در
بازدید : 301645      تاریخ درج : 1391/5/19
Skip Navigation Links.
شخصیت ها در دانشنامه " قرآن "
Collapse شخصیت ها در دانشنامه " فقه "شخصیت ها در دانشنامه " فقه "
ابن ابى عقیل عمّانى
ابن ادریس حلّى
ابن براج
ابن جنید اسكافى
ابن حمزه طوسى، معروف به عمادالدین طوسى
سید ابوالمكارم ابن زهره
جمال السالكین ابوالعباس احمد بن فهد حلّى اسدى
ابواسحاق اسفراینی
ابوالقاسم محقق حلی
ابوالقاسم جعفربن حسن بن یحیى بن سعید حلى
ابوبكر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام مخزومى
ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن زوطى
ابویوسف
احمد بن حنبل شیبانى
آخوند ملامحمد كاظم خراسانى
احمد بن محمد اردبیلى، معروف به مقدس اردبیلى.
آقای آقا میرزا احمد آشتیانی
اصفهانی، سید ابوالحسن
اصفهانى، شیخ بهاء الدین معروف به فاضل هندى
آملی، آقا شیخ محمد تقی
امینی ، عبد الحسین، علامه امینی
انصاری، شیخ مرتضی
ابو عمرو عبد الرحمن بن عمرو اوزاعى
بادكوبه ‏ای، آقا سید حسین
بحرالعلوم، سید مهدى
بهاء الدین محمد عاملى، معروف به شیخ بهائى
بهبهانى، محمد باقر معروف به وحید بهبهانى
شیخ على بن هلال جزایرى
جوینی، امام الحرمین
حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى، معروف به علامه حلّى
شیخ ابوالصلاح حلبى
خارجة بن زید بن ثابت انصارى
محقق خوانساری
آقا حسین خوانسارى، معروف به محقق خوانسارى
جمال المحققین، معروف به آقا جمال خوانسارى.
زفر بن الهذیل
ملامحمدباقر سبزوارى، معروف به محقق سبزوارى
سعید بن مسیب مخزومى
حمزة بن عبد العزیز دیلمى، معروف به سلاّر دیلمى
سلیمان بن یسار
سید رضی
سید مرتضى معروف به علَم الهدى
شافعى، محمد بن ادریس
شهید اول، محمد بن مكّى
شهید ثانى، شیخ زین الدین
شیبانى، محمد بن حسن
شیخ صدوق
شیخ طوسی
شیخ على بن عبد العالى كَرَكى، معروف به محقق كَرَكى یا محقق ثانى
شیرزای، میرزا محمد تقی
صدر، امام موسی
عبیداللّٰه بن عبد اللّٰه بن عتبة بن مسعود
عروة بن زبیر
علوی سبزواری، حاج میرزا حسین
عیاسی سمرقندی
غروی اصفهانی، حاج شیخ محمد حسین
غزالی، امام محمد
فضل به شاذان
فیض كاشانی
قاسم بن محمد بن ابى بكر
آقا سید ابو الحسن رفیعی قزوینی
قطب راوندی
شیخ عباس قمی
شیخ جعفر كاشف الغطاء
ابوجعفر محمد بن یعقوب كلینى رازى
سید جمال الدین گلپایگانی
لیث بن سعد اصفهانى
مالك بن انس
علامه مجلسی
مجلسی، محمد تقی
قاضی سعید قمی
سید حسن مدرس
عبد اللّٰه بن مبارك مروزى
فاضل مقداد
میر محمد باقر داماد
میرزا مهدی بن میرزا هدایت الله شهید مشهدی
حاج میرزا حسین نائینى
نجفی، محمد حسن
نراقی، ملا احمد
نراقی، ملا مهدی
نوری، شیخ فضل الله
علامه محدث نوری
حاج شیخ عبد النبی نوری
هشام بن الحكم
همدانی، آخوند ملا حسینقلی
Expand شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "شخصیت ها در دانشنامه " اصول فقه "
Expand شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "شخصیت ها در دانشنامه " عرفان "
شخصیت ها در دانشنامه حوزه های علمیه
Expand شخصیت ها در دانشنامه  " زندگی نامه شهید مطهری "شخصیت ها در دانشنامه " زندگی نامه شهید مطهری "
شخصیت ها در دانشنامه " تاریخ "
شخصیت ها در دانشنامه " زن در اسلام "
شخصیت ها در دانشنامه "مباحث اجتماعی"
 

