در
بازدید : 301630      تاریخ درج : 1391/5/19
Skip Navigation Links.
شخصیت ها در دانشنامه " قرآن "
Collapse شخصیت ها در دانشنامه " فقه "شخصیت ها در دانشنامه " فقه "
ابن ابى عقیل عمّانى
ابن ادریس حلّى
ابن براج
ابن جنید اسكافى
ابن حمزه طوسى، معروف به عمادالدین طوسى
سید ابوالمكارم ابن زهره
جمال السالكین ابوالعباس احمد بن فهد حلّى اسدى
ابواسحاق اسفراینی
ابوالقاسم محقق حلی
ابوالقاسم جعفربن حسن بن یحیى بن سعید حلى
ابوبكر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام مخزومى
ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن زوطى
ابویوسف
احمد بن حنبل شیبانى
آخوند ملامحمد كاظم خراسانى
احمد بن محمد اردبیلى، معروف به مقدس اردبیلى.
آقای آقا میرزا احمد آشتیانی
اصفهانی، سید ابوالحسن
اصفهانى، شیخ بهاء الدین معروف به فاضل هندى
آملی، آقا شیخ محمد تقی
امینی ، عبد الحسین، علامه امینی
انصاری، شیخ مرتضی
ابو عمرو عبد الرحمن بن عمرو اوزاعى
بادكوبه ‏ای، آقا سید حسین
بحرالعلوم، سید مهدى
بهاء الدین محمد عاملى، معروف به شیخ بهائى
بهبهانى، محمد باقر معروف به وحید بهبهانى
شیخ على بن هلال جزایرى
جوینی، امام الحرمین
حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى، معروف به علامه حلّى
شیخ ابوالصلاح حلبى
خارجة بن زید بن ثابت انصارى
محقق خوانساری
آقا حسین خوانسارى، معروف به محقق خوانسارى
جمال المحققین، معروف به آقا جمال خوانسارى.
زفر بن الهذیل
ملامحمدباقر سبزوارى، معروف به محقق سبزوارى
سعید بن مسیب مخزومى
حمزة بن عبد العزیز دیلمى، معروف به سلاّر دیلمى
سلیمان بن یسار
سید رضی
سید مرتضى معروف به علَم الهدى
شافعى، محمد بن ادریس
شهید اول، محمد بن مكّى
شهید ثانى، شیخ زین الدین
شیبانى، محمد بن حسن
شیخ صدوق
شیخ طوسی
شیخ على بن عبد العالى كَرَكى، معروف به محقق كَرَكى یا محقق ثانى
شیرزای، میرزا محمد تقی
صدر، امام موسی
عبیداللّٰه بن عبد اللّٰه بن عتبة بن مسعود
عروة بن زبیر
علوی سبزواری، حاج میرزا حسین
عیاسی سمرقندی
غروی اصفهانی، حاج شیخ محمد حسین
غزالی، امام محمد
فضل به شاذان
فیض كاشانی
قاسم بن محمد بن ابى بكر
آقا سید ابو الحسن رفیعی قزوینی
قطب راوندی
شیخ عباس قمی
شیخ جعفر كاشف الغطاء
ابوجعفر محمد بن یعقوب كلینى رازى
سید جمال الدین گلپایگانی
لیث بن سعد اصفهانى
مالك بن انس
علامه مجلسی
مجلسی، محمد تقی
قاضی سعید قمی
سید حسن مدرس
عبد اللّٰه بن مبارك مروزى
فاضل مقداد
میر محمد باقر داماد
میرزا مهدی بن میرزا هدایت الله شهید مشهدی
حاج میرزا حسین نائینى
نجفی، محمد حسن
نراقی، ملا احمد
نراقی، ملا مهدی
نوری، شیخ فضل الله
علامه محدث نوری
حاج شیخ عبد النبی نوری
هشام بن الحكم
همدانی، آخوند ملا حسینقلی
Expand شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "
Expand شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "
شخصیت ها در دانشنامه حوزه های علمیه
Expand شخصیت ها در دانشنامه  " زندگی نامه شهید مطهری "شخصیت ها در دانشنامه " زندگی نامه شهید مطهری "
شخصیت ها در دانشنامه " تاریخ "
شخصیت ها در دانشنامه " زن در اسلام "
شخصیت ها در دانشنامه "مباحث اجتماعی"
 

 

  •      اجمالی از زندگی شهید اول  

شاگرد فخر المحققین و از اعاظم فقهاى شیعه است. در ردیف محقق حلّى و علامه حلّى است. اهل جبل عامل است كه منطقه اى است در جنوب لبنان و از قدیمترین مراكز تشیع است و هم اكنون نیز یك مركز شیعى است. شهید اول در سال 734 متولد شده و در 786 به فتواى یك

فقیه مالكى مذهب و تأیید یك فقیه شافعى مذهب شهید شده است. او شاگرد شاگردان علامه حلّى و از آن جمله فخر المحققین بوده است. كتابهاى معروف شهید اول در فقه عبارت است ازاللّمعه كه در مدت كوتاهى در همان زندانى كه منجر به شهادتش شد تألیف كرده است و عجیب این است كه این كتاب شریف را در دو قرن بعد فقیهى بزرگ شرح كرد كه او سرنوشتى مانند مؤلف پیدا كرد یعنى شهید شد و «شهید ثانى» لقب گرفت. شرح لمعه تألیف شهید ثانى است كه همواره از كتب درسى طلاب بوده و هست. كتابهاى دیگر شهید اول عبارت است از: دروس، ذكرى ٰ، بیان، الفیّه، قواعد. همه كتب او از نفایس آثار فقهى است. كتب شهید اول نیز مانند كتب محقق و علامه حلّى در عصرهاى بعد از طرف فقها شرحها و حاشیه هاى زیاد خورده است.

