در
بازدید : 301666      تاریخ درج : 1391/5/19
Skip Navigation Links.
شخصیت ها در دانشنامه " قرآن "
Collapse شخصیت ها در دانشنامه " فقه "شخصیت ها در دانشنامه " فقه "
ابن ابى عقیل عمّانى
ابن ادریس حلّى
ابن براج
ابن جنید اسكافى
ابن حمزه طوسى، معروف به عمادالدین طوسى
سید ابوالمكارم ابن زهره
جمال السالكین ابوالعباس احمد بن فهد حلّى اسدى
ابواسحاق اسفراینی
ابوالقاسم محقق حلی
ابوالقاسم جعفربن حسن بن یحیى بن سعید حلى
ابوبكر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام مخزومى
ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن زوطى
ابویوسف
احمد بن حنبل شیبانى
آخوند ملامحمد كاظم خراسانى
احمد بن محمد اردبیلى، معروف به مقدس اردبیلى.
آقای آقا میرزا احمد آشتیانی
اصفهانی، سید ابوالحسن
اصفهانى، شیخ بهاء الدین معروف به فاضل هندى
آملی، آقا شیخ محمد تقی
امینی ، عبد الحسین، علامه امینی
انصاری، شیخ مرتضی
ابو عمرو عبد الرحمن بن عمرو اوزاعى
بادكوبه ‏ای، آقا سید حسین
بحرالعلوم، سید مهدى
بهاء الدین محمد عاملى، معروف به شیخ بهائى
بهبهانى، محمد باقر معروف به وحید بهبهانى
شیخ على بن هلال جزایرى
جوینی، امام الحرمین
حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى، معروف به علامه حلّى
شیخ ابوالصلاح حلبى
خارجة بن زید بن ثابت انصارى
محقق خوانساری
آقا حسین خوانسارى، معروف به محقق خوانسارى
جمال المحققین، معروف به آقا جمال خوانسارى.
زفر بن الهذیل
ملامحمدباقر سبزوارى، معروف به محقق سبزوارى
سعید بن مسیب مخزومى
حمزة بن عبد العزیز دیلمى، معروف به سلاّر دیلمى
سلیمان بن یسار
سید رضی
سید مرتضى معروف به علَم الهدى
شافعى، محمد بن ادریس
شهید اول، محمد بن مكّى
شهید ثانى، شیخ زین الدین
شیبانى، محمد بن حسن
شیخ صدوق
شیخ طوسی
شیخ على بن عبد العالى كَرَكى، معروف به محقق كَرَكى یا محقق ثانى
شیرزای، میرزا محمد تقی
صدر، امام موسی
عبیداللّٰه بن عبد اللّٰه بن عتبة بن مسعود
عروة بن زبیر
علوی سبزواری، حاج میرزا حسین
عیاسی سمرقندی
غروی اصفهانی، حاج شیخ محمد حسین
غزالی، امام محمد
فضل به شاذان
فیض كاشانی
قاسم بن محمد بن ابى بكر
آقا سید ابو الحسن رفیعی قزوینی
قطب راوندی
شیخ عباس قمی
شیخ جعفر كاشف الغطاء
ابوجعفر محمد بن یعقوب كلینى رازى
سید جمال الدین گلپایگانی
لیث بن سعد اصفهانى
مالك بن انس
علامه مجلسی
مجلسی، محمد تقی
قاضی سعید قمی
سید حسن مدرس
عبد اللّٰه بن مبارك مروزى
فاضل مقداد
میر محمد باقر داماد
میرزا مهدی بن میرزا هدایت الله شهید مشهدی
حاج میرزا حسین نائینى
نجفی، محمد حسن
نراقی، ملا احمد
نراقی، ملا مهدی
نوری، شیخ فضل الله
علامه محدث نوری
حاج شیخ عبد النبی نوری
هشام بن الحكم
همدانی، آخوند ملا حسینقلی
Expand شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "
Expand شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "
شخصیت ها در دانشنامه حوزه های علمیه
Expand شخصیت ها در دانشنامه  " زندگی نامه شهید مطهری "شخصیت ها در دانشنامه " زندگی نامه شهید مطهری "
شخصیت ها در دانشنامه " تاریخ "
شخصیت ها در دانشنامه " زن در اسلام "
شخصیت ها در دانشنامه "مباحث اجتماعی"
 

 

  •       زندگی نامه اجمالی 

شاگرد بزرگ و بزرگوار وحید بهبهانى است و از فقهاى بزرگ است. منظومه اى در فقه دارد كه معروف است. آراء و نظریات او مورد اعتنا و توجه فقهاست. بحرالعلوم به علت مقامات معنوى و سیر و سلوكى كه طى كرده فوق العاده مورد احترام علماى شیعه است و تالى معصوم به شمار مى رود. كرامات زیاد از او نقل شده است. كاشف الغطاء آتى الذكر با تحت الحنك عمامه خود غبار نعلین او را پاك مى كرد. بحرالعلوم در سال 1154 یا 1155 متولد شده و در سال 1212 درگذشته است. [1]

 

  •        عتاب استاد

سید جواد عاملى , فقیه معروف - صاحب كتاب مفتاح الكرامه - شب مشغول صرف شام بود كه صداى در را شنید . وقتى كه فهمید پیش خدمت استادش , سید مهدى بحرالعلوم , دم در است با عجله به طرف در دوید . پیش خدمت گفت : (( حضرت استاد , شما را الان احضار كرده است , شام جلو ایشان حاضر است اما دست به سفره نخواهند برد تا شما بروید )) .

