء شیعه از طرف دیگر ظاهر مى شود . چگونه ممكن است غیبت امام سبب شود این فلسفه بزرگ معطل بماند و اراضى انفال حكم اموال شخصى و منقول را پیدا كند ؟ !

آیا از اخبار احیاء موات كه مى فرماید : ([ من احیى ارضا مواتا فهى له]( مى توان فهمید كه اراضى موات كه جزء انفال است لااقل در زمان غیبت ملك احیا كننده مى شود ؟ به نظر ما نه ، زیرا اولا این اخبار از رسول اكرم است و ممكن نیست ناظر به خصوص زمان غیبت باشد ، و ثانیا مفاد([ هى له]( بیش از اختصاص و اولویت نمى فهماند ، خصوصا كه در بعضى اخبار احیاء موات وارد شده كه احیاء كننده باید خراج بپردازد ، خراج پرداختن با مالكیت شخصى جور در نمى آید ، و ثالثا بعید نیست كه تصرفات خرید و مالكانه احیا كنندگان اراضى موات یا كسانى كه از زمینهاى محیاة به آنها رسیده است یعنى از قطایع ملوك یا اراضى صلح به آنها رسیده ، تصرفات مالكانه آنها به اجازه امام باشد نه اینكه ملك طلق آنهاست .

در كتاب([ اسلام و مالكیت]( صفحه 158 - 160 فیى ء را با انفال دوتا ذكر مى كند و احیانا در ص 158 فیى ء را با اراضى مفتوحة عنوة یكى ذكر مى كند ، اما به نظر مى رسد كه اشتباه است ، فیى ء جزء انفال است ، دلیل فیى ء آیه 6 از سوره حشر است : و ما افاء الله على رسوله من اهل القرى فلله و للرسول ولذى القربى و الیتامى و المساكین و ابن السبیل كى لا یكون دولة بین الاغنیاء منكم . . . [1]

 

داستانی از سید ابوالحسن اصفهانی درمورد عدم جواز تحول در حوزه علمیه نجف

در چند سال پیش در زمان زعامت و ریاست مرحوم آیة الله آقا سید ابوالحسن اصفهانى - اعلى الله مقامه - عده معتنابهى از علماء و فضلاء مبرز نجف كه در زمان حاضر بعضى از آنها مرجع تقلیدند جلسه كردند و پس از تبادل نظر اتفاق كردند كه در برنامه دروس طلاب تجدید نظرى نمایند و احتیاجات روز مسلمین را در نظر بگیرند ، مخصوصا مسائلى را كه جزء اصول عقاید مسلمین است جزء برنامه درسى طلاب قرار دهند ، و خلاصه حوزه نجف را از انحصار فقاهت و رساله عملیه نویسى خارج كنند . جریان به اطلاع معظم له رسید . معظم له كه قبلا درس خود را از جریانى كه براى مرحوم آیة الله حائرى پیش آمده بود و از نظایر آن یاد گرفته بودند پیغام دادند كه تا من زنده هستم كسى حق ندارد دست به تركیب این حوزه بزند ، اضافه كردند سهم امام كه به طلاب داده مى شود فقط براى فقه و اصول است نه چیز دیگر . بدیهى است كه عمل ایشان درس آموزنده اى بود براى آن آقایان كه زعماء فعلى حوزه نجف هستند .

با این توضیح معلوم شد كه چرا شخصیتهاى برجسته ما همینكه روى كار مى آیند از انجام منویات خود عاجزند ؟ و با اینكه خون دل مى خورند و اندیشه اصلاح را همواره در دل مى پرورانند در عمل قدرت اجرا ندارند ؟ چرا حوزه هاى علمیه ما از صورت دانشگاه دینى به صورت (( دانشكده فقه )) درآمده ؟ چرا علماء و فضلاء ما همینكه معروف و مشهور شدند اگر معلومات دیگرى غیر از فقه و اصول دارند روى آنها را مى پوشانند و منكر آنها مى شوند ؟ چرا بیكاره و علف هرزه در محیط مقدس روحانى ما زیاد است به طورى كه یك زعیم روحانى مجبور است براى آب دادن یك گل ،

خارها و علف هرزه هاى زیادى را آب بدهد ؟ چرا در محیط روحانى ما سكوت و سكون و تماوت و مرده وشى بر منطق و تحرك و زنده صفتى ترجیح دارد ؟ چرا حریت فكر و عقیده در میان ما كمتر وجود دارد ؟ چرا برنامه تعلیمات طلاب و محصلین علوم دینى مطابق احتیاجات روز تنظیم نمى شود ؟ چرا روحانیون ما به جاى آنكه پیشرو و پیشتاز و هادى قافله اجتماع باشند از دنبال قافله حركت مى كنند ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟ [2]



[1] - نظرى به نظام اقتصادى اسلام   ، انفال

[2] -مشكل اساسی در سازمان روحانیت ، عوام زدگی    

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است