در
بازدید : 301613      تاریخ درج : 1391/5/19
Skip Navigation Links.
شخصیت ها در دانشنامه " قرآن "
Collapse شخصیت ها در دانشنامه " فقه "شخصیت ها در دانشنامه " فقه "
ابن ابى عقیل عمّانى
ابن ادریس حلّى
ابن براج
ابن جنید اسكافى
ابن حمزه طوسى، معروف به عمادالدین طوسى
سید ابوالمكارم ابن زهره
جمال السالكین ابوالعباس احمد بن فهد حلّى اسدى
ابواسحاق اسفراینی
ابوالقاسم محقق حلی
ابوالقاسم جعفربن حسن بن یحیى بن سعید حلى
ابوبكر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام مخزومى
ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن زوطى
ابویوسف
احمد بن حنبل شیبانى
آخوند ملامحمد كاظم خراسانى
احمد بن محمد اردبیلى، معروف به مقدس اردبیلى.
آقای آقا میرزا احمد آشتیانی
اصفهانی، سید ابوالحسن
اصفهانى، شیخ بهاء الدین معروف به فاضل هندى
آملی، آقا شیخ محمد تقی
امینی ، عبد الحسین، علامه امینی
انصاری، شیخ مرتضی
ابو عمرو عبد الرحمن بن عمرو اوزاعى
بادكوبه ‏ای، آقا سید حسین
بحرالعلوم، سید مهدى
بهاء الدین محمد عاملى، معروف به شیخ بهائى
بهبهانى، محمد باقر معروف به وحید بهبهانى
شیخ على بن هلال جزایرى
جوینی، امام الحرمین
حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى، معروف به علامه حلّى
شیخ ابوالصلاح حلبى
خارجة بن زید بن ثابت انصارى
محقق خوانساری
آقا حسین خوانسارى، معروف به محقق خوانسارى
جمال المحققین، معروف به آقا جمال خوانسارى.
زفر بن الهذیل
ملامحمدباقر سبزوارى، معروف به محقق سبزوارى
سعید بن مسیب مخزومى
حمزة بن عبد العزیز دیلمى، معروف به سلاّر دیلمى
سلیمان بن یسار
سید رضی
سید مرتضى معروف به علَم الهدى
شافعى، محمد بن ادریس
شهید اول، محمد بن مكّى
شهید ثانى، شیخ زین الدین
شیبانى، محمد بن حسن
شیخ صدوق
شیخ طوسی
شیخ على بن عبد العالى كَرَكى، معروف به محقق كَرَكى یا محقق ثانى
شیرزای، میرزا محمد تقی
صدر، امام موسی
عبیداللّٰه بن عبد اللّٰه بن عتبة بن مسعود
عروة بن زبیر
علوی سبزواری، حاج میرزا حسین
عیاسی سمرقندی
غروی اصفهانی، حاج شیخ محمد حسین
غزالی، امام محمد
فضل به شاذان
فیض كاشانی
قاسم بن محمد بن ابى بكر
آقا سید ابو الحسن رفیعی قزوینی
قطب راوندی
شیخ عباس قمی
شیخ جعفر كاشف الغطاء
ابوجعفر محمد بن یعقوب كلینى رازى
سید جمال الدین گلپایگانی
لیث بن سعد اصفهانى
مالك بن انس
علامه مجلسی
مجلسی، محمد تقی
قاضی سعید قمی
سید حسن مدرس
عبد اللّٰه بن مبارك مروزى
فاضل مقداد
میر محمد باقر داماد
میرزا مهدی بن میرزا هدایت الله شهید مشهدی
حاج میرزا حسین نائینى
نجفی، محمد حسن
نراقی، ملا احمد
نراقی، ملا مهدی
نوری، شیخ فضل الله
علامه محدث نوری
حاج شیخ عبد النبی نوری
هشام بن الحكم
همدانی، آخوند ملا حسینقلی
Expand شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "
Expand شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "
شخصیت ها در دانشنامه حوزه های علمیه
Expand شخصیت ها در دانشنامه  " زندگی نامه شهید مطهری "شخصیت ها در دانشنامه " زندگی نامه شهید مطهری "
شخصیت ها در دانشنامه " تاریخ "
شخصیت ها در دانشنامه " زن در اسلام "
شخصیت ها در دانشنامه "مباحث اجتماعی"
 

محمد باقر بن محمد اكمل بهبهانى، معروف به وحید بهبهانى

 

  •       زندگی اجمالی

این مرد شاگرد سید صدرالدین رضوى قمى شارح وافیه و او شاگرد آقا جمال خوانسارى سابق الذكر است. وحید بهبهانى در دوره بعد از صفویه قرار دارد. حوزه اصفهان بعد از انقراض صفویه از مركزیت افتاد، برخى از علما و فقها- از آن جمله سید صدرالدین رضوى قمى استاد وحید بهبهانى- در اثر فتنه افغان به عتبات مهاجرت كردند.