در میان فقهاى شیعه كتابهاى سه شخصیت فوق الذكر یعنى محقق حلّى، علامه حلّى، شهید اول كه در قرن هفتم و هشتم مى زیسته اند به صورت متون فقهى درآمده و دیگران بر آنها شرح و حاشیه نوشته اند و كسى دیگر نمى بینیم كه چنین عنایتى به آثار او شده باشد. فقط در یك قرن گذشته دو كتاب از كتابهاى شیخ مرتضى انصارى كه در حدود صد و سیزده سال از وفاتش مى گذرد چنین وضعى به خود گرفته است.

خاندان شهید اول خاندان علم و فضل و فقه بوده اند و نسلهاى متوالى این شرافت را براى خود نگهدارى كرده اند. شهید سه پسر دارد كه هر سه از علما و فقها بوده اند همچنانكه همسرش امّ على و دخترش امّ الحسن نیز فقیهه بوده اند و شهید زنان را در پاره اى از مسائل فقهى به این دو بانوى فاضله ارجاع مى كرده است. در كتاب ریحانة الادب مى نویسد:

بعضى از بزرگان فاطمه دختر شهید را «شیخه» و «سَتّ المشایخ» یعنى سیّدة المشایخ لقب داده اند. (1)

 

  •       فتوی به حرمت استماع صوت اجنبیه

دو مسأله دیگر در باب معاشرت زن و مرد باقى مانده كه بد نیست آنها را نیز بررسى كنیم : یكى مسأله شنیدن صداى زن است و دیگر مسأله دست دادن با او است .

در مسأله اول , ظاهرا مسلم است كه شنیدن صداى زن در صورتى كه تلذذ و ریبه در كار نباشد جایز است . مرحوم آیة الله سید محمد كاظم طباطبائى یزدى در عروه الوثقى باب نكاح فصل اول مسأله 39 مى فرماید :

(( لا بأس بسماع صوت الاجنبیة ما لم یكن تلذذ و لا ریبة من غیر فرق بین الاعمى و البصیر و ان كان الاحوط الترك فى غیر مقام الضروره , و یحرم علیها اسماع الصوت الذى فیه تهییج للسامع بتحسینه و ترقیقه . قال تعالى : (( فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فی قلبه مرض )) .

 

یعنى : شنیدن صداى زن در صورتى كه تلذذ و ریبه نباید جایز است ولى در عین حال مادامى كه ضرورتى نیست , ترك آن بهتر است . و بر زن حرام است كه بخواهد صوت خود را نازك كند و نیكو سازد به طورى كه تحریك آمیز باشد , چنانكه خداى متعال در قرآن خطاب به زنان پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید : در حرف زدن صدا را نازك و مهیج نكنید كه  موجب طمع بیماردلان گردد .

مسأله جواز استماع صداى زن , جزء مسلمات است و دلیل آن سیره قطعى بین مسلمین و ضرورى بودن و مخصوصا سیره قطعى تاریخى رسول خدا و ائمه اطهار است .

علاوه بر این , مفهوم آیه مذكور اینست كه حرف زدنى كه در آن كرشمه و ناز به كار نرود جایز است . یعنى خود اين آيه دليل بر جواز همسخن شدن زن و مرد اجنبى است .

تنها شهید اول است كه در لمعه مى فرماید : (( و یحرم سماع صوت الاجنبیه )) , و بعضى از فقهاء معاصر احتمال داده اند كه خطائى از نساخ رخ داده است و مثلا (( لا یحرم )) را (( یحرم )) نوشته اند . (2)

 

  •       تعریف شیعه

 (( الشیعة من شایع علیا )) شهید[ اول] در لمعه به مناسبتى این حرف را مى گوید و دیگران هم این را گفته اند : شيعه یعنى كسى كه على را مشايعت كند , یعنى انسان با (( لفظ )) شيعه نمى شود , با (( حرف )) شیعه نمى شود , با (( حب و علاقه فقط )) شیعه نمى شود , پس با چه چیز شیعه مى شود ؟ با مشایعت , مشايعت یعنى همراهى . وقتى كسى مى رود , شما پشت سر و همراه او مى روید , این را (( مشایعت )) مى گویند , شيعه على یعنى مشايعت كننده عملى على .

 

منبع :

  1.  آشنایی با كلیات علوم اسلامی – فقه و اصول  - درس سوم: تاریخچه ی فقه و فقهاء (2)
  2. زن و جامعه از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری بخش دوم
  3. انسان كامل ؛ راههاى شناخت انسان كامل از نظر اسلام

لینك مرتبط :

  1.  شهید اول

 

 

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است