علامه مجلسی در بحار الانوار

  •       ادعای اجماع  علامه مجلسی بر معاد به معنی عود ارواح به اجساد

محدثین متشرعه مثل مرحوم مجلسى ادعا مى كنند كه اجماع همه اهل ادیان است بر معاد به معنى عود ارواح به اجساد [1]

 

  •       تحلیلی درباره لغزش شیخ مفید ، سید مرتضی ، علامه حلی و مجلسی در خصوص بررسی مسئله قضا و قدر

چیزى كه براى یك نفر محقق و عارف به مسائل توحید بسیار بسیار اعجاب آور است ،  منطق مخصوصى است كه قرآن كریم و پس از آن ،  روایات ماثوره از رسول اكرم ( ص ) و على ( ع ) و سایر ائمه اطهار در مسائل توحید پیش گرفته اند . این منطق اصلا و ابدا با منطق آن عصر و زمان تطبیق نمى كند ،  بلكه با منطق قرنها بعد كه كلام رونق گرفت و منطق و فلسفه رایج شد نیز تطبیق نمى كند ،  بسى بالاتر و والاتر از آنهاست . آنچه در مسأله سرنوشت ،  و قضا و قدر ،  و جبر و اختیار آمده است نمونه اى از این منطق است . این خود مى رساند كه قرآن كریم از منبع و منشأ دیگرى سرچشمه گرفته و آن كس كه قرآن بر زبان مقدس او جارى شده است ،  حقایق توحیدى را با دیده دیگرى مى دیده و مشاهده مى كرده است ،  و هم مى رساند كه اهل بیت پیغمبر ( صلوات الله و سلامه علیه و علیهم ) آشنایى شان با منطق قرآن و علوم قرآن با دیگران متفاوت بوده است .

در جاهایى كه دیگران به اقتضاى علو مطلب از سطح عادى افكار بشرى دچار سرگیجه بوده اند ،  آن بزرگواران حقایق را با روشن بینى خاصى بیان كرده اند . جاى تعجب نیست اگر دیده مى شود حتى متكلمین شیعه قادر نبوده اند . این مسائل را درست هضم كنند كه انحرافى براى آنها دست ندهد .

هنگامى كه انسان به كلمات بزرگانى مانند شیخ مفید و سید مرتضى و علامه حلى و مجلسى و امثال اینها برخورد مى كند و بیانات آنان را در این زمینه ها در كتب كلامى یا در شرح احادیث مى بیند ،  متوجه مى شود كه این شخصیتهاى بزرگ از قرار گرفتن تحت تأثیر بیانات معتزله و اشاعره مصون نمانده اند ،  طرز تفكرشان نزدیك به طرز تفكر معتزله یا اشاعره بوده است و ناچار بوده اند تا حد زیادى آیات و اخبار را د ر این گونه مسائل تأویل و توجیه كنند . بدیهى است این نقصى براى آن بزرگان محسوب نمى شود هر كس دیگر هم كه در شرایط آنها مى بود نمى توانست از آنچه آنها مصون نمانده اند مصون بماند . در همه شرق و غرب عالم ،  این منطق منحصر است به قرآن كریم و فرزندان و پروردگان این كتاب مقدس ،  یعنى اولیاى دین .