وحید بهبهانى كربلا را مركز قرار داد و شاگردان بسیار مبرّز تربیت كرد. از آن جمله است سید مهدى بحرالعلوم، شیخ جعفر كاشف الغطاء، میرزا ابوالقاسم قمى صاحب كتاب قوانین، حاج ملامهدى نراقى، سیدعلى صاحب ریاض، میرزا مهدى شهرستانى، سید محمد باقر شفتى اصفهانى معروف به حجة الاسلام، میرزا مهدى شهیدى مشهدى، سید جواد صاحب مفتاح الكرامة، سید محسن اعرجى.

علاوه بر این او مبارزه پیگیرى كرد در دفاع از اجتهاد و مبارزه با اخباریگرى كه در آن وقت سخت رواج یافته بود. شكست دادن اخباریان و تربیت گروهى مجتهد مبرّز سبب شد كه او را «استاد الكُل» خواندند. او تقوا را در حد كمال داشت.

شاگردانش براى او احترام بسیار عمیقى قائل بودند. وحید بهبهانى نسب به مجلسى اول مى برد یعنى از نواده هاى دخترى مجلسى اول (البته به چند واسطه) است. دختر مجلسى اول كه جدّه وحید بهبهانى است به نام «آمنه بیگم» است. آمنه بیگم همسر ملاصالح مازندرانى بوده و زنى فاضله و فقیهه بوده است. با آنكه همسرش ملا صالح مردى بسیار عالم و فاضل بوده است گاهى آمنه بیگم مشكلات علمى شوهر فاضل خود را حل مى كرده است. [1]

 

  •     تربیت شاگردان مبرز

اهمیت مرحوم وحید بهبهانى یكى در این است كه شاگردان بسیار مبرزى با ذوق فقاهت و اجتهاد تربیت كرد ، از قبیل سید مهدى بحرالعلوم ، شیخ جعفر كاشف الغطاء ، میرزا ابوالقاسم گیلانى معروف به میرزاى قمى وعده اى دیگر . دیگر اینكه مبارزه اى پیگیر با گروه اخباریین كه در آن زمان نفوذ زیادى داشته اند كرد و شكست سختى به آنها داد . پیروزى روش فقاهت و اجتهاد بر روش اخباریگرى تا حد زیادى مدیون زحمات مرحوم وحید بهبهانى است . [2]

 

  •      حكایت

در شرح احوال استاد الفقهاء وحید بهبهانى رضوان الله علیه مى نویسند :

كه روزى یكى از عروسهاى خود را مشاهده كرد كه پیراهنى الوان از نوع پارچه هائى كه معمولا زنان اعیان و اشراف آن عصر مى پوشیدند به تن كرده است . فرزندشان ( مرحوم آقا محمد اسماعیل شوهر آن خانم ) را مورد ملامت قرار دادند ، او در جواب پدر این آیه قرآن را خواند :

قل من حرم زینه الله التى اخرج لعباده و الطیبات من الرزق ؟

یعنى (( بگو چه كسى زینت هائى كه خدا براى بندگانش آفریده و هم چنین روزیهاى پاكیزه را تحریم كرده است ؟ )) ، ایشان جواب دادند من نمى گویم خوب پوشیدن و خوب نوشیدن و از نعمتهاى الهى استفاده كردن حرام است ، خیر در اسلام چنین ممنوعیتهائى وجود ندارد ، ولى یك مطلب دیگر هست و آن اینكه ما و خانواده ما به اعتبار اینكه پیشواى دینى مردم هستیم وظیفه خاصى داریم ، خانواده هاى فقیر وقتى كه اغنیا را مى بینند كه از همه چیز برخوردارند طبعا ناراحت مى شوند ، یگانه مایه تسكین آلامشان اینست كه خانواده (( آقا )) در تیپ خودشان هستند ، اگر ما هم در زندگى به شكل تیپ اغنیا در آئیم این یگانه مایه تسكین آلام هم از میان مى رود . ما كه قادر نیستیم عملا وضع موجود را تغییر دهیم لااقل از این مقدار همدردى مضایقه نكنیم )) .