جاى معطلى نبود . سید جواد بدون آنكه غذا را به آخر برساند , با شتاب تمام به خانه سید بحرالعلوم رفت . تا چشم استاد به سید جواد افتاد , با خشم و تغیر بى سابقه اى گفت :

(( سید جواد ! از خدا نمى ترسى , از خدا شرم نمى كنى ؟ ! ))

سید جواد غرق حیرت شد كه چه شده و چه حادثه اى رخ داده , تاكنون سابقه نداشته این چنین مورد عتاب قرار بگیرد . هر چه به مغز خود فشار آورد تا علت را بفهمد ممكن نشد . ناچار پرسید :

(( ممكن است حضرت استاد بفرمایند تقصیر اینجانب چه بوده است ؟ ))

(( هفت شبانه روز است فلان شخص همسایه ات و عائله اش گندم و برنج گیرشان نیامده , در این مدت از بقال سركوچه خرماى زاهدى نسیه كرده و با آن به سر برده اند . امروز كه رفته است تا باز خرما بگیرد , قبل از آنكه اظهار كند , بقال گفته نسیه شما زیاد شده است . او هم بعد از شنیدن این جمله خجالت كشیده تقاضاى نسیه كند , دست خالى به خانه برگشته است . و امشب خودش و عائله اش بى شام مانده اند )) .

-          (( بخدا قسم , من از این جریان بى خبر بودم , اگر مى دانستم به احوالش رسیدگى مى كردم )) .

 

-          (( همه داد و فریادهاى من براى این است كه تو چرا از احوال همسایه ات بى خبر مانده اى ؟ چرا هفت شبانه روز آنها به این وضع بگذارنند و تو نفهمى ؟ اگر با خبر بودى و اقدام نمى كردى كه تو اصلا مسلمان نبودى , یهودى بودى )) .

-          (( مى فرمایید چه كنم ؟ ))

-          (( پیش خدمت من این مجمعه غذا را برمى دارد , همراه هم تا دم در منزل آن مرد بروید , دم در پیش خدمت برگردد و تو در بزن و از او خواهش كن كه امشب با هم شام صرف كنید . این پول را هم بگیر و زیر فرش یا بوریاى خانه اش بگذار , و از اینكه درباره او كه همسایه تو است كوتاهى كرده اى معذرت بخواه . سینى را همانجا بگذار و برگرد . من اینجا نشسته ام و شام نخواهم خورد تا تو برگردى و خبر آن مرد مؤمن را براى من بیاورى )) .

پیش خدمت سینى بزرگ غذا را كه انواع غذاهاى مطبوع در آن بود برداشت , و همراه سید جواد روانه شد . دم در پیش خدمت برگشت و سید جواد پس از كسب اجازه وارد شد .

صاحبخانه پس از استماع معذرت خواهى سید جواد و خواهش او دست به سفره برد . لقمه اى خورد و غذا را مطبوع یافت . حس كرد كه این غذا دست پخت خانه سید جواد , كه عرب بود , نیست . فورا از غذا دست كشید و گفت : (( اين غذا دست پخت عرب نیست , بنابراین از خانه شما نیامده , تا نگویى این غذا از كجا است من دست دراز نخواهم كرد )) .

آن مرد خوب حدس زده بود . غذا در خانه بحرالعلوم ترتیب داده شده بود . آنها ایرانى الاصل و اهل بروجرد بودند و غذا , غذاى عرب نبود . سید جواد هر چه اصرار كرد كه تو غذا بخور , چه كار دارى كه این غذا در خانه كى ترتیب داده شده , آن مرد قبول نكرد و گفت : (( تا نگویى دست دراز نخواهم كرد )) . سید جواد چاره اى ندید , ماجرا را از اول تا آخر نقل كرد . آن مرد بعد از شنیدن ماجرا غذا را تناول كرد , اما سخت در شگفت مانده بود . مى گفت : ( من راز خودم را به احدى نگفته ام , از نزدیكترین همسایگانم پنهان داشته ام , نمى دانم سید از كجا مطلع شده است ! )[2]

سر خدا كه عارف سالك به كس نگفت ****در حیرتم كه باده فروش از كجا شنیده ؟ ! [3]



خدمات متقابل اسلام و ایران / فقه و فقاهت-[1]

الكنى و الالقاب , محدث قمى , جلد 2 , صفحه 62  -[2]

داستان راستان/عتاب استاد -[3]

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است