دیگران تدریجا و قدم به قدم در اثر آشنایى اصولى با این گونه مسائل و تعمق و تفكر زیاد توأم با توسل به قرآن مجید و كلمات رسول اكرم ( ص ) و ائمه دین مخصوصا على ( علیه السلام ) به این حریم راه یافته اند . [2]

 

  •       غض و غمض

كلمه دیگرى كه در این آیه به كار رفته است ،  كلمه (( یغضوا )) است كه از ماده (( غض )) است . غض و غمض دو لغت است كه هر دو در مورد چشم به كار مى رود و برخى آن دو را باهم اشتباه مى كنند . باید معناى این دو كلمه را نیز مشخص كنیم : غمض به معناى برهم گذاردن پلكها است . مى گویند غمض عین كن . كنایه است از اینكه صرف نظر كن .

چنانكه ملاحظه مى كنید این لغت با كلمه عین همراه مى شود نه با كلمه بصر .

ولى در مورد كلمه غض مى گویند غض بصر و یا غض نظر و یا غض طرف . غض به معناى كاهش دادن است و غض بصر یعنى كاهش دادن نگاه . در قرآن كریم سوره لقمان آیه 19 از زبان لقمان به فرزندش مى گوید : (( و اغضض من صوتك )) یعنى صداى خودت را كاهش بده ،  ملایم كن ،  فریاد نكن . در آیه 3 از سوره حجرات مى فرماید : (( ان الذین یغضون اصواتهم عند رسول الله اولئك الذین امتحن الله قلوبهم للتقوى )) یعنى آنانكه صداى خود را ( هنگام سخن گفتن ) در حضور رسول خدا ملایم مى كنند ،  یعنى فریاد بر نمى آورند ،  آنان كسانى هستند كه خداوند دلهایشان را براى تقوا آزمایش كرده است .

در حدیث معروف هند بن ابى هاله كه اوصاف و شمائل رسول اكرم را توصیف كرده چنین آمده است : (( (( و اذا فرخ غض طرفه )) (تفسیر صافى ذیل آیه 31 از سوره نور ،  نقل از تفسیر على بن ابراهیم .  ) یعنى وقتى كه خوشحال مى شد چشمها را به حالت نیم خفته در مى آورد . بدیهى است كه مقصود این نیست كه چشمها را روى هم مى گذاشت و یا به طرف مقابل نگاه نمى كرد .

مرحوم مجلسى در (( بحار )) این جمله را اینطور تفسیر مى كند : (( اى كسره و اطرق و لم یفتح عینه . و انما یفعل ذلك لیكون ابعد من الاشر و المرح )) . یعنى پلك چشم را مى شكست و سر را به پائین مى انداخت و چشمها را نمى گشود . چنین مى كرد تا از حالت شادى زدگى دور باشد . معمولا افرادى كه مغلوب احساسات خود هستند هنگامى كه شادى به آنها رو مى آورد بى اختیار چشمها را گشاد مى كنند و قهقهه سر مى دهند و به هیجان مى آیند ،  برخلاف افراد سنگین و با وقار . [3]

 

  •      معرفی بحارالانوار

بحارالانوار تالیف شیخ الاسلام ،  علامة المحدثین محمدباقربن محمدتقى مجلسى . این كتاب جامعترین كتب حدیث است ،  آنچه در سایر كتب حدیث به طور متفرق موجود بوده در این كتاب یكجا جمع آمده است . هدف مؤلف بیشتر جلوگیرى از تلف شدن كتب حدیث بوده است . لهذا صحیح و سقیم یكجا ذكر شده است . مجلسى در سال 1111 درگذشته است . [4]

 

  • ·         معرفی كتاب عین الحیات

كتاب عین الحیات مرحوم مجلسى شرح نصایحى است كه پیغمبر اكرم به ابوذر كرده [5]



-[1] كتاب:معاد   ؛  عود ارواح به خداوند

[2] - كتاب:انسان وسرنوشت / سطح عالی

[3] - مسئله حجاب / غض و غمض

[4] - خدمات متقابل اسلام و ایران/ حدیث و روایت

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است