چنانكه به وضوح مى بینیم ، زهدهاى ناشى از همدردى و شركت در غمخوارگى هم بهیچوجه با رهبانیت هم ریشگى ندارد ، مبنى برگریز از اجتماع نیست بلكه راهى است براى تسكین آلام اجتماع .  [3]

 

  •       حكایت

داستانى است از یكى از بزرگان علماى شیعه ، مرحوم وحید بهبهانى ( محمدبن باقربن محمد اكمل ) از بزرگان علما و استاد بحرالعلوم و میرزاى قمى و كاشف الغطاء و از كسانى است كه حوزه علمى او در كربلا حوزه بسیار پربركتى بوده و در كربلا هم زندگى مى كرده است ایشان دو پسر دارد یكى به نام آقا محمد على صاحب كتاب (( مقامع )) و دیگرى به نام آقا محمد اسماعیل در شرح حال این مرد بزرگ نوشته اند روزى عروسش ( زن آقا محمد اسماعیل ) را دید كه جامه هاى عالى و فاخر پوشیده است ، به پسرش اعتراض كرد كه چرا براى زنت اینجور لباس مى خرى ؟ پسرش خیلى جواب روشنى داد ، گفت : قل من حرم زینة الله التى اخرج لعباده و الطیبات من الرزق (سوره اعراف ، آیه 32  ) مگر اینها حرام است ؟ لباس فاخر و زیبا را چه كسى حرا كرده است ؟ گفت پسركم نمى گویم كه اینها حرام است ، البته حلال است ، من روى حساب دیگرى مى گویم ، من مرجع تقلید و پیشواى این مردم هستم ، در میان این مردم غنى هست ، فقیر هست ، متمكن هست ، غیر متمكن هست ، افرادى كه از این لباسهاى فاخر و فاخرتر بپوشند هستند ولى طبقات زیادى هم هستند كه نمى توانند اینجور لباسها بپوشند ، لباس كرباس مى پوشند ، ما كه نمى توانیم این لباسى را كه خودمان مى پوشیم براى مردم هم تهیه كنیم و نمى توانیم كه آنها را در این سطح زندگى بیاوریم ولى یك كار از ما ساخته است و آن همدردى كردن با آنهاست آنها چشمشان به ماست ، یك مرد فقیر وقتى زنش از او لباس فاخر مطالبه مى كند ، یك مایه تسكین خاطر دارد ، مى گوید : گیرم ما مثل ثروتمندها نبودیم ، ما مثل خانه آقاى وحید زندگى مى كنیم بین زن یا عروس وحید اینجور مى پوشد كه تو مى پوشى ؟ واى به حال آن وقتى كه ما هم زندگیمان را مثل طبقه مرفه و ثروتمند كنیم كه این یگانه مایه تسلى خاطر و كمك روحى فقرا هم از دست مى رود ، من به این منظور مى گویم ما باید زاهدانه زندگى كنیم كه زهد ما همدردى با فقرا باشد روزى كه دیگران توانستند لباس فاخر بپوشند ما هم لباس فاخر مى پوشیم . [4]

 

 

  •      مذمت جمود اخباریان

از وحید بهبهانى نقل شده كه فرمود یك وقت هلال ماه شوال به تواتر ثابت شد . اینقدر افرادى آمدند و گفتند ما ماه را دیدیم كه براى من یقین حاصل شد . من حكم كردم كه امروز عید فطر است . یكى از اخباریین به من اعتراض كرد كه تو خودت ندیده اى و اشخاص مسلم العدالة هم شهادت نداده اند ، چرا حكم كردى ؟ گفتم متواتر است و از تواتر براى من یقین پیدا شد . گفت در كدام حدیث وارد شده كه تواتر حجت است ؟ !

ايضا وحيد مى گوید : جمود اخباریها به این حد است كه اگر فرضا مریضى رفته باشد پیش یكى از ائمه و آن امام به او فرموده باشد آب سرد بخور ، اخباریها به همه مریضهاى دنیا خواهند گفت هر وقت مریض شدید و هر مرضى پیدا كردید علاجش آب سرد است ، فكر نمى كنند كه این دستور مخصوص حال آن مریض بوده نه همه مریضها .

ایضا معروف است كه بعضى اخباریها دستور مى دادند كه به كفن میت شهادتین بنویسند و به این صورت بنویسید اسماعیل یشهد ان لا اله الا الله یعنى اسماعیل شهادت مى دهد به وحدانیت خدا حال چرا شهادت را به نام اسماعیل بنویسند ، زیرا در حدیث وارد شده كه حضرت صادق ( ع ) در كفن فرزندشان اسماعیل به این عبارت نوشته بودند .

اخباریین فكر نمى كردند كه در كفن اسماعیل كه اینطور مى نوشتند چون اسم او اسماعیل بود . حالا كه مثلا حسن قلى بك مرده چرا اسم خودش را ننویسیم و اسم اسماعیل را بنویسیم ؟ ! اخباریین مى گفتند اینها دیگر اجتهاد و اعمال نظر و اتكاء به عقل است . ما اهل تعبد و تسلیم و قال الباقر ( ع ) و قال الصادق ( ع ) مى باشیم ، از پیش خود دخالت نمى كنیم . [5]

 

 

  •      مبارزه با اخباریگرى

به هر حال اخباریگرى نهضتى بود بر ضدیت عقل . جمود و خشكى عجیبى بر این مسلك حكمفرما است . خوشبختانه افراد رشیدى مانند وحید بهبهانى معروف به (( آقا )) كه آقایان آل آقا از نسل ایشان هستند ، و شاگردان ایشان ، و بعد مرحوم حاج شیخ مرتضى انصارى اعلى الله مقامه با این مسلك مبارزه كردند .

وحید بهبهانى در كربلا بود . در آنوقت صاحب (( حدائق )) هم كه اخبارى متبحرى است ، در كربلا بود و هر دو حوزه درس داشتند . وحید مسلك اجتهاد داشت و صاحب (( حدائق )) مسلك اخبارى ، و قهرا مبارزه سختى بود . بالاخره وحید بهبهانى ، صاحب حدائق را شكست داد . مى گویند شاگردهاى مبرز وحید بهبهانى از قبیل كاشف الغطاء و بحر العلوم و سید مهدى شهرستانى ، همه ، اول شاگرد صاحب حدائق بودند و بعد آمدند به درس وحید و درس صاحب حدائق را ترك كردند .

ولى البته صاحب حدائق یك اخبارى ملایمى است ، خودش مدعى است كه مسلك او با مسلك مرحوم مجلسى یكى است ، متوسط بین اخبارى و اصولى است ، به علاوه مردى متقى و خدا ترس و با ایمان بوده ، با همه اینكه وحید بهبهانى با شدت با او مبارزه كرد و نماز جماعت خواندن با او را منع كرد ، او برعكس مى گفت نماز جماعت با آقاى وحید صحیح است ، و مى گویند وقت مردن وصیت كرد كه نماز میت او را وحید بهبهانى بخواند . [6]

 

  •       پیروزى اجتهاد بر اخباریگرى

درست نظیر نهضت احمد حنبل و ابن تیمیه در میان اهل تسنن ، به وسیله ملاامین استرآبادى در میان ما پیدا شد . البته این نهضت بعدها به وسیله علماى بزرگى كه یكى از آنها مرحوم وحید بهبهانى است سركوب شد . وحید بهبهانى استاد بحرالعلوم بوده و در دوره بعد از صفویه مى زیسته است . این مرد از آن كسانى است كه نهضت تعقل و اجتهاد را در مقابل اخباریین پایه گذارى كرد و از نو اجتهاد را در مقابل این جمود قشرى گرى زنده كرد . و بعد از او مرحوم شیخ انصارى كه او را استاد المتأخرین مى گویند ، آخرین ضربه را به نفع اجتهاد و علیه اخباریگرى وارد كرد (نقطه مقابل (( اخباریین )) ، (( مجتهدین )) هستند . مى گویند مجتهدین و اخباریین .

به طورى كه دیگر بعد از آن ، اخباریین كمر راست نكردند (البته الان هم در گوشه و كنار هستند. ولى فكر اخبارى گرى به كلى از بین نرفته . حتى در بسیارى از مجتهدین نیز افكار اخبارى گرى هنوز نفوذ دارد و بقایایش در افكار آنها هست .

این یك تاریخچه مختصرى بود[ از ارزش تعقل در نظر مسلمین] كه نشان مى دهد در عین این كه اسلام ( حتى در مظهر حدیث آن ) اینهمه براى عقل احترام قائل شده ولى جریانهاى اجتماعى گاهى همه چیز را درهم مى پیچد . این جریانها در عالم اسلام پیدا شد ، هم در دنیاى تسنن و هم در دنیاى تشیع . [7]



-[1] آشنایی با كلیات علوم اسلامی – فقه - درس چهارم: تاریخچه ی فقه و فقهاء (3)   

 - [2] آشنایى باعلوم اسلامى   - فقه - درس سوم: تاریخچه مختصر

-[3] سیرى درنهج البلاغه - همدردی  

-[4] حق وباطل به ضمیمه احیاى تفكراسلامى   - حدیث علی علیه السلام در فلسفه ی زهد

-[5] اصل اجتهاد در اسلام - یك نمونه از دو طرز تفكر  

-[6] اصل اجتهاد در اسلام - مبارزه با اخباریگری  

-[7] تعلیم وتربیت دراسلام   - اخباریگری

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است